جمعه 19 آذر 1395 05:29:17

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 6155

تاریخ انتشار : 19/03/1393 - 11:19

اختصاصی/گزارش ویژه به مناسبت روز جوان:

جوانان را باور کنیم

بیاید جوان را باور کنیم، به نیروی جوانی آنها اعتماد کنیم وکارهای بزرگ را نه به تجربه که به نیروی سرشار جوانیشان بسپاریم و به همه جوانان حق انتخاب شدن بدهیم اگرحتی هیچکدام از بند "پ"های معروف را نداشته باشند. بیایید فقط باورشان کنیم!

جوانان را باور کنیم

به گزارش سوادکوه آنلاین.همه ما بهار را دوست می داریم، زیرا فصل شکوفایی و سرسبزی است.

جوانی فصل رویش است و چه تعبیر زیبایست اگرجوانی را بهار زندگی بدانیم. جوانی سرشار از شوق و شور زندگی است.

جوان یعنی هیجان،کوشش،تلاش و طراوت! روح او مالامال از آرزوها و آرمانهای بزرگ است و بلندپروازانه می خواهد به اوج برسد اما آنچه مسلم است این دوران همانطور که پراز امیدها و آرزوهاست ، سرشاراز اضطراب ها،تزلزل ها و احساسات تند و زودگذر نیز هست.جوانان امروزی استقلال خود را بیش از هرچیز از دنیا می خواهند زیرا تازه ازدنیای کودکی بیرون آمده و می خواهند خود روی پاهایشان بایستند.

امروز روز جوان است،روز کسانی که آرمان های بزرگی در سر دارند،آینده سازان جامعه هستند و فردا و فرداها با وجود فکر و اندیشه و بازوی پرتوان آنها رقم می خورد.

به بهانه این روز به سراغ جمعی از جوانان این شهر رفتیم تا درددل و صحبت های آنان را بشنویم کاری که کمتر نهادی وظیفه خود می داند آن را انجام دهد، چرایش را نمی دانیم اما این را می دانیم که هیچکس جوان را باور ندارد این را پسرجوانی می گوید.

مرتضی عصبی و ناراحت درد دل می کند و از رویاها و آرمانهایش  حرف میزند:تحصیلات دانشگاهیم تمام شده و الان به جای اینکه کمک خرج خانه باشم ،چشمهایم هنوز به جیب پدرم دوخته شده است.

علی جوان دیگری از این آب و خاک می گوید:شورای شهر که آمدند،اولین قولی که دادند برطرف کردن معضل بیکاری جوانان شهر بود،نمایندگان مجلس نیز همین طور...اما چه شد؟کجا رفته آن قول ها و وعده های سرخرمن؟چرا عده ای نورچشمی که حتی مدرک و کارآرایی کافی ندارند باید مشغول کار باشند و ماها....؟؟؟

و جوانی دیگر:معدن زغال سنگ که دوباره جان گرفت،گفتند خانه آمال و آرزوهای شما اینجاست! نیروی جوان و بومی جذب می کنیم،بیکاری دیگر از سوادکوه رخت برمی بندد اما چه شد؟؟؟بازهم انتسابها و روابط ها جای شایسته سالاری را می گیرد، سفارش شده ها وارد کار می شوند و ماها باید دست روی دست بگذاریم و فقط آه حسرت بکشیم که چرا یکی از آن بند "پ"ها را نداریم.

با دخترخانمی که تحصیلات عالیه نیز دارد مشغول صحبت می شویم او هم از این بی عدالتی ها شکایت دارد:همیشه در این کشور جوان زیر دست و پا مانده است،به آرزوها و آرمانهای بلندش می خندند و او را بلند پرواز می خوانند اما نمی دانند این ماهیت یک جوان و روزگارجوانی اوست.

می گوید:مهمترین معضل جوانان بخصوص در سوادکوه بیکاریست،جوان سرشار از انرژی است و اگر نیروی خود را تخلیه نکند رو به کارهای خلاف می آورد.

فاطمه نیز وارد بحث می شود:هرکجا که برای استخدام بروی سابقه کار می خواهند، آخر دانشجویی که تازه فارغ التحصیل شده است چطور می تواند سابقه کار داشته باشد؟؟؟

جوان دیگری آنقدر دلش آشوب است که فریاد برمی آورد: می گویند سن ازدواج بالا رفته است، میزان تولد پایین است،کشور به سمت پیری می رود باید ازدواج کنید! تولید نسل را افزایش دهید ولی نمی گویند با این اوضاع آخر چطور می شود؟

جوانی که حتی در خرج خود می ماند، چطور می تواندخرج چند نفر را تامین کند؟؟؟

مگر ما دلمان نمی خواهد تشکیل زندگی دهیم؟تشکیل زندگی دل خوش می خواهد، پولی که حداقل ها را برای یک زندگی تامین کرد که جوان امروزی هیچ کدامش را ندارد.

آری،این است حرف جوانان دیار سوادکوه در روز خودشان!

مسئولان عزیز این حرفها را جدی بگیرید، جوانان آینده سازان فردای این مملکتند، همه آنها را بسان فرزندان خود بدانید و در انتخابهایتان برای احراز شغل از شایسته سالاری استفاده کنید.

جوانان را دریابید چه بسا اگر این اوضاع ادامه یابد، معتادین جامعه هر روز بیشتر، ازدواج ها هرسال کمتر و کشور روز به روز پیرتر و پیرترخواهد شد.

پس بیاید جوان را باور کنیم، به نیروی جوانی آنها اعتماد کنیم و کارهای بزرگ را نه به تجربه که به نیروی سرشار جوانیشان بسپاریم و به همه جوانان حق انتخاب شدن بدهیم اگرحتی هیچکدام از بند "پ"های معروف را نداشته باشند. بیایید فقط باورشان کنیم!

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سارا ربیعی

دیدگاه شما در مورد : جوانان را باور کنیم

جوانان را باور کنیم