شنبه 20 آذر 1395 04:40:54

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت و مقاله
چاپ

کد خبر : 4369

تاریخ انتشار : 05/02/1393 - 16:47

یادداشت/ در سالروز واقعه طبس؛

طبس گیت، سند تاریخی پوشالی بودن نظام سلطه جهانی

شناخت ماهیت خبیث دشمنان، مقدمه پیروزی بر آنهاست و 5 اردیبهشت 59، به تنهایی می تواند اسناد مؤید صحت اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در گروگانگیری دیپلماتهای جاسوسی باشد.

طبس گیت، سند تاریخی پوشالی بودن نظام سلطه جهانی

سوادکوه- در 5 اردیبهشت سال 1359 مصادف با 24 آوریل 1980، فرودگاه متروکه ای در صحرای طبس، میزبان رسواترین ناکامی حمله نظامی امریکا به ایران موسوم به "پنجه عقاب" به عنوان یکی از گزینه های روی میز نظام سلطه جهانی در برابر ایران اسلامی است و از آن پس، جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت امریکا و همه جهانیان فهمیدند که دیگر هیچ ابرقدرتی و به بیان امام راحل، در رأس همه "امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!

عملیات شکست خورده طبس و یا همان "طبس گیت"، که با طرح و نقشه و تمرینات حساب شده انجام پذیرفته بود، ناکامی آخرین تلاشهای نظامی امریکا علیه ایران برای نجات دیپلمات های گروگان امریکایی از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که به تعبیر امام راحل، در آن شب حادثه، در حالی که همه از دشمن غافل بودند، شنهای طبس، مأمور خدا شدند و با ایجاد طوفانی سهمگین، ضمن به آتش کشیدن هلی کوپترها و هواپیماهای امریکایی که در آن شب، دزدانه به ایران حمله کرده و در فاز اول این عملیات پیچیده و گسترده، در فرودگاه متروکه طبس خراسان، فرود آمده بودند تا در مرحله بعد با هلی برد نیروهای ویژه و دوره دیده و انجام عملیات نهایی علیه دانشجویان ایرانی و نجات غافلگیر کننده گروگانها در تهران، ابرقدرتی خود را به رخ جهانیان بکشند، با الطاف خفیه الهی، بزرگترین شکست نظامی امریکا در سالهای اخیر رقم خورده و ابهت کاذب این ابرقدرت پوشالی فرو ریخت!

این روزها که ما دائماً واژه ترکیبی "روی میز بودن همه گزینه ها از جمله حمله نظامی به ایران" را از زبان امریکایی های مغرور و متکبر می شنویم، خنده تلخی بر لبانمان شکل می گیرد و خیلی زود به یاد روزهایی می افتیم که در اوج ناهماهنگی نظامی و امنیتی ما، بخاطر نوپا بودن استقرار یک نظام انقلابی در ایران، امریکا نتواست هیچ غلطی بکند و پس از آن همه تدارک و تمرین و حتی همکاری کامل کشورهای عربی و سایر کشورهای همسایه، با آن شکست مفتضحانه و بجا گذاشتن چندین کشته و آن همه امکانات و ادوات و اسناد نظامی و امنیتی، مجبور شد که دست از پا درازتر، فرار را بر قرار ترجیح داده و عطایش را به لقایش ببخشد، حالا چگونه رویش می شود تا باز هم در قبال ایران از گزینه حمله نظامی به ایران دم بزند؟

5 اردیبهشت 59، یادآور حمایت و امداد غیبی خداوند به نظام جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران است که با اتکاء به ایمان الهی خویش، تصمیم گرفتند تا با فداکاری و ایثار جان و مال خویش، پای انقلاب خویش ایستاده و از هارت و پورت امریکا و سایر قدرتهای نظامی جهان، هراسی به دل راه نداده و همواره با مشت محکم خود، جواب یاوه گویی های آنها را داده و همچنان به تعقیب و تحقق پیوسته اهداف بلند الهی خویش استمرار بخشند!

شهید محمد منتظر قائم فرمانده سپاه یزد که زودتر از همه خود را به محل حادثه رسانده و در حال تخلیه اسناد بجا مانده از امریکایی های پا به فرار گذاشته و کشته شده بود، متأسفانه با دستور خائنانه بنی صدر که آن زمان جانشین فرمانده کل قوا بود، به درخواست امریکایی ها که ظاهراً از طریق رادیو پیام می دادند که ادوات و اسناد بجامانده بایستی نابود شوند، قربانی تهاجم هوایی هواپیماهای ایرانی شده و به شرف شهادت نایل آمد!

اگر چه پس از حمله طبس، دانشجویان مجبور شدند که گروگانها را از لانه جاسوسی خارج و در چندین شهر آنها را تقسیم کرده تا امریکایی ها را برای عملیات های بعدی نیز ناکام بگذارند، اما واقعیت این است که امریکایی ها پس از آن ماجرا فهمیدند که حتی راه اندازی یک جنگ تحمیلی 8 ساله، روشن کردن ماشین ترور در جنگ مسلحانه و گسترش فتنه هایی به نام اقوام مرزنشین نیز نتوانست آنها را به اهدافشان برساند و از این نظر مثال این روزهای امریکا در طرح گزینه حمله نظامی، مثال سگی است که پارس می کند، اما گاز نمی گیرد!

یادم می آید که امام راحل در باره شاه خائن می فرمود که شاه، مثل سگی است که اگر به او بتازی، می گریزد و اگر بگریزی، یه شما می تازد و این مثال و تعبیر امام راحل، این روزها چقدر مصداق حال و روز امریکایی هاست و چقدر خوب شد که یکبار دیگر مردم ما این روزها با کنار رفتن نقاب مظلوم نمایی و فریبکاری، ماهیت واقعی امریکا و مجموعه نظام سلطه را در مذاکرات هسته ای و اتهام زنی های حقوق بشری، بیشتر درک کرده و بر استحکام مواضع انقلابی خود در قبال امریکایی ها افزودند!

تأکید می گردد که کویر و فرودگاه متروکه طبس باید به موزه ای ضدامریکایی و ماجرای شکست مفتضحانه امریکایی ها در طبس موسوم به "طبس گیت"، بایستی تا همیشه به آئینه عبرتی تبدیل گردند که طی آن از این پس و تا قیام فیامت، نه امریکایی ها جرأت تکرار ادعا و یا عمل به گزینه حمله نظامی را روی میز خود داشته باشند و نه نسل امروز و فردا از این هارت و پورت ها حساب ببرند و مثلاً بخواهند برای امریکایی ها تره خرد کنند!

به هر حال ما نه تنها نباید واقعه طبس را به فراموشی سپرده و لکه ننگ امریکایی ها را خواسته یا ناخواسته لاپوشانی کنیم، که اگر چنین کنیم، کتمان یک واقعه تاریخی و کفران امداد غیبی به عنوان یک نعمت الهی است، بلکه باید با گرامیداشت و بررسی کارشناسانه و مستند ابعاد این واقعه تاریخی و بزرگ، پوشالی بودن این ابرقدرت نما را نیز به نسل های نو نشان داده و زمینه های تکرار این ناکامی را در حوادث مشابه تقویت کنیم و تردید نباید کرد که یادآوری واقعه طبس، استمرار تحقیر امریکاست و ما نباید نقاط بزرگ قوت خویش را از یاد ببریم!

در پایان متذکر می شوم که شناخت ماهیت خبیث دشمنان، مقدمه پیروزی بر آنهاست و 5 اردیبهشت 59، به تنهایی می تواند اسناد مؤید صحت اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در گروگانگیری دیپلماتهای جاسوسی باشد که سفارت امریکا در تهران را به اعتبار اسناد منتشره، به لانه جاسوسی تبدیل کرده بودند و کسانی در گرامیداشت چنین واقعه عبرت آموزی، تعمداً و یا سهواً قصور نشان می دهند ادامه دهنده راه خائنانی همچون بنی صدر خائن اند که ظاهراً دریافت دستور و گرای نظامی و تبلیغی از دشمن، با خودزنی و خودی زنی و به تعبیر رهبری معظم انقلاب، جدول دشمن را پر کرده و شمشیر دشمن را تیز می کنند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه


منبع : بلاغ
دیدگاه شما در مورد : طبس گیت، سند تاریخی پوشالی بودن نظام سلطه جهانی

طبس گیت، سند تاریخی پوشالی بودن نظام سلطه جهانی