یکشنبه 31 تیر 1397 05:34:06

 

 

 

  

 

 

 

   

 

  

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسلاید شو
چاپ

کد خبر : 44978

تاریخ انتشار : 28/10/1395 - 00:35

اقتصاد و سیاست ذیل فرهنگ است

«فرهنگ» موضوعی راهبردی در مواجهه با بی‌تفاوتی

ما نگرانیم که فرهنگ بازیچه دست سیاست‌بازهایی شود که رسیدن به مکنت و قدرت را بیش از هر چیز می‌پسندند.

«فرهنگ» موضوعی راهبردی در مواجهه با بی‌تفاوتی

به گزارش سوادکوه آنلاین، مدت‌هاست که در سطوح بالای دولت هیچ برنامه‌ای برای ارتقای مسائل فرهنگی و یا مقابله با تهدیدات و آسیب‌های فرهنگی دیده نمی‌شود. گو اینکه تنها کار فرهنگی! وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی اصلی فرهنگ کشور، برگزاری کنسرت‌های گاه و بیگاه است و غائله‌ای که پس از لغو یا اجرای آن رخ می‌دهد.

فرهنگ، موضوعی راهبردی در مواجهه با بی‌تفاوتی
فرهنگ، اساس هویت و شناسنامه هر ملت و جامعه ای است که بواسطه آن می توان در دنیای سرگشته کنونی سرافرازانه به پیش رفت و خود را حفظ کرد.

امروزه اهمیت فرهنگ و هویت ملی و تاریخی کشورها به آن حد از اهمیت قرار دارد که دولتها برای صیانت از آن، علی رغم همه شعارهایی که پیرامون آزادی و دموکراسی می دهند، برای فرهنگ و حفظ اصالتهای آن، قواعد پیشگیرانه وضع می کنند و به کسی اجازه تعرض به حریم فرهنگ و سرمایه های هویتی جامعه را نمی دهند.


هضم کردن این جمله خیلی سخت نیست که "اقتصاد و سیاست ذیل فرهنگ است" 
چرا باید در شرایط فعلی جامعه، اوضاع پرآشوب منطقه و تحولات بین‌الملل، که قرار است این پیچ تاریخی توسط کشور عزیزمان تابلوگذاری شود و در حالی که چشم‌تن جهانیان به ایران اسلامی خیره مانده است، اوضاع باید به سمت و سویی برود که آقای مان از فرهنگ به عنوان هوایی نام ببرند که اگر آلوده شود، انسان را دچار بیماری می‌کند؟

چرا سیاست بازی، جایگزین کار سیاسی شده است که نتیجه‌اش بازگشت تصویر وزیر فراری به وزارتخانه است؟

چرا اقتصادمان در کوچه پس کوچه‌های بی‌همتی و بی‌موالاتی جامانده و هر روز باید شاهد بی‌تدبیری‌های عده‌ای باشیم که تحقق اقتصاد مقاومتی را در اندیشه‌های "کینز" جستجو می‌کنند؟ 


راستی پیوست فرهنگی اصلا تعریفش چیست؟ و کجای اقتصاد ما جا دارد؟

ما نگرانیم که فرهنگ بازیچه دست سیاست‌بازهایی شود که رسیدن به مکنت و قدرت را بیش از هر چیز می‌پسندند.

ما نگرانیم که عده‌ای در لوای رانت‌های دولتی، فرهنگ را سپر فعالیت‌های خود کنند.

ما نگرانیم که باز هم عده زیادی از جوانان مومن متعبد انقلابی، که در گوشه و کنار این کشور به صورت خودجوش فعالیت‌های فرهنگی اثرگذار انجام می‌دهند، تندرو و افراطی خوانده شوند و از صحنه معادلات حذف شوند.

در این وانفسای سیاست، که هر دغلبازی برای رسیدن به امیال و منافع خود، به جریان سیاسی آویزان می شود و حرف های آنچنانی با ادبیات دولت و رئیس آن می زند تا بتواند دلربایی کند، آنکه با دغدغه فرهنگ و دین و ایمان جامعه وارد عرصه می شود، در واقع، عاشقی است که تنها برای رضای خدا و در مقابل ادای دین به شهداء، می آید و می گوید و هر انگ و اتهامی را بر خود می پذیرد تا شاید دلی بسوزد و وجدانی تکان بخورد و غیرتی تحریک شود و همراهی احساس تکلیف کند.


شورایی با نام بلند، اما بی فروغ
برای آسیب شناسی و ظرفیت سازی های فرهنگی، نام شورای فرهنگ عمومی، به عنوان شورایی راهبردی جلوه گری می کند، اما این شورا در کشور و استانها و شهرستانهای کشور نتوانست علی رغم برخورداری از اعضاء مرتبط از روسای دستگاه های مختلف، کاری بفراخور نیازهای روزافزون فرهنگی را پیش ببرد و منشاء تغییر و تحول مثبت در جامعه و مبارزه با زمینه های بروز بزه و امحاء اندیشه های ناهنجارگرا در کشور شود.

مسئول حفظ فرهنگ جامعه چه دستگاه یا دستگاه هایی هستند؟
امروز بر کسی پوشیده نیست که دشمنان انقلاب از سال 1367 با تغییر سبک مبارزه با نظام اسلامی را از جنگ سخت به جنگ نرم و مبارزه با اخلاق و معنویت جامعه ایرانی قرار داده و سعی وافر دارند تا با گسترش فساد و ترویج اباحی گری، با به فساد و انحراف کشاندن جوانان بویژه دختران و زنان کشورمان، زمینه فروپاشی ارزشها در درون را فراهم آورند و بنیان خانواده ها را با شیوع فساد و بی بند و باری تخریب کنند.

براستی، برای حفظ کیان خانواده و صیانت جوانان از تهدیدهای سازماندهی شده دشمنان، چه نهاد و دستگاه دولتی مسئولیت دارد تا در کنار رصد شرائط، به فعالیتهای ایجابی و سلبی متناسب با نیازهای روز جامعه بپردازد؟!

آیا فرهنگ به عنوان جدی ترین سرمایه و اساسی ترین نیاز جامعه، دارای متولی مستقیم و پاسخگو نباید باشد تا وظائف و حقوقش قابل ارزیابی و پرسش گری باشد؟!. واقعاً چه کسی مسئول است؟...

مگر از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی و مطالبات جامعه ایرانی، تحول فرهنگ و ساختارهای اجتماعی کشور براساس تعالیم اسلام نبود و نیست؟. و چرا همچنان پس از گذشت قریب چهار دهه از انقلاب، این جدی ترین و اصلی ترین موضوع انقلاب مورد بی توجهی قرار می گیرد؟!

نویسنده : ایمان عمویی

دیدگاه شما در مورد : «فرهنگ» موضوعی راهبردی در مواجهه با بی‌تفاوتی

«فرهنگ» موضوعی راهبردی در مواجهه با بی‌تفاوتی