جمعه 19 آذر 1395 05:28:44

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 9319

تاریخ انتشار : 05/07/1393 - 16:03

نگاهی به سرنوشت ظالم و مظلوم هشت سال جنگ جهانی پنهان

پیروزی جنگ هشت ساله به کدام جبهه رسید؟

عراق پس از 8 سال جنگ قرارداد 1975 الجزایر را پذیرفت، ازهمه مناطق باقی مانده تحت اشغال عقب نشست و مبادله اسرا انجام شد، و ایران به همه خواسته های خود دست یافت، چیزی که بعد ها خود صدام در نامه نگاری ها با مسئولین ایرانی به آن اشاره نمود. و پس از دادن آن همه تلفات و خسارت پیروزی بزرگ سیاسی را برای ایران رقم زد.

پیروزی جنگ هشت ساله به کدام جبهه رسید؟

 مقایسه میان سرنوشت و عاقبت نظام جمهوری اسلامی با رژیم صدام و کشورهای حامی او پس از جنگی هشت ساله برای بسیاری از سیاستمداران و رهبران جهان می تواند تجربه آموز باشد. در طول جنگ عراق علیه ایران کشورهای حامی صدام از هیچ همکاری برای یاری او دریغ نکردند، این کمک ها و همکاری ها را می توان در ابعاد مختلف تقسیم بندی نمود، سیاسی، نظامی و لجستیکی، مالی و اقتصادی و تبلیغاتی و اطلاعاتی. دیدبان در یادداشت زیر به دنبال این است تا تبیین کند که چه کسانی به حمایت و تشویق صدام در جنگ با ایران پرداختند؟آیا صدام با وجود این حمایت ها به اهداف خود دست یافت؟ پس از پایان جنگ دو کشور به چه سمت و سویی رهنمون شدند؟

جنگ بهانه ای برای انتقام

صدام به طمع اینکه می تواند رهبری جهان عرب را برعهده گیرد و عزت اعراب را که در اثر شکست های ناشی از جنگ های متعدد با اسرائیل خدشه دار شده بود به آنها برگرداند در پی حمله به ایران بر آمد، در این راستا کشور های عرب حاشیه خلیج فارس که همواره از قدرتی بزرگ همچون ایران در هراس بودند این فرصت را مغتنم شمرده و در حمایت از صدام کوشیدند از سوی دیگرعربستان سعودی،که در طول سالیان متمادی همواره با ایران بر سر بازی کردن نقش اساسی در معادلات منطقه با هم رقابت می کردند، از این فرصت به وجود آمده استقبال کرد، وقوع انقلاب اسلامی در ایران این فرصت را برای کشور های عربی به وجود آورد تا از تحولات و بی نظمی های ناشی از انقلاب حد اکثر استفاده را بکنند، کشور های حاشیه خلیج فارس می توانستند با آسودگی خیال و بدون ترس از قدرتی بزرک به فعالیت های اقتصادی خود ادامه دهند و از سوی دیگر، در خلع نبود قدرت ایران، عربستان می توانست به یکه تازی خود در منطقه ادامه دهد، و بتواند جای خالی شاه را به عنوان قدرت بزرگ منطقه پر کند. ازسوی دیگر انقلاب اسلامی و به دنبال آن شکل گیری ایدئولوژی ضد استکباری و نظم نوینی که با خود آورده بود زنگ خطر را برای قدرت های استکباری به ویژه کشورهای اروپایی به صدا در آورده بود، اما در صدر کسانی که از وقوع انقلاب اسلامی درایران خواب آسوده از چشمانش کنار رفته بود، و منافع و استراتژی هایش برای قدرت نمایی در منطقه و جهان به هم خورده بود، ایالات متحده آمریکا بود، این انقلاب در تعارض مستقیم با برنامه های این دولت بود، آمریکا پس از وقوع انقلاب اسلامی از همه توان و ظرفیت خود برای ضربه زدن به انقلاب استفاده کرد،از تحریک گروهای ضد انقلاب و اقلیت های قومی و مذهبی تا برنامه ریزی برای شکل دهی به کودتا ونیز تحریم های اقتصادی و تبلیغات سو علیه انقلاب تا حمله نظامی، که در همه آنها با وجود صدمات و هزینه های مادی و معنوی که برای انقلاب اسلامی به وجود آورد نتوانست به اهداف خود دست یابد، لذا آن زمان که صدام برای کسب قدرت و شهرت و برای رهایی از ترس و قوع انقلاب درکشورش در صدد ضربه زدن به این انقلاب بر آمد، تمامی کشورهای فوق فرصت را بهترین زمان برای رسیدن به هداف خود یعنی ضربه زدن به ایران اسلامی دانستند، و این نکته ای است که همه کشورهای حامی صدام در جنگ هشت ساله علیه ایران، بعدها و پس از حمله عراق به کویت و در طول سالیان اخیر که از فروپاشی حکومت بعث عراق می گذرد به آن اذعان می کنند.

حمایت از دیکتاتور

بدون شک جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را می توان به عنوان جنگی جهانی ولیکن پنهان، قلمداد کرد. حجم و اندازه کمک ها به در این جنگ به رژیم صدام به حدی است که قابل چشم پوشی نیست، چنانچه در اثر این حمایت ها در پایان جنگ علی رغم شکست های فراوان ارتش عراق و خسارت های بسیار، لکن میزان تجهیزات و ادوات و نیرو به چندن برابر از زمان آغاز جنگ رسید، این کمک ها از کمک های انسانی و تسلیحاتی و اطلاعاتی تا اقتصادی و تبلیغاتی را شامل می شود. آمارها به خوبی نشان می دهد که ارتش عراق با کمک کشور های حامی صدام توانسته است، حجم بالایی از خسارت ها را جبران کند و حتی به نحو چشمگیری بر توان خود بیافزاید؛ همه اینها در حالی است، که در سوی دیگر جمهوری اسلامی برای تامین تجهیزات و نیاز های لجستیکی خود در مضیغه قرار دارد و با تحریم های شدید دست و پنجه نرم می کند، فشار های ناشی از تحریم های اقتصادی و جنگ بر زندگی مردم تاثیر گذاشته است و حملات به تاسیسات و زیرساخت های کشور و نیز نفتکش ها و بنادر سختی جنگ را دو چندان کرده است. مسئولین برای تأمین نیازهای جنگ مجبور هستند آنها را با سختی و از بازارهای سیاه و یا از چند کشور معدود تهیه کنند و یا با تکیه به توان داخلی سعی در جبران کمبودها بنمایند.

کمک های نظامی و تسلیحاتی

آنچه در ادامه می آید تنها بخشی از کمک های تسلیحاتی جهانیان به رژیم صدام است که برای نمونه به آن اشاره می شود: در صدر کشورهایی که به تجهیز نظامی عراق پرداخته اند باید به اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرد؛ شوروی در آن زمان تامین کننده اصلی سلاح های مورد نیاز عراق بود و فرانسه و چین در رتبه های بعد بودند، این کشور 80 درصد از تانک ها و توپخانه های عراق را تامین می کرد، بیشتر از 5000 هزار از تانک های عراق ساخت شوروی بودند، همچنین 600هزار،  نفر بر زرهی و 3000 واحد توپخانه سنگین عراق ساخت شوروی بود، بیشتر این سلاح ها از شوروی مستقیما به عراق صادر می شد، در این زمینه امریکایی ها اقرار می کنند که ماشین جنگی توسط شوروی، چین و فرانسه ساخته شد. روزنامه اخبار مسکو چاپ شوروی در این زمینه می نویسد: فهرست تسلیحاتی که شوروی در سال های دهه هشتاد میلادی به عراق تحویل داده؛500دستگاه تانک تی 72 و 1000دستگاه تانک تی62، 350 فروند موشک زمین به زمین با برد300 کیلومتر، 25فروند هواپیمای شکاری میگ 29، 33 فروند هواپیمای شکاری میگ 25، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 23، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 21، 30 فروند جنگنده شکاری سوخوی25، 50فروند جنگنده شکاری سوخوی20؛ پکن نیز تا کنون 1500 دستگاه تانک تی 59 و تی69 و همچنین 80 فروند هواپیمای یو8 دراختیار بغداد گذاشته است.

ایالات متحده جدای از یاری رساندن به عراق در زمینه سیاسی با استفاده از ابزار دیپلماتیک برای فشار بر ایران و جلوگیری از خرید سلاح توسط ایران و محصولات با کاربرد چندگانه و نیز کمک های کشاورزی به عراق و همچنین در اختیار گذاشتن اطلاعات به عراق سنگ تمام گذاشت، سازمان اطلاعات آمریکا(سیا) در طول جنگ تحمیلی اطلاعات فوق العاده محرمانه ای از مراکز استراتژیکی ایران در اختیار عراق قرار داد، اطلاعات مربوط به تحرکات و محل استقرار نیروهای ایرانی از طریق ماهواره های پیشرفته و آواکس ها در اختیار ارتش عراق قرار داده می شد، در سال 1982 یک کانال ارتباطی مستقیم میان واشتنگتن و بغداد تحت نظارت ویلیام کیسی رئیس وقت سازمان سیا برای تبادل اطلاعات برقرارشد، نمونه هایی از این همکاری را می توان در حمله هواپیماهای عراق به جزیره سیری که دورترین پایانه نفتی ایران از مناطق جنگ بود و نیز در جریان عملیات کربلای 4 که کاملا لو رفت را مشاهده نمود.

شبکه ABC آمریکا در برنامه‌ای اعلام کرد که صدام‌ حسین از یک شرکت آمریکایی به نام آل کولاک در بالتیمور، بیش از 500تن ماده شیمیایی به نام فیودی گلیکول خریداری کرده که این ماده در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می‌شود. رژیم بعث عراق در زمان جنگ تحمیلی از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در خمپاره، راکت و گلوله‌های توپ استفاده می‌کرد. همچنین این شبکه آمریکایی فاش کرد: یک شرکت خصوصی آمریکایی در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی آمریکا نمونه‌هایی از مواد بیولوژیک و میکروبی را به عراق صادر کرده که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید ‌مثل بوده‌اند و در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون همچنین یک باکتری سمی به نام ستریدیوم باتولینی به چشم می‌خورد. همکاری های آمریکایی ها در همین حد باقی نماده و ارتش آمریکا در پایان جنگ عملا با نیروی دریای خود با ایران در خلیج فارس درگیر می شود.

فرانسه بزرگترین کشور غربی کمک دهنده به عراق بود، فرانسه در جنگ تقریبا6/16 میلیارد دلار سلاح های پیشرفته از جمله 133 فروند هواپیمای میراژ اف1 و 1000فروند موشک های اگزوست به عراق فروخت، شرکت لوازم الکتریکی تامسون که وابسته به دولت فرانسه بود 160 میلون دلار وسائل الکترنیکی برای تعمیر رادارهای هواپیماهای ساخت شوروی به عراق فروخت و صدها مشاور فنی و نظامی به عراق اعزام کرد و صدها تن از نظامیان عراقی در فرانسه تعلیم دیدند و تنها چندی قبل از حمله عراق به کویت این حمایت ها متوقف شد، که آن هم به دلیل عدم پرداخت به موقع از سوی عراق بود.

یک روزنامه ایتالیایی در ژانویه 1991 چنین می نویسد: ایتالیا در دوران جنگ عراق علیه ایران انواع سلاح های نظامی و بخشی از تکنولوژی هسته ای و ابزار مورد نیاز سلاح ها شیمیایی را در اختیار بغداد قرار داده بود.

آلمان وسایل یک کارخانه بزرگ تولید سلاح های شیمیایی را به عراق صادر می کند، این قطعات نه یک باره بلکه در چند مرحله و از طریق ترکیه به عراق صادر شد، این کارخانه می تواست در سال یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن ماده خام شمیمیایی را به گازهای خردل و تابون مبدل سازد، بگفته ی روزنامه اشپیگل در10اوت 1990: اینک عراق در سلمان پاک در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاه های تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد در شهر فلوجه مواد خام اولیه تهیه می شود و بالاخره در شهر سامرا گازهای خردل و گاز عصبی تابون به طور انبوه تولید می شود، در هر سه شهر شرکت های مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بوده اند این روزنامه در ادامه می نویسد: هیچ ملتی به اندازه آلمانی ها به صدام در تهیه اسلحه شیمیایی کمک نکرده است، در این راستا می توان از 207 شرکت نام برد که 86 شرکت آلمانی هستند، این شرکت ها با بی مسئولیتی کامل در حالیکه طمع کارانه حساب های بانکی خود را زیر نظر داشتند با تامین مواد و تجهیزات حیاتی برا ی تولید سلاح های شیمیایی عراق می پرداختند.

مرکز شیمیایی سامرا با اطلاع دولت آلمان و با کمک شرکت های این کشور، مرکز موشکی موصل با اطلاع دولت های آلمان، اتریش، ایتالیا و انگلیس و با کمک مجموعه شرکت های واقع در این چهار کشور ساخته شد. سازمان ملل متحد طی گزارشی به کمک‌های کشورهای غربی به برنامه‌های تسلیحاتی عراق اشاره کرد و نوشت: عراق تسلیحات خود را از 150شرکت آلمانی، آمریکایی و انگلیسی تهیه کرده است. براساس گزارش‌ها، دولت عراق از سال1975 توسط 80کمپانی آلمانی، 24شرکت آمریکایی و حدود 12شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی، سوئدی، برزیلی و آرژانتینی تجهیزات دریافت کرده است. آلمان بیشترین کمک را به برنامه تسلیحاتی عراق با حضور 27شرکت و آمریکا با 24شرکت انجام داده‌اند. اردن که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابطه حسنه‌ای با ایران نداشت، روابط بسیار نزدیکی با عراق برقرار کرده بود. پس از کنفرانس سران کشورهای عربی در بغداد و تونس، روابط بین عراق و اردن روز به روز نزدیکتر و عمیق‌تر شد؛ تا آنجا که ملک حسین صراحتا به نفع عراق و علیه ایران موضع‌گیری کرده و با کمک های سیاسی، اقتصادی و نظامی فراوان‌اش از جمله اعطای وام های چند میلیون دلاری به عراق، حمایت و پشتیبانی‌اش را از این کشور اعلام کرد. در طول جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، تنها سیستم حمل و نقل به عراق از طریق اردن صورت می‌گرفت. در این چهارچوب شبکه‌ی حمل و نقل وسیعی بین دو کشور ایجاد شد و بندر عقبه این کشور برای حمل و نقل سلاح و تجهیزات نظامی سبک و سنگین در اختیار عراق قرار گرفت. به علاوه ملک حسین که نظامیان اردن را برای سرکوبی مردم مسلمان ایران به عراق گسیل داشته بود، در نطقی اظهار داشته بود: اگر ضرورت ایجاب کند نیروهای بیشتری را به عراق اعزام خواهیم کرد.

مصر در راستای کمک به صدام در دهه 380/5 میلیارد دلار موشک و تسلیحات به عراق فروخت. اما کمک های نظامی فقط محدود به تسلیحات و تکنولوژی نظامی و آموزش نیرو ها نبوده بلکه بسیاری از کشور ها با ارسال نیروی انسانی خود در این راستا اقدام کرده اند، در این مورد می توان به حضور اسرایی از 19 ملیت در بازداشتگاه های ایران اشاره کردکه از بین آنها تعداد اسرای سودانی، مصری و.. قابل توجه است.

کمک های مالی و سیاسی

کویت در جنگ معادل 15میلیون دلار به عراق کمک مالی داده و علاوه بر حمایت از عراق در جنگ از سال 1986 به بعد با اشباع عمومی بازارهای نفتی جهان از افزایش بهای نفت جلوگیری کرد تا به این ترتیب از درآمدهای نفتی ایران جلوگیری کند، کمک های مالی کویت جدای از نفتی بود که این کشور به عراق صادر می کرد، عراق در جنگ با ایران حدود 60 میلیارد دلار وام دریافت کرده است که از این میزان 40 میلیارد دلار از سوی کشور های عربی پرداخت شده است. آمریکا از سال 1982 وام های بانکی وارداتی و صادراتی به عراق اعطا کرد که ارزش آنها به 270میلیون دلار می رسد و عراق از بزرگترین خریدارن گندم، برنج، ذرت، احشام و دیگر محصولات کشاورزی آمریکا بود، عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بخش عمده ای از در آمدهای نفتی خود را در اختیار عراق قرار می دادند، کویت و عربستان توافق کردند که از سال ‌١٩٨٢ عایدات صدور نفت از منطقه‌ی بی طرف روزانه ‌٣٠٠ الی ‌٣٥٠ هزار بشکه به حساب عراق ریخته شود. در بعد حمایت ها سیاسی و تبلیغاتی کشورهای غربی از جایگاه خود در سازمان های بین المللی استفاده کرده و در ضربه زدن به ایران و دادن آسودگی برای صدام برای انجام هر اقدام غیر انسانی تلاش می کنند نمونه ای از این اقدامات را می توان در فعالیت های آنان در شورای امنیت سازمان ملل متحد اشاره کرد که حتی سال های پایانی جنگ از به کار بردن لفظ جنگ به خاطر بار حقوقی آن پرهیز می کردند و در جلسات شورای امنیت ضمن حمایت ضمنی از صدام از مشخص کردن متجاوز و آغازگر جنگ خودداری نموده و تنها در مواقعی که نیرو های ایرانی می توانستند ضرباتی به پیکر ارتش عراق وارد آورد، تنها از طرفین می خواستند که به نزاع پایان دهند.

در عین حال رسانه های غربی از همه توان خود برای ایجاد جبهه ای متحد علیه ایران استفده کرده و در راستای ایران هراسی تلاش می نمودند، خود این کشور ها بعد از حمله صدام به کویت ، به اشتباهات خود در حمایت از صدام پی برده و بار ها به آن اعتراف نمودند.

پیروز جنگ که بود؟

این کشورها در توجیه این حمایت ها خود به این نکته استناد می کردند که در شرایط جنگ میان عراق و ایران  تنها برای جلوگیری از پیروزی نظام اسلامی و افزایش قدرت و نفوذ آن تلاش می کردند، اما در نهایت حمله عراق به کویت پس از پایان جنگ و پذیرش همه خواسته های ایران ازسوی عراق، این پیام را برای سیاستمداران به همراه داشت که علی رغم حمایت های بی حد و حصر و یک جانبه از عراق این ایران بود که با سر بلندی از جنگ بیرون آمد، میلیاردها دلار اتلاف هزینه و صدها هزار نفر کشته و از بین رفتن زیر ساخت ها و در نهایت عدم توفیق در رسیدن به اهداف جنگ، چیزی بود که برای عراق به دست آمده بود، در اثر حمایت های جهانی از صدام اینک پس از جنگ او به یک حیوان خطرناک که امنیت جهان و منطقه را تهدید می کرد مبدل شده بود، که در اولین اقدام خود به حامی خود یعنی کویت حمله نمود و به تهدید دیگر حامیان عرب خود پرداخت، این در حالی بود که ایران در اثر ایستادگی و مقاومت در سایه فرماندهی حکیمانه و شجاعانه امام خمینی(ره) توانسته بود به همه خواسته های خود دست یابد.


عراق پس از 8 سال جنگ قرارداد1975 الجزایر را پذیرفت، از همه مناطق باقی مانده تحت اشغال عقب نسشت و مبادله اسرا انجام شد، و ایران به همه خواسته های خود رسید چیزی که بعد ها خود صدام هم در نامه نگاری ها با مسئولین ایرانی به آن اشاره نمود. پس از دادن آن همه تلفات و خسارت پیروزی بزرگ سیاسی را برای ایران رقم زد. پس از جنگ علی رغم خسارت هاو تلفات انسانی و هزینه های خرابی ها، توان وقدرت بازدارنگی ایران برای همگان روشن بود، در این ده سال پس از انقلاب اسلامی و به طور ویژه در هشت سال جنگ، انقلاب اسلامی به بلوغ رسید و توانست در برابر همه توطئه ها به تنهایی و با اتکال به قدرت الهی بایستد، پیروزی در جنگ منجر به افرایش برد و نفوذ در سطح منطقه و جهان شد، به دلیل اینکه در طول دوران جنگ کمبود تجهیزات همواره بر نیروها فشار می آورد روی آوردن ایران بر خود تکایی و خود باروری عاملی بود که سبب ایجاد خود اکتفایی در بسیاری از صنایع نظامی و غیر نظامی شد، و با سرعت به بازسازی و رشد علمی و تکنولوزیک خود ادامه داد. پس از حمله عراق به کویت و حمله ی نیرو های ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق و آگاه شدن حامیان صدام از اشتباه خود از یاری عراق در جنگ با ایران، بسیاری از توان و نیروی ارتش عراق متکی به حمایت های غرب و شرق از بین رفت و بغداد در آستانه سقوط قرار گرفت، عراق پس از این حمله با تحریم های شدید از سوی شورای امنیت قرار گرفت و حکومت صدام با بدهی های سرسام آوری روبه رو شد، عراق در پایان جنگ صد میلیارد دلار مقروض بود، یک کارشناسان غربی در تحلیل خود چنین می آورد که عراق پس از جنگ با ایران همچون پیرمرد فقیر و زخمی بود و برای جبران آن به همسایه ثروتمندش کویت حمله کرد.

اما این بار علی رغم اشغال سریع کویت از آنجایی که دیگر از پشتیبانی های قبلی خبری نبود، عراق به شدت ضعیف شد،  همه اینها تا جایی ادامه پیدا کرد که عراق در طی سال های  بعد از جنگ به کشوری منزوی و منفور مبدل شد و با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کرد تا اینکه در نهایت با اشغال عراق از سوی آمریکا رژیم بعث ساقط شد و دیکتاتور مورد حمایت غرب و شرق در مخفی گاه خود دستگیر و پس از چندی به منظور جلوگیری از افشای بیشتر روابط خود با حامیان دیروزش اعدام می شود، با سقوط حزب بعث بسیاری از اعضا و حامیانش با به وجود آمدن شرایط خلاء قدرت در عراق و ناتوانی از به دست گرفتن دوباره قدرت، پیوستن به گروه های تروریسیتی و القاعده فعال در عراق را در دستور کار خود قرار می دهند، اکنون و پس از سال ها از گذشت پایان جنگ تحمیلی عراق به ایران، هنوز نیروهای منفور بعثی با همکاری تکفیریون در راستای اهداف استکبار جهانی فعالیت می کنند و این بار در لباس حمایت و دفاع از اسلام و با نام دولت اسلامی وارد عمل شده اند و آنها که تا دیروز به پیروی از مقتدای خود صورت های خود را می تراشیدند امروز با ریش هایی طویل به کشتار مردم در عراق و سوریه می پردازند و پازل دشمن را تکمیل می کنند.

نتیجه گیری

بر اساس آنچه گفته شد دیدبان معتقد است که صدام با حمایت وسیع شرق و غرب برای ریشه کنی نظام اسلامی ایران وارد عمل می شود، اما استقامت مردم و رهبری جمهوری اسلامی بر مواضع و خواسته های به حق خود موجب شکست صدام می شود، اقدام صدام در حمله به ایران زمینه را برای سقوط حکومت عراق فراهم می کند و شمارش معکوس برای نابود آن آغاز می کند و کشور عراق را در گردآبی از مشکلات قرار می دهد و صدام پس از جنگ به حامیان خود هم رحم نکرده، لذا نظام استکبار پس از سوختن این مهره ی خود به دنبال حذف آن بر می آید و به بدترین وجه از صفحه روزگار محو می شود، و سر سپردگان بعثی در منفوریت و انزوا به حیات خود ادامه می دهند و کشور عراق کنونی به میدانی برای جولانگاه ترورست ها تبدیل شده، و این در حالی است که نظام جمهوری اسلامی سال ها پس از این جنگ نابرابر با تکیه بر ایمان به خداوند و در اطاعات از رهبری خود و با تلاش و همت به راه خود در مسیر شکوفایی و پیشرفت ادامه مسیر می دهد.

منبع:دیدبان



دیدگاه شما در مورد : پیروزی جنگ هشت ساله به کدام جبهه رسید؟

پیروزی جنگ هشت ساله به کدام جبهه رسید؟