شنبه 13 آذر 1395 01:49:00

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 38188

تاریخ انتشار : 10/01/1395 - 16:42

پیش نیاز های اقدام و عمل؛

عقده حقارت ؛ زهر یک اقتصاد مقاوم

از مجموع جهت گیری ها در حوزه اقتصاد کلان نظام فهمیده می شود که حرکت به سمت اصلاح اقتصادی در همه ابعاد در طول 7سال رخ داده و اکنون باید منتظر همان عینیت هایی باشیم که در جریان پیشرفت اسلامی- ایرانی انتظار می رود.

عقده حقارت ؛ زهر یک اقتصاد مقاوم

به گزارش سوادکوه آنلاین، یکی از دسته بندی های معمول در روانشناسی برای سطوح ادراکی انسان، سطوح بینشی، گرایشی و رفتاری است. همچنین در علوم تربیتی با توجه به اهداف رفتاری، به برنامه ریزی برای ساخت و تغییر بینش ها و گرایش ها برای تأثیر در رفتارها پرداخته می شود. به همین نسبت برای برنامه ریزی های اجتماعی نیز، هدف اصلی رفتارها و اقدامات است و سیاست ها و برنامه ریزی ها برای این تغییر پرداخته می شوند.

بحث از اصلاحات اقتصادی در رفتار مصرف کننده، حرکت به سمت تولید ملی، جهاد اقتصادی و سیاست های اقتصاد مقاومتی از سال 1388 تا کنون شروع شده و هم اکنون در سال 1395، مقام معظم رهبری، مطالبه مردم را به سمت اقدام و عمل سوق داده اند. از مجموع این جهت گیری ها فهمیده می شود که حرکت به سمت اصلاح اقتصادی در همه ابعاد در طول 7سال رخ داده و اکنون باید منتظر همان عینیت هایی باشیم که در جریان پیشرفت اسلامی- ایرانی انتظار می رود.

همانطور که در یادداشت چرا «اقتصاد مقاومتی، نیست!»، گفته شد، برخی از رفتارهای مصرف کننده ها، برخی از ساختارهای اقتصادی و برخی از تصمیم های دولتمردان، هنوز به سمت اقتصاد مقاومتی نیامده، و از آنجایی که رفتار مصرف کننده و ساختارهای اقتصادی می تواند پیامد شکل گیری اقتصاد مقاومتی باشد، بنابراین وجود عزم هایی برای اقتصاد مقاومتی مهمترین پیش نیاز اقدام و عمل است. عزم به معنی تصمیم جدی انسان بر کاری که پیش از آن مورد تفکر قرار گرفته است[1]. در اقتصاد مقاومتی، عزم یعنی برنامه ریزی برای تقویت تولید داخل، تصمیم مردم برای مصرف کالای داخلی، اصلاح الگوی مصرف، کیفی سازی محصولات داخلی و ...؛ اما چه چیزی موجب شکل گرفتن عزم شده و چه چیزی عزم را برهم می زند؟

اگر عزم را نقطه اتصال گرایش ها به رفتارها بدانیم، به نظر می رسد عزت نفس همان احساسی است که هر انسان و جامعه ای را برای حرکت های پیشرونده و تلاش بیشتر، آماده می کند. البته در نظر گرفتن اهداف بلند و متعالی هم در این جهت مهم بوده و انسان را تهییج می کند اما اگر احساس عزت نفس نباشد، فرد و جامعه نمی تواند امیدی برای رسیدن به اهداف بلند داشته باشد و در مقابل آن، احساس حقارت مطرح می شود. احساس حقارت همیشه نسبت به دیگری تعریف می شود و عزت نفس یا غرور هم در بازیابی خویش نسبت به دیگری شکل می گیرد.

در علم روانشناسی، احساس حقارت[2] نه تنها بخشی از ذات و هستی انسان است، بلکه عامل تعیین کننده در تعریف هویت او قلمداد می‌شود. آدلِر پس از آزمایشات بسیار به این نکته پی برد که ۹۵% از مردم خود را در مقایسه با دیگران بی‌کفایت می‌بینند. او دریافت که نگاه انسان به خود و یا به عبارت دیگر ارزشیابی خویش در بیشتر موارد، حالتی منفی دارد. بنابراین احساس حقارت را به عنوان یکی از خصلت های بشری پذیرفت که به نظر می رسد، انسان ها در جریان تعلیم و تربیت به بازیابی استعدادهای خود رسیده و در دوران غرور جوانی با یک انقلاب درونی و در نظر گرفتن اهداف مهم و متعالی، می توانند به تلاش های بیشتر در جریان زندگی خود برسند.

وقتی احساس حقارت تبدیل به عقده گردید، علاوه بر اینکه امکان اصلاح و تبدیل آن به یک قدرت سازنده مشکل خواهد بود، بلکه به قدرت مخربی تبدیل خواهد شد که احتمال دارد شخص را به طرف جنایت و خیانت و خودکشی نیز سوق دهد. آدلر می‌گوید: احساس حقارت ممکن است هم اشخاص سالم و هم آنهایی که دچار عقده حقارت هستند را وادار به فعالیت کند، برای اشخاص سالم رسیدن به هدف، احساس برتری بوجود می‌آورد. ولی کسی که دچار عقده حقارت است، هرگز موفق نمی‌گردد و حتی با رسیدن به هدف‌هایش نمی‌تواند بر احساس ناتوانی و بی‌کفایتی خود مسلط شود.(دانشنامه رشد، تاریخ بازدید: 3/1/95) زیرا همیشه خود را ذیلی بر دیگری تعریف می کند.

اگر عقده حقارت در یک فرد شکل بگیرد، او هرچند اهداف متعالی برای خود تعریف کرده باشد اما هیچ گاه نمی تواند به تلاش بیشتری برای پیشی گرفتن از دیگران دست یابد.

اگر احساس حقارت در یک گروه، وجود داشته باشد، این گروه هیچ وقت نمی تواند جلو بیافتد.

اگر احساس حقارت در یک جامعه، شکل بگیرد، این جامعه محکوم به عقب افتادگی است. فرقی نمی کند که این جامعه رشد اقتصادی داشته باشد یا نداشته باشد، زیرا همیشه ذیلی بر کشورهای توسعه یافته قلمداد می شود. کشورهایی مثل ترکیه، مالزی، برزیل، هند و کره جنوبی همیشه ذیلی بر جریان توسعه غربی هستند زیرا در خط قطار غرب برای رسیدن به اهداف مشخص شده توسعه تمدنی حرکت می کنند.

در جریان توسعه، از آنجایی که ادبیات جهانی شدن، خط توسعه را برمبنای اروپا مداری و جلوداری آمریکا تعریف کرده بنابراین احساس حقارت در همه کشورهای جهان سومی و در حال توسعه وجود ذاتی خواهد داشت، زیرا الگوبرداری از ماده و صورت غرب، در نظریه پردازی و سیاست ورزی و برنامه ریزی های همه این کشورها و بلکه در گفتمان جوامع دیده شده و در برخی از گفتمان ها تبدیل به عقده حقارت شده است. این گفتمان را می توان از حرف های اندیشمندان آنها در مورد غربی شدن از موی سر تا ناخن پا[3]، یا از سیاست خارجی آنها در تنزل از همه اصول و ارزش هایشان برای خوش آمد غرب فهمید. احساس حقارت و دستیابی به عزت غیر از مسیر بندگی الله، موجب نفوذ تفکر باطلی در مومنین می شود که حزب اللهی ها را کنار زده و کافران را دوست خود می گیرند[4]. استدلال این می شود که اگر سودی هم به ما نرسد حداقل ضرر کافران را دفع کرده ایم[5].

نقطه اوج گفتمان غربی شدن برآمده از عقده حقارت در دوران پهلوی بر کشور ایران حاکم بود اما آنچه که برای کشوری همچون ایران نسبت به دیگر کشورهای در حال توسعه دارای اهمیت است، وجود انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطفی در جریان پیشرفت و توسعه تمدنی است. انقلاب اسلامی، نه تنها گفتمان غربی شدن را برهم زد بلکه گفتمان دیگری را در جریان توسعه تمدنی با توجه به عزت برگرفته از بندگی خدا[6] بوجود آورد که از آن به عنوان پیشرفت اسلامی- ایرانی یاد می شود. اقتصاد مقاومتی، فرمولی اقتصادی از ادبیات انقلاب اسلامی برای گذار از مراحل ساخت تمدن اسلامی است که جز با حفظ عزت نفس و روحیه انقلابی میسر نمی شود.

در جریان انقلاب اسلامی هم احساس حقارت ناشی از چشم داشتن به سرمایه ها و کالاهای تمدن غرب، می تواند چرخ های حرکت را کُند کند. احساس حقارت همچون موریانه، پایه های ساختمان جامعه انقلابی را می خورد. احساس حقارت، رشد علمی را کم می کند. احساس حقارت، بیکاری را زیاد می کند زیرا به جریان تولید و سرمایه گذاری داخل بی اعتماد است. احساس حقارت حتی جلوی شکفتن استعدادهای خودی را هم می گیرد زیرا همیشه ترس از خطر و اشتباه دارد، غافل از آنکه در اشتباهِ عقب ماندگیِ همیشگی فرو می رود. احساس حقارت، اجازه اقدام و عمل در مسیری غیر از اقتصاد تجربه شده غرب را نمی دهد. اقتصادی که طبقه سرمایه دار یک درصد و طبقه متوسط بیشتر را درست می کند. طبقه متوسطی که می خندند و سعی می کنند نفهمند که سرمایه هایشان به تاراج می رود. طبقه ای که همیشه بدهکار یک درصد خواهند بود و مهمترین دغدغه یشان سرگرمی هایشان است.

اقدام و عمل به عزت نفس که جوهره عزم است، نیاز دارد. عزت نفسی که به تازه کاران داخلی هم اجازه خطر و اشتباه می دهد. عزت نفسی که کالای ضعیف داخلی را بر مصرف کالای قدرتمند خارجی ترجیح می دهد. عزت نفسی که برای خودکفاشدن در مایحتاج اساسی مردم برنامه ریزی می کند. عزت نفسی که اجازه خام فروشی نفت را نمی دهد. عزت نفسی که همه دانش کشورش را برای پیشرفت به کار می گیرد. عزت نفسی که با کافران عهد شکن مماشات نمی کند...

 

[1] امام خمینی، حدیث اول از کتاب چهل حدیث

[2] Inferiority complex

[3] گفته میرزا تقی خان در دوره پهلوی اول

[4] الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا«النساء/139»

همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان می‌جویند؟ با اینکه همه عزتها از آن خداست؟!

[5] فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یسَارِعُونَ فِیهِمْ یقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یأْتِی بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ«المائدة/52»

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!

[6] مَنْ كَانَ یرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا إِلَیهِ یصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یرْفَعُهُ وَالَّذِینَ یمْكُرُونَ السَّیئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ یبُورُ«فاطر/10»

کسی که خواهان عزت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد)!

 

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یصِفُونَ«الصافات/180»

منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند.

نویسنده : سیدعبدالرسول علم الهدی
منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : عقده حقارت ؛ زهر یک اقتصاد مقاوم

عقده حقارت ؛ زهر یک اقتصاد مقاوم