دوشنبه 15 آذر 1395 18:03:30

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 3960

تاریخ انتشار : 22/01/1393 - 09:34

یادداشتی اختصاصی از سوادکوه آنلاین:

نقدی بصیرانه بر سریال پایتخت ۳

نوروز 93 سریالی از رسانه ملی پخش شد که تبعات آن هنوز هم ادامه دارد برخی آن را شاهکار طنازی دانسته اند و لب به تمجید وتشویق آن گشوده اند و برخی با ذره بین نقد آن را موشکافی کرده اند.

نقدی بصیرانه بر سریال پایتخت ۳

به گزارش سوادکوه آنلاین، نوروز 93 سریالی از رسانه ملی پخش شد که تبعات آن هنوز هم ادامه دارد. برخی آن را شاهکار طنازی دانسته اند و لب به تمجید وتشویق آن گشوده اند و برخی با ذره بین نقد آن را موشکافی کرده اند.

رسانه ملی یک وسیله ارتباط جمعی است که در حکم یک مدرسه برای مخاطبان کثیری است و به دلیل مخاطبان هدفی که این رسانه جمعی دارد باید بیشتر به نوع محتوا،ژانر،دیالوگ ها توجه شود ومورد حلاجی قرار گیرد.
صدا وسیما یکی از ناقلان مهم فرهنگ است،در سالی که به فرهنگ وفرهنگ سازی به عنوان یک عزم ملی نگاه شده است و با وجود اینکه فرهنگ وفرهنگ سازی از رسالت های خطیر رسانه های همگانی ازجمله تلویزیون می باشد شاهد ضعف رسانه ملی در این موارد هستیم.
صدا وسیمای یک کشور اسلامی باید در مسیر توسعه کمالات انسانی وارزش های دینی گام نهد نه اینکه با بی درایتی موجب نفاق واغتشاش در بین مردم شود.
کشور ما از طوایف،اقلیت ها وقومیت های مختلف تشکیل شده است که همه در کنار هم وباهم ایران را ساخته اند و رسانه ملی امروز ما باید بداند که رسالت مهمش نه تمسخر قومیت ها و به چالش کشیدن زبان،لهجه وآداب ورسوم آنها بلکه وصل کردن هرچه بیشتر حلقه های اتحاد بین اقوام مختلف است.
سریال پایتختی که صدای اعتراض بسیاری از مردمان خونگرم مازنی را بلند کرد ولی این صداها به گوش هیچکس نرسید کاریست از سیروس مقدم و در ژانر طنز اجتماعی ساخته شده است.
ژانرطنز آن هم از نوع اجتماعی نسبت به دیگر ژانرهای بصری دارای حساسیت فوق العاده ای است اما متاسفانه درایران تعریف مشخصی از ژانر طنز ارائه نشده بنابر این هر کسی به خود اجازه می دهد با توهین به بعضی شعاائر،آداب ورسوم یا زبان ولهجه یک قوم ،مردم را به حکم طنز بخنداند.
 
 
 
اما سوال مهم اینجاست آیا رسانه ملی حق دارد برای جلب وحفظ مخاطب به هر حربه ای متوسل شود و از همه مسائل اخلاقی چشم پوشی کند ،سریالی بسازد طنزواره تا مردم را پای تلوزیون نگه دارد که بهم بخندند نه با هم؟
مگر کم سریال ها و فیلم هایی با ژانر طنز در تلویزیون ساخته شد؟مگر تا به حال اعتراض کسی بلند شد "زیر آسمان شهر"،"خنده بازار"،"متهم گریخت"؛"خانه به دوش" و... همه فیلم هایی با ژانر طنز بودند که در پس خنداندن مشکلات اجتماعی را به زیر ذره بین می بردند و مخاطبان زیادی را نیز در زمان خود داشتند اما در هیچ کدام از این نمونه ها توهین و بی حرمتی به مردمان دیاری نشد.
توهین به یک قومیت،به زبان و لهجه وساده دلی مردمان آن چیزی نیست که در پس چند نکته یا پیام اخلاقی در فیلمی بسان پایتخت که سیل عظیمی از مخاطبان از هر رده سنی را درگیر خود کرده است ،فراموش شود.
سیروس مقدم با آن ید طولای کارگردانی اش چرا نخواست از یک بازیگر یا حتی بازیگردان مازندرانی استفاده کند؟چرا فیلمی که بیشتر سکانس های آن در مازندران گرفته شده و درباره مردمان وفرهنگ ورسوم این دیار است یک بازیگر مازندرانی را در خود جای نداده است؟آیا این جز آن است که هنرمندان مازندرانی دست کم گرفته شده اند؟
استفاده از موسیقی های مازندرانی درفیلم چه جواب دندان شکنی می تواند در برابر بی مهری عوامل سازنده فیلم به معرفی حتی یک منطقه گردشگری و یا آثار تاریخی این دیار داشته باشد؟
مازندران مهد تاریخ است،مهد تمدن! و پایتخت به جای معرفی حتی یک مکان از این بهشت کوچک،به معرفی غولی عظیم الجثه از مدرنیته در پایتخت(برج میلاد) پرداخت واین بر خلاف رسالتیست که مقدم از آن در مصاحبه هایش یاد می کرد.
مقدم اظهارکرده بود که تیر پایتخت به سیبل مهاجرت جمعیت شهرستانی ها به تهران خواهد خورد اما در واقع با نشان دادن زیبایی های دست ساز عصرماشینی در این غول مدرنیته در پر بیننده ترین سریال نوروزی تمایل مردم را به دیدن و رفتن به این کلان شهر بیشتر نمود تا خودشان را هرچه بیشتر با مدرنیزاسیون منطبق سازند.
 
 
اما در مورد کاراکترهای اصلی سریال{نقی،بهبود،پنجعلی،ارسطو وکاراکتر جدیدالخلق رحمت}باید گفت هرچند هر انسانی می تواند عیب های بی شماری داشته باشد اما رسانه ملی درجایگاه فرهنگ سازی قرار دارد نه فرهنگ سوزی!
 
هرکدام از این کاراکترها دارای عیوب رفتاری و نامعقولی هستند .شکمبارگی،حسادت ،لودگی و قمپزهای بی موردو...
این رفتارها هرچند شمه هایی از آن درهمه انسانها وجود دارد اما در رسانه ملی که در حکم یک مدرسه وچه بسا دانشگاهی عمومی است چرا باید به نمایش در آید؟ مگر غیراز این است که مسئولان عزیز به دلیل ناهنجاری های فرهنگی ونادیده گرفتن ارزش ها،مخاطبان را از دیدن سریال های ماهواره ای منع می کنند؟ پس چرا خود به این ارزش ها پایبند نیستند؟
چرا در. خطه ای که مهد کشتی است و در سالی که مدال های خوش رنگ جهانی کشتی به دست پلنگان مازندران درو می شود این همه بی حرمتی به کشتی وکشتی گیران مازنی آن هم در موطن خودشان؟
و کجای دنیا کسی نمی داند که خانه بی ستون به تلی از آوار تبدیل خواهد شد؟واگر اینها تمسخر وساده لوح نشان دادن نیست پس نام آن را چه می توان گذاشت؟
پنجعلی فیلم پایتخت چه مناسبت وسنخیتی داردبا پیرمرد خوش زبان ومهربان با دست های پینه بسته از کارسخت مازنی؟
گفتند صفا وصمیمیت ومهمان نوازی را نشان دادیم اما جز لودگی، جز شکمبارگی، جز ساده لوحی چیزی در چنته این سریال دیده نشد.
هرکسی با بهره کم از سواد رسانه ای اگر مسائل نهفته در پس سریال پایتخت را زیر ذره بین قرار دهد متوجه این هجمه پنهان در برابر یک رنگی،مهربانی وصفای مازنی های عزیز خواهد شد.
وچه دل خوشند آنها که با شمارش پیام های مثبت فیلم سعی در توجیه و پرده پوشی این هجمه در بافت فرهنگمان دارند.
 
 
وبدتر ازهمه تایید مسئولان شهرستان و استان ونقادان به ظاهر منصف هم ولایتی خودمان است که با تشویق این سریال مهر تاییدی برتمامی توهین ها،تمسخرها وسبکسری ها زدند.
و حرف آخر اینکه این را بدانیم تا خودمان برای فرهنگ،زبان وآداب ورسوممان ارزش قائل نباشیم نمی توانیم از آن چیزی که هستیم دفاع و ارزش هایمان را حفظ کنیم پس بیایم اگر منصفانه نقد می کنیم و در ترازوی عدالت این نقادی را قرار می دهیم. ،حفظ ارزش ها وپایبندی به آن را در کفه دیگر آن قرار دهیم وببینیم کدام سو سنگین تر است؟
نویسنده : سارا ربیعی

برای این پست 1 دیدگاه مطرح شده است. شما نیز دیدگاه خود را بیان کنید
  • پاسخ به نظر جمعه 22 فروردین 1393 - 20:56
    مصطفی مرادی کردی

    من کاملا با این خبر و بیانیه موافقم

    2 0
دیدگاه شما در مورد : نقدی بصیرانه بر سریال پایتخت ۳

نقدی بصیرانه بر سریال پایتخت ۳