دوشنبه 15 آذر 1395 08:04:43

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت و مقاله
چاپ

کد خبر : 41735

تاریخ انتشار : 28/06/1395 - 08:55

چندبار از يك سوراخ گزيده مي‌شويم!

از يک سوراخ، دو بار گزيده نمي‌شود مؤمن! مثل معروفي است! آقايان! مگر به‌‌رغم عقل، شرع، پند بزرگان و نقد دلسوزان، پايتان را در يک کفش نکرديد که...

چندبار از يك سوراخ گزيده مي‌شويم!

به گزارش سوادکوه آنلاین به نقل از بلاغ، آقايان! مگر به‌‌رغم عقل، شرع، پند بزرگان و نقد دلسوزان، پايتان را در يک کفش نکرديد که به مذاکره با شيطان بزرگ مي‌توان خوش‌بين بود؟! و مگر روز امضاي برجام، به من و ما طعنه نزديد که بفرماييد! اين هم لغو همه تحريم‌ها در همان روز اجرا؟! و مگر ناظر بر اين فتح‌الفتوح(!) خرده بر مردم نگرفتيد که چرا جشن ملي نيافريدند؟! و در سراسر کشور به نشانه شادي به خيابان نريختند؟! و مگر به اساتيد دانشگاه خرده نگرفتيد که چرا از در حمايت از برجام بلند نمي‌شوند؟! و مگر چند صباح بعد، خودتان نفرموديد که فلان بدعهدي امريکا، فقط ناقض روح برجام بوده؟! و مگر چند صباح بعدتر، اعتراف نکرديد که بدعهدي‌هاي مکرر يانکي‌ها، علاوه بر روح، اين بند و آن بند برجام را هم نقض کرده؟! و مگر چند ماه بعد، نگفتيد که امريکا دارد دبه درمي‌آورد؟! و مگر چند ماه بعدتر، اذعان نکرديد که از خلال برجام «تقريباً هيچ» سودي نصيب ايران نشده؟! و مگر همين چند روز پيش، بابت بي‌وفايي دشمن به قول و قرارهايش اظهار نداشتيد که بيش از اينها از سران کاخ سفيد توقع داشتيم؟! و مگر به جان‌کري زنگ نزديد که جان! کري يا داري صداي مرا مي‌شنوي؟! و مگر مستند به اين همه «مگر» با زبان بي‌زباني داريد نمي‌گوييد که حق با سيد و سالار خراساني ما بود که از همان اول گفته بودند به مذاکره با امريکا خوشبين نمي‌توان بود؟! و مگر جز اين است که از روز امضاي برجام، بسيار روز گذشته و از روز اجراي برجام، بسيار روز بيشتر، اما باز هم تحريم‌ها سر جاي خود باقي مانده؟! و مگر با وجود آفتاب تابان برجام(!) به فهرست تحريم‌هاي قبلي، تحريم‌هاي جديد اضافه نشد؟! و مگر با وجود برجامي که قرار بود شيطان را با آدم مهربان کند، 2 ميليارد دلار از اموال ايران توسط اعوان و انصار همين آقاي اوباما بالاکشيده نشد؟! و مگر به جان‌کري ايميل نزديد که «با ما به از اين باش که با خلق جهاني»؟! و مگر مستند به اين همه «مگر» با زبان بي‌زباني داريد نمي‌گوييد که حق با سيد و سالار خراساني ما بود که از همان اول گفته بودند به مذاکره با امريکا خوشبين نمي‌توان بود؟! و مگر نه آن است که شما خود را «مؤمن» مي‌خوانيد؟! پس گزيده شدن دوباره از سوراخ برجام چه صيغه‌اي است؟! آيا زلزله برجام بس نبود که حالا با ما سخن از پس‌لرزه آن يعني FATF مي‌رانيد؟! آقايان ! مؤمن از يک سوراخ، دو بار گزيده نمي‌شود! امريکا اگر قرار بود به وعده‌هايش عمل کند، من‌باب همان وعيدهاي برجامي و همان که خودتان به ما گفتيد، مي‌بايست بعد از انجام تعهدات ما که همه‌اش را هم انجام داديم، لغو مي‌کرد بالمره تحريم‌ها را! لغو کرد؟! لغو کرد يا با دبه FATF مترصد آن است که باز هم بگزد؟! آقايان! از يک سوراخ، اجازه ندهيد دشمن دوباره شما را بگزد! بدعادت مي‌شود، آن وقت همه‌اش مي‌خواهد بگزد!    برجام 2! FATF ثاني! «ما اين بار قول مردانه مي‌دهيم ارتباط بانکي شما با دنيا برقرار شود.

‌اگر وزارت بهداشت دولت اعتدال تضمين بدهد که تيغ جراحي را در قفسه سينه نيروهاي مجروح ژنرال سليماني در جريان نبرد شام جا بگذارد!» و حالا FATF سادس! «يک بخش کوچک تحريم را مرد و مردانه قول مي‌دهيم برداريم، به شرط آنکه قوه قضائيه جمهوري اسلامي، روزي پنج نفر از اصحاب سپاه قدس را بازداشت و البته چه بهتر که اعدام کند!» و باز حالا برجام شماره کوفت! «بانک زهرمار از نظر ما بلامانع است که با فلان بانک بين‌المللي يک ارتباطکي داشته باشد اما به اين شرط که هنگام عزاداري براي سيد و سالار شهيدان‌تان، همان يزيد سال 61 هجري قمري را بکوبيد و با ما حتي با اين فرض که يزيد زمانه باشيم، کاري نداشته باشيد!» و دوباره حالا FATF! يک سوراخ گشادتر از FATF! «ما قول مي‌دهيم تحريم وزارت دفاع حذف شود، به اين شرط که بني‌صدر با رأي بالاي نمايندگان مجلس بشود وزير دفاع! و اصلاً جمهوري اسلامي يعني چه؟! اگر مي‌خواهيد ارتباط بانک گودرز در ايران با بانک شقايق در سوئيس برقرار شود، راهش اين است که به جاي تجديد بيعت با آرمان‌هاي آيت‌الله خميني، با آرمان‌هاي يکي از اين چهار گزينه تجديد بيعت کنيد، آنهم در مقام چي؟! آفرين! در مقام عمل! گزينه يک: ملک عبدالله! گزينه دو: محمد بن راشد آل مکتوم! گزينه 3: عبدالله شاه اردن! گزينه 4: همه موارد!» آقايان! مؤمن از يک سوراخ، دو بار گزيده نمي‌شود والا با سؤالات چهار گزينه‌اي ابليس روبه‌رو مي‌شود! من اما در اين متن، يک جمله را دو بار تکرار کردم ليکن بار سومي هم مي‌خواهد؛ «و مگر مستند به اين همه «مگر» با زبان بي‌زباني داريد نمي‌گوييد که حق با سيد و سالار خراساني ما بود که از همان اول گفته بودند به مذاکره با امريکا خوشبين نمي‌توان بود؟!»

‌آقايان! ضرب‌المثل «مؤمن از يک سوراخ ...» فقط مال شما مؤمنين نيست! مال ما مؤمنين هم هست! اين ضرب‌المثل به ما مي‌گويد که ديگر صلاح نيست با دست‌فرمان شما حرکت کنيم والا باز هم استقلال کشور گزيده مي‌شود! يعني در زمانه‌اي که رئيس‌جمهور فيليپين هم اوباما را آدم حساب نمي‌کند، يعني در زمانه‌اي که هيچ خبري از «ژنرال پترائوس» در منطقه نيست ليکن سردار سليماني دارد چون نگين مي‌درخشد، يعني در زمانه‌اي که خود دشمن کرار اعتراف کرده که «اگر بحث توافق را مطرح نمي‌کرديم، خودبه‌خود داشت رژيم تحريم‌ها فرومي‌پاشيد و از قضا برجام، جاني دگربار به تحريم‌ها داد»، يعني در زمانه‌اي که محبوب‌ترين فرد جهان عرب، سيدحسن نصرالله عزيز، مفتخر به سربازي تحت اوامر ولي امر مسلمين جهان است، يعني در زمانه‌اي که اوباما از کاخ سفيد رفتني است اما بشار اسد هنوز بيرق مقاومت در شام را بالا نگه داشته، يعني در زمانه‌اي که امريکا تاب حمله حتي به کشور از همه طرف ويران سوريه را هم ندارد، يعني در زمانه‌اي که مردم امريکا، کشته‌شدگان دو جنگ عراق و سوريه را في‌الواقع قربانيان جاه‌طلبي و شعبده‌بازي سران کاخ سفيد مي‌دانند، يعني در زمانه‌اي که زير پاي شاه زپرتي سعودي هم فرش قرمز پهن مي‌شود اما اوباما را عين آب خوردن تحقير و مفتضح مي‌کنند، يعني در زمانه‌اي که شعار «مرگ بر امريکا» به شعار تمامي احرار عالم بدل شده، يعني در زمانه‌اي که بزرگ‌ترين اجتماع بشري در تمام طول تاريخ، اربعين حضرت اباعبدالله است و يعني در زمانه‌اي که آزادگان جهان، از هر دين و آييني دنبال يک منجي مي‌گردند که آدم را و آدميت را از شر اين بطالين روسياه نجات دهد، رئيس‌جمهور امريکا بايد براي بانک ما تصميم بگيرد که به کي پول بده و به کي پول نده؟! طيب‌الله آقايان! ليکن گزيده شدن از يک سوراخ براي بار دوم، يعني تشکيک در ايمان آدمي! اگر شما مؤمن به کدخدا هستيد و حفظ استقلال کشور اندک ارزشي برايتان ندارد، ايمان ما اما به خداوند منان است! چيست ريشه اين «حب وطن» که حاج‌قاسم و شيربچه‌هايش دارند، الا ايمان به خدا؟! خدا در قرآن فرموده «و‌اعدوا لهم مااستطعتم من قوه»! چيست ريشه اين حرف‌هاي ياوه که ما قدرت نظامي مي‌خواهيم چه کار، الا ايمان به کدخدا؟! و چيست ريشه اين نقشه شوم که سينه‌سپرکردگان جلوي توپ و تانک دشمن را با دست خودمان تحريم کنيم، الا ايمان به کدخدا؟! آقايان! از بس اصرار داريد که از يک سوراخ، دو بار گزيده شويد، بيم از آن دارم که ايمان‌تان هم مثل توافق کذا «حفره» داشته باشد! 

با اين همه، اگر بخواهيد از پشت، خنجر به شيربچه‌هاي دلاور اين مردم در سپاه قدس بزنيد، ابتدا بايد سينه ما را بدريد! اگر قاسم سليماني بيرون خاک کشور براي ما مي‌جنگد، ما چرا درون خاک کشور براي او نجنگيم؟! اگر قاسم سليماني جلوي ورود گلوله اجنبي به سينه ما را مي‌گيرد، چرا ما جلوي ورود خنجر اجنبي‌دوستان به پشت او را نگيريم؟! من برخلاف آن نايب‌رئيس بي‌پرنسيب مجلس، FATF را به‌خوبي خوانده‌ام! اين چهار حرف انگليسي، في‌الواقع مخفف هيچ چيز نيست، الا آنکه استقلال کشور را تخفيف دهد! ما اما نخواهيم گذاشت! آقايان! همان «تقريباً هيچ» اول براي هفت‌پشت‌ اين کشور بس است! در آستانه مسلميه، چقدر زود پشت سفير حسين عليه‌السلام را خالي کرديد! کربلا درس چيست؟! درس تحريم کردن اصحاب آخرالزماني امام عاشورا؟! اين بود آن «درس مذاکره»اي که مي‌گفتيد؟! طيب‌الله! مذاکره با دشمن، نه با نيت لغو تحريم، بلکه با هدف مبارزه با دوست! مرحبا به اين اسلام رحماني! تحبيب دشمن و تحريم دوست! آفرين به اين اعتدال! خوب شد تاريخ، دولتمردي شما را هم ديد! ايضا شوراي محترم نگهبان! آقاي اوباما! نامزد انتخابات رياست جمهوري ما نمي‌شوي؟! باور بفرما اينجا بهشت اپوزيسيون است! يعني رسيده‌ايم به اين لحن! لحن ضجه‌هاي آخرالزماني! لحن جدايي‌هاي صاحب‌الزماني! بايد تن مسلم، جليقه ضد گلوله بپوشانيم! و تن آدم! «سفينه‌النجاه» کجاست؟! نوح کجاست؟! کجايي منتقم ثارالله؟! بيا و دست ما آدم‌نديد‌ها را بگير! در اين دست‌تنهايي ماه، هنوز وقت تابيدن آفتاب تو نشده؟! عاشوراييان غريب افتاده‌اند! زمان در محاصره است! کاش مي‌شد با همين «عاشورا» بيايي...

 

نویسنده : حسين قدياني

دیدگاه شما در مورد : چندبار از يك سوراخ گزيده مي‌شويم!

چندبار از يك سوراخ گزيده مي‌شويم!