شنبه 13 آذر 1395 23:15:48

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت و مقاله
چاپ

کد خبر : 579

تاریخ انتشار : 01/08/1392 - 13:16

از به موزه سپردن تا اتهام زنی به افکار امام

خاطره گویی های مبتذل را انجام دادند تا به مردم بگویند امام و اندیشه های او آنچنان هم قداست ندارد و در برخی از موارد باید از آنها عبور کرد .

از به موزه سپردن تا اتهام زنی به افکار امام

سوادكوه- یکی از مواردی که در طول سال های پس از رحلت امام خمینی مورد توجه منحرفان از خط اصیل انقلاب قرار گرفته، افکار و منش امام بوده، بطوریکه خیلی از آن افرادی که در طول حیات امام جرات رویارویی با منطق و محبوبیت ایشان را نداشتند، پس از رحلت تصمیم گرفتند با روش های مختلف، مسیر انقلاب با اصول فکری امام خمینی را به مسیری انحرافی با مختصات فکری خود تبدیل کنند و برای این کار روش های متفاوت را در بازه های زمانی مختلف به اجرا درآوردند.

اولین گام در این زمینه تغییر رویکرد برخی از دولتمردان سازندگی در ادبیات سیاسی و سبک حکومت و به تبع آن تلاش برای تغییر سبک زندگی مردم بوده است. شاید این حرکت را بتوان به نوعی حرکت در مسیر انحرافی با چراغ خاموش تعبیر کرد تا به آرامی و بدون سر و صدا روحیه انقلابی مردم و نگرش استضعاف در برابر استکبار و ساده زیستی در برابر اشرافیت و جهاد و فداکاری در برابر خودبینی و استقلال ملی در برابر غرب گرایی آرام آرام رنگ ببازد و استراتژی بنیانگذار انقلاب در حرکت به سمت ایجاد تمدن نوین اسلامی به حرکت در گرایش به غرب و در رأس آن امریکا تغییر کند.

هر چند در این گام موفقیت هایی هم برای طراحان آن حاصل شد و فرهنگ بخشی از جامعه تحت تاثیر قرار گرفت و فاصله طبقاتی بر شدت آن افزود اما  گام خطرناک بعدی پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات برداشته شد، آنجائی که تئوریسین ها و نظریه پردازان آن ها در یک توهم آشکار که ناشی از سرمستی پیروزی در انتخابات بود، حرف از به موزه سپردن افکار امام را سر دادند تا به جامعه بگویند افکار امام در مقطعی که امریکا در دنیا ابرقدرتی می کند قابلیت اجرایی ندارد؛ غافل از اینکه این آنها بودند که نه معنای رای مردم را فهمیدند و نه به عمق اندیشه رهبر کبیر انقلاب پی بردند و حتی دسیسه های امریکا را هم نشناختند و فقط در ظواهر نگاه می کردند.

اما طراحان به موزه سپردن افکار امام در یک چرخش عجیب و بعد از مشخص شدن عمق نفوذ اندیشه امام در قلوب مردم، در سال 88 برای برگشت به کرسی قدرت از حربه  "انتساب به امام " استفاده کردند. شعار نخست وزیر امام سر دادند و در همه مراحل قبل، حین و پس از انتخابات مخالف روش و منش امام عمل کردند و فریاد تحسین دشمنان قسم خورده را نیز درآوردند. این پایان کار نبود و در سال های بعد نیز پروژه  "مصادره به مطلوب " افکار امام را کلید زدند و جار زدند که چارچوب فکری امام در چارچوب فکری ما می گنجد و برای بازگشت به خط امام باید کاری کرد و در ادامه این مسیر صحبت هایی در مورد عدم جنگ با اسرائیل و آشتی با امریکا نیز مطرح شد. در ادامه این مسیر اما گام های بعدی نیز باید اجرا شود چون برخی از اطرافیان رئیس جمهور،  پیروزی دکتر روحانی در انتخابات را به اشتباه پیروزی جریان تجدید نظر طلب تفسیر کردند و فرصت را برای اجرای برنامه های خود مغتنم دیدند، لذا در گام بعدی باید افکار امام تحریف شود تا برخی از برنامه ها قابلیت اجرا پیدا کند و در این مرحله با اولین اقدام در کمال تعجب اعلام می شود که امام موافق حذف شعار مرگ بر امریکا بودند. این مسیر آنها در واقع مسیر استحاله انقلاب از درون است و همان همراهی با استحاله ای است که دیگران از خارج از مرزها پیگیری می کنند.

روحیه ضد استکباری و ضد امریکایی امام به اندازه ای بود که مذاکره با امریکا را به تابویی برای دلدادگان به غرب تبدیل کرده بود. در واقع امام هویت انقلاب را در مبارزه با استکبار جهانی تعریف کرده بود. امام در مسیر تحقق اهداف خود صراحتا می فرمودند: امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و در رابطه با خط قرمز امریکا نیز اعتقاد داشتند رژیم صهیونیستی یک غده سرطانی است و باید از بین برود و در این گفتار هیچ تقیه ای هم نداشتند.

 ولی گویا آقایانی که فکر می کنند امریکا توانسته غلط هایی بکند به این فکر افتادند که هم باید با امریکا مذاکره کرد و هم با اسرائیل سر جنگ نداشت و در این زمینه باید تقیه نمود. این یعنی تغییر هویت انقلاب که همان استحاله از درون است و این هم محقق نمی شود مگر اینکه کسانی که از نزدیکان فیزیکی و نه معنوی و فکری امام محسوب می شدند باید به خاطره گویی های کذایی از امام بپردازند تا با عادی نشان دادن حذف شعار مرگ بر امریکا به اهداف خود دست یابند. کاش این افراد و حامیانشان این جمله از شهید بهشتی که یار اصلی و واقعی امام بود را سرلوحه خود قرار می دادند که خطاب به امریکا گفت: از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. و این یعنی مرگ بر امریکا.

حذف شعار مرگ بر امریکا اما با عکس العمل جامعه روبرو شد و پروژه تحریف اندیشه بنیان گذار انقلاب راه به جایی نبرد و این موجب شد تا برخی ها عصبانی شوند و سریعا گام بعدی را در جهت قبح زدایی از شخصیت امام بردارند و خاطره گویی های مبتذل را انجام دهند تا به مردم بگویند تا امام و اندیشه های او آنچنان هم قداست ندارد و در برخی از موارد باید از آنها عبور کرد که این پروژه هم آنچنان در گلو خفه شد که فقط پاک کردن اصل قضیه راه فرار ناقلان آن شد.

مقام معظم رهبری زمانی فرمودند: این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. این جمله را به برخی ها یادآوری می کنیم تا بدانند که همه مردم دنیا هویت ضد استکباری، ضد صهیونیستی و ضد امریکایی این انقلاب و بنیانگذار کبیر آن را می شناسند و به ادعاهای کذب توجه نمی کنند چه برسد به ملت شریف ایران که بخواهد ذره ای در آرا و اندیشه های آن رهبر فرزانه شکی وارد کند و خرافه گویی ها را حقیقت ببیند.

نویسنده : شهریار ساجد

دیدگاه شما در مورد : از به موزه سپردن تا اتهام زنی به افکار امام

از به موزه سپردن تا اتهام زنی به افکار امام