یکشنبه 02 مهر 1396 12:16:45

 

 

 

  

 

 

 

 

   

 

  

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین اخبار ایران و جهان
چاپ

کد خبر : 45938

تاریخ انتشار : 13/02/1396 - 08:54

سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران!

تداوم رکود بازار مسکن، رشد منفی و رکوردزنی بیکاری، کاهش سرمایه گذاری خارجی و داخلی، افزایش سه برابری بودجه جاری دولت، افزایش بی‌رویه نقدینگی، سقوط مکرر بورس چیزی نیست که بتوان آن را پنهان کرد.

به گزارش سوادکوه آنلاین، برای آنان که هم اکنون در ایران زندگی می کنند، تحلیل وضعیت اقتصادی کشور چندان دشوار نیست. تعطیلی و نیمه تعطیلی ۶۰ درصد واحدهای تولیدی، تداوم رکود بازار مسکن، رشد منفی و رکوردزنی بیکاری، کاهش سرمایه گذاری خارجی و داخلی، افزایش سه برابری بودجه جاری دولت، افزایش بی‌رویه نقدینگی، سقوط مکرر بورس در سالهای اخیر و در آخر، رکود تاریخی و بی سابقه در اقتصاد، چیزی نیست که بتوان آن را پنهان کرد. دولت اما در همین احوال، رشد اقتصادی و تک رقمی کردن تورم را جزء مهم ترین دستاوردهای خود معرفی می کند.

مسائلی که بارها توسط حامیان وی نیز به چالش کشیده شده است. محمد هاشمی که اخیراً پس از نام نویسی در وزارت کشور، خود را کاندیدای پوششی روحانی معرفی کرده، چند روز پیش از این در مصاحبه با روزنامه اصلاح طلب آرمان گفته است:«کاهش تورم و رسیدن به تورم تک رقمی و افزایش رشد اقتصادی خوب مطمئنا چیز غیرقابل باوری است، چرا که مردم می‌بینند قدرت خریدشان نصف شده است، تورم از نگاه مردم قدرت خرید آنهاست. با این دید، تورم برای مردم ۵۰ درصد است نه یک عدد تک رقمی.»

هاشمی البته تنها منتقد وضع موجود نیست که به طور همزمان، بر ادامه وضعیت کنونی اصرار دارد! فرشاد مومنی، استاد دانشگاه و اقتصاددان اصلاح طلب نیز اواخر سال ۹۵ در گفتگوی دیگری درباره رشد اقتصادی سال ۹۵ می گوید:«واقعیت این است که رشد اقتصادی مورد نظر به غایت بی‌کیفیت است و این همان مساله‌ای بود که حتی  دستگاه‌های ذی‌ربط داخلی نیز بارها به آن اشاره کرده‌اند. زیرا رشد بی‌کیفیت بنا بر تعریف رشد مبتنی بر خام فروشی، دلالی، سوداگری و ترویج تجارت پول است.

در حالی که مساله‌ای که برای کشور نجاتبخش است افزایش فرصت‌های شغلی مولد در کنار افزایش توان رقابت اقتصادی ملی است که ریشه در ارتقای بنیه تولید ملی دارد. واقعیت این است که رشد اقتصادی ۹۵ هیچ یک از این ویژگی‌ها را ندارد بنابراین رشد حاصل شده بیش از اینکه به کار ملت و کشور بیاید به کار رقابت‌های جناحی و سیاسی می‌آید و گرهی از مشکلات کشور باز نخواهد کرد.»

در این شرایط، راهبرد اصلی دولت و حامیان رسانه ای او، نادیده گرفتن واقعیت های کف جامعه و بازار است. مانور بر سر مسائل دست چندم همچون سخنرانی علی مطهری یا مسئله کنسرت ها در چند ماه اخیر را می توان در همین راستا ارزیابی کرد. با این حال، این همه ماجرا نیست. در پیش گرفتن رویکرد تخریبی نسبت به رقبای بالقوه حسن روحانی در انتخابات، دیگر راهبرد کانونی حامیان رسانه ای دولت طی چند ماه گذشته بوده است.

در این میان، تخریب سازمان یافته شهردار پرکار تهران از ماه های پیش، مهم ترین دستور کار طیف مذکور بوده است. برخورد سیاسی با حادثه غمبار پلاسکو و چند ماه مانور دادن بر روی آن، البته حالا با ارائه گزارش کمیته ملی بررسی این مسئله، تا حدی از تب و تاب زنجیره ای ها برای تخریب قالیباف کاسته است. قالیباف اما هنوز هم در سیل تخریب قرار دارد. چرا که دولت این بار پس از گذشت ۴ سال، لاجرم باید برای رقابت با نامزدی چون او، کارنامه ای به مردم ارائه دهد.

کارنامه دولت اما مشحون از «ما نمی توانیم» است. حسن روحانی در روزهای اخیر، مکرر وعده های انتخاباتی خود را انکار کرده، حتی پس از ثبت نام در وزارت کشور نیز از مواجهه با خبرنگاران و پاسخ به سوالات آنان، سر باز زده است. دیگر نمود ترس دولت از مواجهه با واقعیات و پاسخ دادن به افکار عمومی را می توان در کاندیداتوری عجیب جهانگیری در کنار حسن روحانی مشاهده کرد. مسئله ای که شاید عزت الله ضرغامی، بهترین تعریف را از آن ارائه داده باشد. ضرغامی پس از ثبت نام غیرمترقبه جهانگیری می نویسد:« کاندیدای پوششی برای رئیس جمهور مستقر کار شایسته ای نیست.

باعث تنزل جایگاه او خواهد شد. در واقع با صدای بلند اعلام می‌کنیم که رئیس‌جمهور برای سرپا ماندن احتیاج به داربست دارد!» واقعیت این است که این وضعیت روحانی را شخص رئیس جمهور و حامیان وی نیز می دانند. چنانکه در روزهای گذشته، نشریات و اندیشکده های آمریکایی مکرر از آینده حسن روحانی در انتخابات پیش رو ابزاز نگرانی کرده اند.

در مقابل اما محمدباقر قالیباف، طی ۴ سال گذشته، بدون هیچ حرفی، مشغول کار کردن بوده است. احداث ۱۰۰ کیلومتر مترو در سال ۹۵، اگرچه به سادگی بر زبان می آید، ولی همه می دانند که کار ساده ای نیست و تنها از عهده مدیری چون قالیباف برمی آید. برگزیده شدن دکتر قالیباف به عنوان هشتمین شهردار برتر جهان، از میان ۲۰۰ هزار شهردار جهان در سال ۲۰۰۸ و انتخاب شهر تهران به عنوان یکی از ۵ شهر برتر جهان در زمینه حمل و نقل و ترافیک شهری در سال ۲۰۱۱، دیگر افتخارات پرونده کاری قالیباف است. توسعه ورزش شهروندی، پروژه های بلند پروازانه مانند تونل توحید و نیایش و صدر، افتتاح اولین آبنمای موزیکال کشور، افتتتاح سینما آزادی به عنوان بهار سینمای ایران، دریاچه چیتگر، پارک پرندگان و دهها و صدها پروژه ی عمرانی، خدماتی، فرهنگی دیگر و مواردی متعدد از این دست، بخش دیگری از کارنامه عملیاتی شهردار پرکار تهران را شکل داده است.

 انتخاب پل طبیعت به عنوان یکی از پروژ‌ه‌های معماری برتر دنیا و همچنین انتخاب دریاچه شهدای خلیج فارس(چیتگر) به عنوان یکی از ۱۰ پروژه برتر جهان در سال ۲۰۱۵ ، واقعیت دیگری است که در برابر بی کارنامگی دولت، توی ذوق می زند. جالب آنکه اسحاق جهانگیری پس از ثبت نام در وزارت کشور، خطاب به خبرنگاران گفته است مهمترین انگیزه وی از ثبت نام، نه تشریح عملکرد دولت، که تخریب عملکرد دولت سابق است. دولت هنوز پس از ۴ سال از حرف زدن خسته نیست و مهم ترین راهبرد خود را حتی در مناظرات انتخاباتی نیز با محوریت حرف بسته است! در این شرایط مشخص است که قالیباف به عنوان مدیری پرتوان، کم حرف و قدرتمند، می تواند چقدر برای دولت خطرناک باشد. در شرایطی که وزاری دولت معتقدند باید برای اداره کشور، از خارج مدیر وارد کنیم، وجود قالیباف مغتنم است و مردم به خوبی طی ۴ سال گذشته، این مهم را فهمیده اند.

مستند این مدعا، جهش رای منفی روحانی در ماه های گذشته و رسیدن آن به رکورد ۴۱ درصد است. گمان می رفت با توجه به حجم تخریب و بی اخلاقی سیاسی صورت گرفته بر علیه قالیباف در جریان پلاسکو، اکنون قالیباف چنین وضعیتی داشته باشد. تیر گردان تخریب اما به سنگ خورده و قالیباف در نظرسنجی ها اکنون محبوب ترین فرد است. دولت نه کاری برای حل مشکلات مردم می کند و نه دوست دارد مدیریت جهادی حاکم بر تهران در سپهر سراسر کشور حاکم شود. در همین شرایط، چندی پیش، اندیشکده آمریکایی «گیت استون» طی گزارشی با بررسی سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران در دولت آینده، می نویسد: «درصورت پیروزی مجدد حسن روحانی اقتصاد ایران فلج باقی می ماند و شکاف بیشترمی شود.» در این شرایط، سوال این است که انگیزه حامیان روحانی در روزنامه های زنجیره ای و شبکه های اجتماعی برای حمایت از وی چیست؟ آیا منافع حزبی آنقدر عزیز است که می توان به خاطر آن، اقتصاد کشور را به وسیله مدیران پیر و خسته، فروپاشاند؟ ظاهراً اینچنین است، ولی مردم بعید است چنین نظری داشته باشند.


منبع : پایگاه دیدبان
دیدگاه شما در مورد : سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران!

سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران!