سه شنبه 16 آذر 1395 09:22:37

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 4022

تاریخ انتشار : 24/01/1393 - 08:12

میزگرد گذری بر پایتخت 3/

لزوم توجه به مردمشناسی و آیین های سنتی/ پایتخت 3 خانه بی ستون نقی است

سریال پایتخت 3 درحالی با تمرکز اصلی بر روی فرهنگ و سنن مردم مازندرانی بر روی آنتن شبکه یک سیما رفت به اعتقاد جمعی از صاحبنظران، ضرورت توجه به مردم شناسی و پژوهش در زمینه تولید آثار هنری و توجه به آیین ها در حل معضلات ضروری است.

لزوم توجه به مردمشناسی و آیین های سنتی/ پایتخت 3 خانه بی ستون نقی است

به گزارش سوادکوه آنلاین به نقل از مهر، نظر و گذری بر سریال پایتخت 3 و نقد و بررسی آن می تواند به دست اندارکاران رسانه ملی برای تولید آثار فاخر هنری با توجه به فرهنگ ها و آیین ها و احیای آنها کمک شایانی داشته باشد.

به اعتقاد جمعی از صاحبنظران و کارشناسان حوزه هنر در مازندران، برای تولید سریالهایی از جمله پایتخت، پژوهش در حوزه مردم شناسی و شناخت دقیق آیین ها و سنت های اقوام برای نمایش امری ضروری است.

جمعی از کارشناسان حوزه های مختلف هنری در میزگرد نظر و گذری بر سریال پایتخت 3 به نقد و بررسی این سریال، کلیت اثر و تاثیری که بر مخاطب داشته است،پرداخته اند.

سینا دلشادی مدیر حوزه هنری مازندران: احساس می کنم وقتی می خواهیم راجع به مسئله ای درحوزه فرهنگ صحبت کنیم باید دقت کنیم وبراساس علم وآگاهی وتخصص وتعهد باشد، از سبک مردم مازندران گرفته تا وجوه تاریخی این خطه باید ببینیم آن چیزی که بعد از پخش سریال و سئوالهایی که درذهن مخاطب به یادگار می ماند ونهادینه می شود چه چیزی است ضمن اینکه باید نقاط مثبت یک اثر را ارج نهاد.

توجه به کار پژوهشی مردمشناسی

یک اتفاق مهمی که می بایست قبل از پخش چنین سریالهایی اتفاق بیفتد، کار مردم شناسی قوی است و وقتی وارد حوزه اقوام می شویم باید با جزییات، ویژگی ها و عناصر فرهنگی آن آشنایی داشته باشیم، باید به نمادها توجه کنیم، یک بخش با کلام وگفتار سروکار داریم وبخش عمده ای با تصویر و المانها است.

وقتی ما درحوزه نماد ونشانه ورود پیدا کردیم، نمی توانیم بگوییم ما منظوری نداشتیم، بلکه نمادها ، نشانه ها و المانها با ما حرف می زنند و این کار بسیار رساتر از خود دیالوگ است وکلام درجای خودش قابل بررسی است و تصویر ونماد ونشانه درجای خودش .

جایگاه فرهنگ در جامعه

علیرضا سعیدی کیاسری کارشناس : پایتخت بهانه ای شده تا ما به یکسری از موضوعات ومباحثی بپردازیم که شاید سالها مغفول مانده است و پایتخت تلنگری برای مدیران استان به ویژه مسئولان فرهنگی شده است که به مقوله ای که می تواند برای آینده ما بسیاراثرگذار باشد، باید به این مقوله بپردازیم که جایگاه فرهنگ درجامعه چیست؟ مخاطب جایگاهش کجاست؟ نقش رسانه چیست؟ این سریال با تمام نقاط ضعف و قوتش چه تاثیری را توانسته درجامعه بگذارد؟.

کار رسانه ملی پیوند اقوام است، بطوری که براساس نگاه کارشناسی این امر درسریال پایتخت اتفاق نیفتاده است و عکس این قضیه افتاده است.

حجت الاسلام هاشمی کارشناس مذهبی : در ساخت سریال تلاش شده بود که ضعف های پایتخت 1 و2 کاسته شود ولی موفق نشدند نه اینکه بگوییم همه این تلاشها بیهوده بود نه اینطور نیست، یکی از مشکلات این فیلم این بود که افراد برای پنهان کردن چیزی به دروغ هایی متوسل می شوند که با روح مازندران همخوانی ندارد.

جلوه زیبای صحبت یک چینی با امام رضا (ع)

از جلوه های زیبای این فیلم نیز صحبت یک چینی با امام رضا (ع) بوده است و در این سریال به این نتیجه رسیده ایم که برنامه ها هرچی پیش آید، خوش آید واین با دین ما تطبیق ندارد.

مهدی رمضانی کارشناس ارشد رشته تئاتر وکارگردانی : یکی از ایرادهای بزرگی که به شبکه های فارسی زبان خارجی گرفته می شود این است که بنیان خانواده ها را هدف قرارداده اند، چنین سیستمی نیز در سریال پایتخت اتفاق افتاده است وسیسمتی که درآن اتفاق افتاده همین است.

کارکترها آینده نگرمعرفی نشدند

در این سریال احترام به بزرگتر نشان داده می شود ولی در زیر متن اتفاق دیگری می افتد در میان کاراکترهای مازندرانی که معرفی شدند حتی یک شخصیت عاقل ،اندیشمند و آینده نگر دیده نمی شود، بجز هما که شخصیت مازندرانی تعریف نشده است.

کارگردان در مصاحبه های خود گفته بود که شخصیتهایی که ساخته ما به ازای بیرونی دارند و در بیرون آنها را می دیدیم، حال این سوال پیش می آید که این شخصیتها چه چیزی بودند و کارگردان به دنبال چه هدفی بوده است؟ چه مابه زاهایی را دیدند و چه مابه ازاهایی را ندیدند ؟ جهت نگاهشان به کدام سمت بوده که حتی  یک شخصیت آینده نگر معقول در بین این آدمها نیست.

شخصیت های پایتخت به لحاظ رفتاری می لنگند

نه اینکه باید ایده آل گرایه به افراد نگاه کرد بلکه باید دید که همه شخصیتها در این فیلم به لحاظ رفتاری می لنگند.

تصویری که از مازندرانی ها در این سریال در اذهان مردم باقی مانده سکانسهای ریش سفیدی بزرگان برای حل اختلاف نخواهد بود و بلاخره در قصه اتفاق افتاد و مورد تحسین قرار گرفت و تماشاگران از آن می گذرند اما وقتی سریال مشمول گذر زمان می شود چیز دیگری در ذهنها باقی می ماند .

ضعف عنصر منطق در شخصیت پردازی

از نظر فنی نیز اگر نگاه کنیم عنصر منطق  در شخصیت پردازی ضعیف است، بهبود نیز یک کاراکتر است که باید فداکاری و شجاعتش برد شود ولی دو نکته آن را دچار تردید می کند، یک بهبود از پشت تیر خورده پس شکارچی خلافکار نبوده، دو تیری که خورده ساچمه ای بوده که مخصوص شکارپرندگان است که باید در ادبیات کارگردانی لحاظ شود و از نظر فنی شخصیتها باورپذیر باشند.

تیموری فعال حوزه تئاتر: من فکر می کنم پایتخت برخورد با یک قوم نیست بلکه فراتر از این حرفها است وقتی ما عناصری را انجام می دهیم، اینها بار دراماتیک دارند، وقتی نام فردی را ارسطو می گذاریم و ایشان عقلانیت ندارد، این می شود ارسطوی مازندرانی که نشان می دهد که عاقلشان این است. من فکر می کنم رسانه ملی که باید با نگاه به حوزه اقوام هم برخورد کند ولی دارد به صورت هدفمند نسبت به جریانی پیش می رود.

این گفتگوها نشان دهنده نجابت مازندرانی ها است که به آرامی گفتگو می کنیم در خیابانها نمی رویم؛ مشت گره نمی کنیم، این نوع نگاه مازندرانی است، پیر درجامعه هنری نشانه خردجامعه است چطور یک پیرما دچار بیماری است؟ ایا پیرما آنقدرآلزایمردارد که بیاید وسط کشتی لنگ آقا را جمع کند ؟.

دلشادی رئیس حوزه هنری مازندران: وقتی ما با نماد ونشانه سرکار داریم گذشته از زبان، کلام و دیالوگ مفاهیم دیگری را منتقل ودریافت می کنیم، اسامی دارای معنای خاص می شوند، هرعلامتی با زبان تصویربیان می شود و وقتی ما اینطور دقت نظر به این سریال نگاه می کنیم می بینیم دنیایی حرف راجع به هریک از این بخشها خواهد داشت

پایتخت های دیگری ساخته شود

طبق گزارشها پایتخت دیگری ساخته نخواهد شد ولی اگر از من بپرسم می گویم خوب است پایتخت های دیگر ساخته شود بایک سال کار پژوهشی و مردم نگاری و آن هم نه راجعبه یک قوم خاص، این گروه این توانایی را دارد که با نگاه کارشناسانه سریال را تداوم ببخشد و با دیدی آگاهانه اقوام مختلف کشور را به کل جامعه معرفی کند.

بهره برداری از آیین ها برای حل معضلات

اگر پایتخت به این شکل تداوم پیدا کند مخالف هستم و بنظر می رسد خود آقایان نیز به این نتیجه رسیده اند، بهره برداری از آیین و سنن برای حل معضلات لازم است و امروز جامعه هنری ما باید این باشد که با تولید این آیین ها در جامعه امروز نقش افرینی کنیم و معظلات امروزمان را حل کنیم.

توجه به نقش اقوام در پیوستگی ملی

باید نقش اقوام در برجستگی و چسبندگی ملی مورد بررسی قرارگیرد نه اینکه تولیدی داشته باشیم که موجب ناراحتی و توهین به کسی بداند و آنها بخواهند خود را جدا بدانند از کشور که خیلی خطرناک است.

مسئولان باید توجه کنند که بحث وحدت و انسجام از شعارهای اساسی انقلاب و نظام بوده است و نقش اقوام در پیروزی انقلاب و مبارزه استکبار ویژه بوده است.

سوژه های جذاب کم نداریم

اگر می خواهیم برنامه بسازیم باید دنبال تاریخچه مازندران برویم که پناهگاه خاندان پیغمبر شد، ما در هرمقطعی می خواهیم ورود پیدا کنیم می بینیم دریایی از سوژه درمازندران وجود دارد که می توانیم تولید اثر کنیم. اگر می خواهیم مازندران را معرفی کنیم بیایم اولین حکومت شیعی را معرفی کنیم، راجع به لهجه، نظرفقهی این است که اگر آمدیم لهجه قومی را تقلید کردیم و آن موجب سبک شدن شد، این فعل حرام است، آیا این لهجه ای که در فیلم اتفاق افتاد موجب سبک شدن شد یا خیر.

دروغ از عناصر پایتخت بود

به نظر من یکی از عناصر این فیلم دروغ بود که اگر آن را می گرفتیم سریال ساخته نمی شد و دروغ مصلحتی وجود ندارد و رهبر این انقلاب برای پیروزی حتی یک دروغ مصلحتی برای پیشبرد این انقلاب نفرمود.

علیرضا سعیدی کیاسری کارشناس : مخاطب اجرای این سریال کجا قرار گرفته است وقتی تلویزیون یک اثر را تولید می کند چقدر در نظرسنجی ها به شناخت دقیق توجه دارد و چقدر شعورمخاطب را لحاظ می کند، تا آنجایی که ملاحظه کردم در نظرسنجی ها می بینیم، شرایطش کاملا متفاوت است.

آیا در برنامه تلویزیونی از جمله پایتخت، انصافا چه مقدار از مخاطبین واقعی جامعه لحاظ شده اند، در گزارش هایی که از سریال پخش شده چه مقدار از متخصصین و مخاطبین ویژه پرسش شده است، اگر برای تولید و محتوای رسانه تلویزیون انجام می دهد مخاطب لحاظ نشود فاجعه به آنجایی می رسد که به راحتی مخاطب یک کانال دیگر را از ماهواره انتخاب می کند، موجی که خود مسئولان رسانه نگرانش بوده و هستند.

پایتخت خانه بدون ستون برای تلویزیون است

 به اعتقاد من سریال پایتخت برای رسانه ملی مثل خانه بدون ستون آقای نقی است که واقعا فرو می ریزد و از بین می رود و مخاطب است که در آن آسیب می بیند.

یکی از قضیه هایی که باعث می شود در پایتخت دچار چالش شویم واقعا به فرهنگ ، اداب و سنن ما توهین شده است، در سریال یک قهرمان کشتی غذای سگ را تشخیص نمی دهد آیا ذکر چنین چیزهایی در فیلم لازم است که قهرمانان را هدف قراردهد. بهبود در این سریال که به عنوان نماد حفاظت از محیط زیست است، بین جنگل بانی و محیط بانی تشخیص داده نشود که فاجعه است، مخاطب به دلیل شعور اجتماعی زجر می کشد و بسیاری از مخاطبین ما به دلیل فقدان مجموعه طنز در تلویزیون و عدم دسترسی به ماهواره مجبور می شود این مجموعه را نگاه کند.

حجت الاسلام هاشمی کارشناس مذهبی: به نظر می رسید که هدف تقویت بنیه وفرهنگ مازندران بود که تحقق پیدا نکرد و در سکانس خرید مجسمه و اینکه فرد به زور می خواست مجسمه ای را بفروشد، توهین به هنرمندان ما بود.

در این سریال چه برخوردهای زشتی با هنرمندان مازندرانی انجام داده اند که امیدواریم اینها انعکاس پیدا کند و این مسائل به گوش مسئولین برسد.

مهدی رمضانی کارشناس ارشد رشته تئاتر وکارگردانی: در این سریال تاکید می شود همه مازندرانی هستند و نام مازندران ذکر می شود، موجی از کدهای مازندرانی در سراسر سریال موج می زند و کارگردان نیز در صحبت های خود گفت می خواهد صفا و سادگی مازندرانی ها رانشان دهد، دیگر اینجا نقی یک فرد نیست و سمبل یک مرد مازندرانی می شود بحث نماد و رسانه می آید وسط.

آدمهای نافرمی در سریال وجود دارند

شوخی باید در دل کار نهفته باشد نه اینکه بیرون زده باشد و این اتفاق در سریال پایتخت افتاده است، صداقت وسادگی بهانه ای شد تا یکسری افراد نافرم به عنوان شخصیت مازنی معرفی شوند که با وجود گذشت زمان باعث شده تصاویر کاریکاتور گونه در ذهن مردم شکل گرفته است.

بسیاری از سکانسهای سریال می توانست وجود نداشته باشد و تاثیری هم در روند سریال نمی گذاشت، همانطور که طبقات مختلف برج میلاد که یک رپرتاژآگهی محض بود وجاذبه گردشگری تهران را معرفی کرد در حالی که در هیچکدام از سه فصل سریال پایتخت نه تنها جاذبه های گردشگری مازندران معرفی نشد بلکه از ذکر نام شیرگاه که لوکیشن سریال بود از آن هم اجتناب کردندو نام علی آباد گذاشتند.

پایتخت 3 بی هدف بود

لطفی کارگردان و کارشناس تلویزیونی: سریال پایتخت در فصل 1 و2 با هدف کوچ و بحثهای مذهبی درست شده است ولی سه کلا بدون هدف بود و اصلا فکری در پشت سریال درصداوسیما وجود ندارد بخصوص در سالهای اخیر که شرط اصلی ساخت یک سریال در شبکه آن است که سریال اسپانسر داشته باشد و بتواند مشارکت بگیرد، اینکه برج میلاد را می بینید برای این هست که برج میلاد در ساخت این فیلم مشارکت کرد.

ما یک چیزی به عنوان طنز داریم ولی در تلویزیون چیزی به عنوان هجو داریم و همه موضوعات تبدیل به هجو می شود، چرا که بیننده را فقط می خواهیم بخندانیم، فکر نمی کنیم که بیننده به چی بخندد.

اگر یک کسی در ایام عید وارد ایران می شد با توجه به سریالهایی که از شبکه های مختلف پخش شد دلش به حال ما ایرانی ها می سوخت که چقدر ما ایرانی ها کوته فکر هستیم و اصلا فکر نمی کنیم همیشه به مشکل برمی خوریم و همیشه مشکلات ما به صورت معجزه آسایی برطرف می شود یعنی هیچکدام منطقی برای حل مشکلاتمان نداریم .

نباید مسئولان سریال پایتخت آن را به عنوان هوچی کری بدانند و باید بدانند هرسریالی که ساخته می شود منتقدانی دارد و باید آن را بپذیرند و باید کارگردان منطقی  جواب را بدهد و اینکه بگوید هوچی گری یعنی می خواهد آن را از سر خود باز کند. اگر بنا است سریالی را در مازندران حمایت کنند باید قبل از حمایت فکر کنند که آیا واقعا آنها باید حمایت شوند فیلمنامه را درست بخوانید، شاید فیلمنامه دارد برعلیه شما نوشته می شود.

برخی از سکانسهای این فیلم خوب بود، از جمله اینکه زنهای مازندرانی بسیارفعالند، دیگری اینکه پدر سمبل در مازندران دیدم و پدرومادر در مازندران رکنند و آن را درتهران ندیدم.
 



دیدگاه شما در مورد : لزوم توجه به مردمشناسی و آیین های سنتی/ پایتخت 3 خانه بی ستون نقی است

لزوم توجه به مردمشناسی و آیین های سنتی/ پایتخت 3 خانه بی ستون نقی است