دوشنبه 15 آذر 1395 12:01:54

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت و مقاله
چاپ

کد خبر : 735

تاریخ انتشار : 08/08/1392 - 13:47

مباهله سندي بر حقانيت شيعه

مباهله سندي بر حقانيت شيعه

ذی‌الحجه آخرین ماه سال قمری و یكی از مبارك ترین، با شكوه‌ترین و پرخاطره‌ترین ماهها برای مسلمانان به ویژه شیعیان جهان می‌باشد. در این ماه برگهای زرین و مسرت بخشی در تاریخ اسلام رقم خورده و به عنوان میراث جاویدان برای جهان اسلام به یادگار مانده است. از مناسبتهای سرورآفرین این ماه می‌توان به اول ماه، روز ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهما السلام و تولد حضرت ابراهیم خلیل الرحمن اشاره كرد. روز نهم و دهم به ترتیب روزهای عرفه و عید قربان روزهای پر شكوه اعمال حج را در پی دارد. ولادت امام هادی علیه السلام در روز پانزدهم، حماسه جاویدان عید غدیر در روز هجدهم، ماجرای افتخارآفرین خاتم بخشی علی علیه السلام و نزول آیه ولایت در روز بیست و چهارم و اعطای مدال افتخار «هل اتی» از سوی خداوند متعال به اهل بیت علیهم السلام به خاطر ایثار و فداكاری آن بزرگواران در روز بیست و پنجم این ماه، زینت بخش صفحات تاریخ اسلام گردیده است

این مناسبتهای ویژه، فرصتهای خوبی برای حق جویان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام پدید آورده است تا با بهره گیری از این روزهای روح نواز، پیوندهای معنوی و روحی خویش را با خداوند متعال و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت آن حضرت استمرار بخشیده و در استحكام و ریشه دار نمودن این روابط مبارك بكوشند و به این ترتیب گامهای مؤثری را به سوی سعادت و كامیابی حقیقی بردارند.
در این میان روز بیست و چهارم ذی الحجه، به مناسبت وقوع جریان مباهله، از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین خاطر در این مقال سعی شده نخست به گزارشی كوتاه از ماجرای مباهله اشاره شود و سپس دست آوردها و آثار و بركات این حماسه معنوی بیان گردد.

پیش‌زمینه مباهله
نجران یكی از شهرهای منطقه حجاز است كه در مرز یمن قرار دارد. در صدر اسلام، اهالی آنجا طبق آئین مسیحیت می‌زیستند، تا اینكه در سال دهم هجرت، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله توسط خالد بن ولید اهالی آن منطقه را به اسلام دعوت فرمود و گروه بسیاری مسلمان شدند، ولی عده‌ای نیز در كیش نصرانیت باقی ماندند.
به دنبال این حادثه، حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله نامه‌ای به بزرگان نصارای نجران نوشت.
در این نامه آمده بود: «به نام خداوند یگانه؛ خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. از محمد پیامبر و فرستاده خداوند متعال به بزرگ‌ترین روحانی مسیحیان نجران. من شما را از پرستش بندگان به پرستش خداوند یكتا دعوت می‌كنم. اگر می‌خواهید مسلمان شوید و اگر اسلام را نمی‌پذیرید باید جزیه بدهید و گرنه به شما اعلان جنگ می‌دهم.
آنان بعد از رسیدن نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به هراس افتادند و بعد از مشورت با هیئتی مركب از چهارده نفر و به سرپرستی سه كشیش به نامهای اهتم، عاقب و سید به مدینه آمدند.
هیئت روحانیون اعزامی از نجران، وارد مدینه شدند و مستقیما در مسجد، به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند. آنها وقتی احساس كردند كه زمان عبادتشان فرا رسیده است، ناقوس را برای اعلام نماز به صدا درآوردند. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله با مشاهده این وضع ناراحت شده و گفتند: یا رسول الله! در مسجد شما صدای ناقوس؟! فرمود: بگذارید عبادتشان تمام شود، آنگاه آنها را به اینجا دعوت كنید!
آنان بعد از ادای مراسم عبادت، به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند وبه رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: شما چه ادعائی دارید؟ فرمود: «من مردم را به آئین توحید دعوت می‌كنم و از آنان می‌خواهم كه: شهادت بدهند خدائی جز خدای یگانه وجود ندارد ومن پیامبر خدا هستم. از منظر دین من عیسی بن مریم بنده و مخلوق خداوند عالمیان است. غذا می‌خورد و آب می‌نوشد وسخن می‌گوید.»
روحانیون مسیحی نجران پرسیدند: «اگر او بنده خداست، پس پدرش كیست؟!»
در همین حال به پیامبر صلی الله علیه و آله وحی نازل شد كه از آنها بپرس، درباره حضرت آدم چه می‌گویید؟ آیا او بنده خدا و مخلوق خدا نبود كه مانند سایر بندگان می‌خورد و می‌نوشید و سخن می‌گفت؟!
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از آنان سؤال كرد، پاسخ دادند: آری او چنین بود. پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: بسیار خوب! پدر آدم كه بود؟ آنان در جواب عاجز شدند و با حالتی حیرت زده به همدیگر نگاه كردند.
در آن حال خداوند متعال این آیه را فرستاد: «ان مثل عیسی عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون»  ؛ «مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است، كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش! او موجود شد.»
بنابراین آیه، ولادت عیسی علیه السلام بدون پدر، هرگز نمی‌تواند دلیل الوهیت او باشد، وگرنه باید حضرت آدم را به خدا بودن شایسته‌تر دانست كه نه پدر دارد و نه مادر.

آغاز مباهله
وقتی آنان از جواب فروماندند، پیامبر صلی الله علیه و آله بار دیگر آنان را به اسلام دعوت كرد و آنها برای رهایی خویش تظاهر به اسلام كرده و گفتند: «ما مسلمان شدیم.» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه! دروغ می‌گویید و شما را علاقه به صلیب موهوم عیسی علیه السلام و شراب خواری و خوردن گوشت خوك مانع می‌شود كه قلبا دین حق را بپذیرید!
چون آنها از پذیرش حق سرباز زدند، در همان لحظه آیه مباهله نازل شد كه: «فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونساءكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الكاذبین» ؛  «هرگاه بعد از دانشی كه (درباره مسیح) به تو رسیده، كسانی با تو به مجادله و ستیز برخیزند، بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نمائیم، شما هم زنان خود را، ما از جانهای خود دعوت می‌كنیم شما هم از جانهای خود؛ آنگاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
نصارای نجران بعد از شنیدن این آیه، گفتند: این كاری منصفانه است و بعد از قرار گذاشتن وقت مباهله، برای كسب آمادگی به منازلشان رفتند. در جلسه‌ای كه مسیحیان نجران تشكیل دادند، بزرگ آنان به سایرین گفت: اگر محمد، فردا با عده‌ای از یاران و اصحابش برای مباهله آمد، ما هم با او مباهله می‌كنیم و او قطعا پیامبر خدا نیست؛ اما اگر با خاندانش برای مباهله حضور یافت، ما نباید به این كار دست بزنیم؛ زیرا اگر او خاندان نزدیكش را برای این كار انتخاب كند و حاضر شود آنها را فدا نماید، حتما او پیامبر است و در ادعایش راستگو است.
صبح روز بعد، نصارای نجران آمدند و در محل مقرر ایستادند و منتظر ورود پیامبر صلی الله علیه و آله بودند. ناگهان مشاهده كردند كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله كودكی را در آغوش گرفته و دست كودكی دیگر را در دست دارد و زن و مردی پشت سر او قدم برمی دارند و با شكوه و جلال و هیبت معنوی خاصی به پیش می‌آیند.
در آن حال پیامبر به همراهانش توصیه فرمود كه من هرگاه نفرین كردم، آمین بگویید.
روحانیون نجران از گروه زیادی از انصار و مهاجرین كه برای تماشای مباهله آمده بودند، سؤال كردند: اینها چه نسبتی با محمد صلی الله علیه و آله دارند؟ آنان پاسخ دادند: آن مرد علی بن ابی طالب، داماد اوست و آن زن فاطمه، دخترش می‌باشد و آن دو كودك حسن و حسین، فرزندان فاطمه و علی هستند.
روحانیون نصارا با دیدن این منظره خود را باخته و نگران شدند؛ به طوری كه رئیس آنان گفت: من عذاب را در چند قدمی خود احساس می‌كنم؛ زیرا او به راه خود ایمان راسخ دارد، وگرنه هیچ گاه فردی كه در كار خود تردید داشته باشد، عزیزان و نور چشمان خود را در معرض عذاب الهی قرار نمی‌دهد. اگر با این وضع دست به نفرین برداریم، تمام ما نابود خواهیم شد و تا روز قیامت یك نفر نصرانی روی زمین باقی نخواهد ماند و نام كلیسا از حافظه تاریخ محو خواهد شد.»
آنان عاجزانه عرضه داشتند:‌ای ابوالقاسم! ما مباهله نمی‌كنیم، تو دین خود را داشته باش و اجازه بده ما ه م به دین خود باقی بمانیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه. اگر حاضر به مباهله نیستید، مسلمان شوید. اسقف گفت: نه! مسلمان نمی‌شویم و چون توانائی جنگ نداریم، مانند سایر اهل كتاب جزیه می‌دهیم. پیامبر صلی الله علیه و آله پذیرفت و مصالحه نمود.

دستاوردهای حادثه مباهله
جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود؛ چرا كه در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن حضرت را برای چندمین بار به نظاره نشستند و روز مباهله، به عنوان یكی دیگر از روزهای جشن و پیروزی و روز دعا وشكرگزاری در تاریخ اسلام ثبت شد. در این بخش، به برخی از دست آوردها و آموزه‌های حیاتبخش جریان مباهله می‌پردازیم:
 

سند حقانیت شیعه

نزول آیه مباركه مباهله، واضحترین دلیل بر فضیلت و عالی‌ترین مدرك برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌باشد. در این آیه وجود مقدس امیرمؤمنان علی علیه السلام به منزله جان پیامبر شناخته شده است و این حقیقت غیرقابل انكار - كه از منظر تمام دانشمندان شیعه و اهل سنت جای تردید و شبهه در آن وجود ندارد - اثبات می‌كند كه دومین شخص عالم امكان، علی علیه السلام است كه شایستگی جانشینی حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بعد از رحلتش منحصر در شخصیت وی می‌باشد.
شیخ مفید رحمه الله می‌فرماید: «خدای متعال در آیه مباهله حكم نموده است كه علی علیه السلام جان رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌باشد، و از این حكم معلوم می‌شود كه امیرمؤمنان علی علیه السلام به بالاترین درجه فضیلت و برتری نائل شده است و با پیامبر صلی الله علیه و آله در كمال و عصمت از گناهان مشترك است.»
این سخن شیخ مفید برگرفته از حدیث معروف مساوات است. اهل سنت این حدیث را از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل می‌كنند كه فرمودند: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه والی نوح فی تقواه وفهمه و الی ابراهیم فی حلمه و الی یحیی بن زكریا فی زهده والی موسی فی هیبته والی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب؛  هر كس می‌خواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند، به علی بن ابی طالب بنگرد.
بر اساس این روایت، وجود امیرمؤمنان علی علیه السلام با تمام پیامبران الهی مساوی است.
علامه بزرگوار استاد محمدتقی جعفری در این زمینه می‌نویسد: «روایاتی متنوع در منابع اولیه اسلام، مخصوصا حدیث مقدس «مساوات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام با رسولان الهی در امتیازاتی كه خداوند سبحان به آنان عطا فرموده است» ، به اضافه آیه مباهله كه علی بن ابی طالب علیه السلام در آن نفس رسول اعظم صلی الله علیه و آله منظور شده است، با كمال وضوح اثبات می‌كنند كه علی علیه السلام آن بزرگ بزرگان و آن یگانه نسخه انسان كامل - كه پس از وجود نازنین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نظیر او به عرصه هستی گام نگذاشته است - تجلی گاه نمونه همه امتیازات والای پیشوایان معصوم علیهم السلام می‌باشد.»
در یكی از گفتگوهای امام رضا علیه السلام با مامون، آمده است كه مامون از حضرت رضا علیه السلام پرسید: شما چه دلیلی بر خلافت جدتان علی بن ابی طالب بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دارید؟! امام رضا علیه السلام فرمودند: «آیة انفسنا؛ آیه مباهله»
شخصیت شناس پرتلاش، علامه سیدعلی اصغر بروجردی، در كتاب طرائف المقال در توضیح سخن امام رضا علیه السلام می‌نویسد: بدون تردید در صحنه مباهله به غیر از اصحاب كساء هیچ كس دیگر از مسلمانان حضور نداشت و اگر به غیر از علی علیه السلام مرد با فضیلت دیگری - كه به اندازه او در نزد رسول گرامی اسلام موقعیت و منزلت والائی كسب كرده بود - وجود داشت، هیچ گاه پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را به جای او گزینش نمی‌كرد و یا حداقل به همراه علی علیه السلام او را نیز می‌آورد. اما آیه مباهله و شان نزول آن گواهی می‌دهد كه علی علیه السلام شایسته‌ترین و بافضیلت‌ترین فرد در میان یاران پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
سخن رسول گرامی اسلام در روز مباهله شاهد دیگری بر این مدعاست. آن حضرت هنگام مباهله با نصارای نجران با اشاره به علی علیه السلام فرمود: «اللهم هذا نفسی وهو عندی عدل نفسی؛  پروردگارا این [علی] جان من است و او در نزد من معادل نفس من است.»
برای همین بود كه امیرمؤمنان علی علیه السلام در اوج مظلومیت خویش در ماجرای شورای خلافت، خطاب به اهل شورا با آیه مباهله احتجاج نمود. ابن حجر هیثمی از محدثان اهل سنت كلام علی علیه السلام، خطاب به اهل شورا را چنین نقل می‌كند: «انشدكم الله هل فیكم احد جعله الله نفس النبی، وابناءه ابناءه، ونساءه نسائه، غیری؛ شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا به غیر از من در میان شما كسی هست كه خداوند او را جان پیامبر و فرزندانش را فرزندان پیامبر و زنانش را زنان پیامبر قرار داده باشد؟!» همه یكصدا گفتند: نه؛ به غیر از تو چنین فردی را سراغ نداریم.
ابن حماد شاعر پرشور و متعهد قرن چهارم هجری در ضمن اشعاری علی علیه السلام را با آیه مباهله ستوده، می‌گوید:
سماه رب العرش نفس محمد یوم البهال وذاك ما لا یدفع
«پروردگار عرش، در روز مباهله، علی علیه السلام را جان محمد نامید و این واقعیتی انكارناپذیر است.»

سایر دستاوردهای مباهله
1. جلوه‌ای از عزت اسلام
ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اكرم صلی الله علیه و آله و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشكار گردد. این واقعه یكی دیگر از دلائل نبوت و كرامتهای آن حضرت به شمار می‌آید. بی تردید مباهله، در تقویت ایمان مسلمانان و تضعیف روحیه منافقان و مخالفان تاثیری بسزا داشته است.

2. دلیلی بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام
این آیه محكم‌ترین دلیل بر عظمت و فضیلت اهل بیت علیهم السلام می‌باشد. از دانشمندان اهل سنت، ابوالقاسم جار الله زمخشری صاحب تفسیر معروف كشاف می‌نویسد:
«وفیه دلیل لاشی ء اقوی منه علی فضل اصحاب الكساء علیهم السلام وفیه برهان واضح علی صحة نبوة النبی صلی الله علیه و آله لانه لم یرو احد من موافق ولا مخالف انهم اجابوا الی ذلك؛ در این آیه قوی‌ترین دلیل بر برتری اصحاب كساء علیهم السلام وجود دارد و در آن دلیل روشنی بر صحت پیامبری پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ چون هیچیك از مخالف و موافق روایت نكرده است كه مسیحیان نجران مباهله (با پیامبر صلی الله علیه و آله) را پذیرفته باشند.»
مسلم نیشابوری، عالم دیگر اهل سنت نیز در صحیح خود، در مورد شان نزول این آیه كه فضیلت و منقبتی دیگر را برای اهل بیت علیهم السلام رقم زده است می‌گوید: هنگامی كه آیه مباهله نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام را دعوت كرد و فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ پروردگارا! اینان اهل [بیت] من هستند.»
شیخ مفید این گفته را چنین تكمیل نموده: «مباهله فضیلتی استثنائی برای اهل بیت علیهم السلام می‌باشد كه هیچكس از امت اسلام در این فضیلت با آنان شریك نیست و همانند آنان نمی‌تواند باشد.

3. آشكار شدن ذلت دشمنان اسلام
ماجرای مباهله نشان داد كه هر كس به هر عنوان با دین اسلام مخالفت نماید، دچار شكست و ذلت ابدی خواهد شد. و سرنوشت انسانهای لجوج و خودخواه كه به هر بهانه‌ای از پذیرش حق و منطق صحیح سرباز می‌زنند، همانند نصارای نجران با خذلان و خواری توام خواهد شد، كه وعده الهی حق است وپیروزی حق بر باطل از سنتهای تغییرناپذیر اوست. آنان آن چنان از عظمت روحی و معنوی پیامبر صلی الله علیه و آله مرعوب شده بودند كه بدون لحظه‌ای درنگ از مباهله دست كشیده و در كوتاهترین مدت به خواسته‌های پیامبر صلی الله علیه و آله تن دادند و این مصداق همان آیه شریفه است كه می‌فرماید: «سالقی فی قلوب الذین كفروا الرعب» ؛ «به زودی در دلهای كافران ترس و وحشت می‌افكنم.» به همین جهت آنان هنگامی كه چهره‌های مصمم و با اراده پیامبر صلی الله علیه و آله و همراهان را مشاهده كردند كه چگونه به سوی محل مباهله قدمهای راسخ برمی دارند، اسقف نجران اظهار داشت: «یا معشر النصاری انی لاری وجوها لوسالوا الله ان یزیل جبلا من مكانه لازاله بها فلا تباهلوا فتهلكوا؛ ‌ای گروه نصارا! من چهره‌هایی را [كه ایمان در سیمایشان موج می‌زند] مشاهده می‌كنم كه اگر آنان از خداوند بخواهند كه كوهی را از مكانش بردارد سریعا اجابت خواهد كرد. هرگز مباهله نكنید كه نابود خواهید شد.»

4. روز خجسته و مبارك
شكوه و عظمت حادثه مباهله آن روز تاریخی را به عنوان یكی از ماندگارترین روزهای تاریخ اسلام قرار داد و آن روز به عنوان روز جشن و شادی وشكرگزاری به درگاه حق و به عنوان یادآور عظمت اصحاب كساء در حافظه تاریخ ثبت شد. به همین جهت در روز 24ذی الحجه، همانند عید غدیر آداب ویژه‌ای منظور شده است كه برخی از اعمال آن روز عبارتست از:
1. روزه گرفتن 2. غسل روز مباهله 3. به جای آوردن نماز مباهله 4. خواندن دعای آن روز 5. تصدق بر فقرا، به عنوان شكرگزاری 6. قرائت زیارت جامعه كه جلوه‌هایی از عظمت اهل بیت علیهم السلام را بیان می‌كند.

5. تثبیت جایگاه اهل بیت علیهم السلام
واقعه مباهله موقعیت اهل بیت علیهم السلام را در جامعه بویژه در میان اندیشمندان مسلمان آن چنان استحكام بخشید كه حتی تندروترین مخالفین آن بزرگواران نتوانسته اند از ذكر آن خودداری كنند و خداوند متعال به این وسیله حق را در زبان و قلم آنان جاری نموده است.
فخرالدین رازی صاحب تفسیر مفاتیح الغیب كه در شبهه افكنی و تشكیك مواضع و باورهای كلامی شیعه گوی سبقت را از دیگران ربوده و هیچ موردی را در مسئله امامت بدون نقض رد نشده، هنگامی كه به آیه مباهله می‌رسد حقیقت را چنین اظهار می‌دارد: رسول خدا صلی الله علیه و آله زمانی كه به محل مباهله می‌آمد عبائی بافته شده از موی سیاه در بر كرده و حسین را بغل كرده و دست حسن را گرفته و فاطمه و علی علیهما السلام نیز از پشت سر آن حضرت می‌آمدند. در همان حال پیامبر به آنها سفارش كرد: «هنگامی كه دست به نفرین بلند كردم شما آمین بگویید» سپس پیامبر در همان نقطه مباهله، حسن و حسین و علی و فاطمه علیهم السلام را در زیر عبای خود گردآورده و آیه تطهیر را قرائت كرد و به این ترتیب اهل بیت خود را نیز معرفی نموده و عظمت و منزلت آنان را شناساند.
فخر رازی بعد از نقل این روایت می‌گوید: به اتفاق اهل حدیث و تفسیر این روایت صحیح است و هیچگونه تردیدی در صدور آن وجود ندارد.
او در ادامه می‌افزاید: همچنین این آیه دلالت می‌كند كه حسن و حسین پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند. 18

6. تداوم سنتهای پیامبران پیشین
مباهله همانند بسیاری از احكام و دستورات شریعت اسلام ادامه ادیان توحیدی پیشین می‌باشد. به همین جهت این سنت آسمانی و حركت معنوی برای پیروان ادیان گذشته كاملا آشنا بود. همانطوری كه ابوحارثه - اسقف بزرگ هیئت اعزامی - هنگام مشاهده پیامبر و همراهان در محل مباهله به دوستانش گفت: به خدا سوگند! او همانند پیامبران الهی به مباهله نشسته است. 19

7. شیوه مقابله با مخالفین
مباهله اهل بیت علیهم السلام، به مسلمانان آموخت كه هرگاه مخالفین با منطق و دلیل قانع كننده به سوی صراط مستقیم هدایت نشدند و آنان به لجاجت پرداخته واز پذیرش حق امتناع ورزیدند با مباهله به مقابله برخیزند و در برابر دشمنان عنود، خود را عاجز و درمانده نشان ندهند. به همین سبب این شیوه در میان مسلمانان رایج بود.
هنگامی كه در بامداد روز عاشورا یكی از دشمنان امام حسین علیه السلام به نام یزید بن مقعل به صحنه نبرد آمد، بریر از سوی امام مامور مقابله با وی شد. او خطاب به بریر گفت:‌ای بریر بن خضیر، كار خدا را چگونه می‌بینی؟ بریر گفت: به خدا سوگند برای من خوب است اما برای تو بد!
- چرا دروغ گفتی، تو كه در گذشته دروغگو نبودی، آیا به یاد داری كه از عثمان بد می‌گفتی و معاویه را، گمراه و گمراه كننده می‌دانستی؟! و علی بن ابی طالب را امام برحق می‌شمردی؟!
- آری شهادت می‌دهم كه عقیده من همان است و گواهی می‌دهم كه تو از گمراهان هستی، آیا حاضری در این زمینه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگو قرار دهیم و قبل از مبارزه از خدا بخواهیم كه آنكه حق است فرد گمراه و دروغگو را بكشد؟! هنگامی كه یزید بن مقعل مباهله را پذیرفت آنان در پیشگاه دو لشگر به مباهله پرداخته و دست به نفرین برداشتند. سپس مبارزه را آغاز كردند، بعد از اندكی زد و خورد بریر بن خضیر كه با اراده‌ای آهنین و ایمانی راسخ به دفاع از حضرت سیدالشهدا علیه السلام قیام كرده بود با ضربت شمشیر خویش به یزید بن مقعل پیروز شده و او را به خاك مذلت نشاند.
مباهله نه تنها در صحنه‌های مبارزات اعتقادی و اصول دین كاربرد دارد بلكه در فروعات فقهی نیز بابی به همین نام وضع شده است كه مربوط به اختلافات و مشكلات خانوادگی است.
این نوع مباهله كه مورد بحث فقهای اسلامی می‌باشد در متون فقهی به نام باب «لعان» معروف است. اساسا مباهله نوعی نفرین طرفینی است و این گذشته از اینكه در سطح عمومی با غیر مسلمانان انجام می‌شود. در مسائل خصوصی و خانوادگی نیز اگر كار به منازعه ومشاجره بكشد یكی از راهكارهای آن مباهله می‌باشد. هنگامی كه مردی همسر خویش را به عمل نامشروع متهم كند و یا بخواهد فرزندی را از خودش نفی كند از مباهله و ملاعنه استفاده می‌شود. مبنای این نوع مباهله در آیات 6 تا 10 سوره نور است و شرایط و كیفیت آن نیز در منابع فقهی آمده است.

 

نویسنده : حجت الاسلام جاسم آقايي

برای این پست 1 دیدگاه مطرح شده است. شما نیز دیدگاه خود را بیان کنید
  • پاسخ به نظر جمعه 10 آبان 1392 - 14:07
    مهدی نصیری

    دستتون درد نکنه فوق العاده بود

    1 0
دیدگاه شما در مورد : مباهله سندي بر حقانيت شيعه

مباهله سندي بر حقانيت شيعه