شنبه 13 آذر 1395 19:17:13

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 38057

تاریخ انتشار : 04/01/1395 - 09:56

برجامی کردن ادبیات سیاسی ایران؛

دستور توقف قطار برجام های دولت یازدهم

برجام در حالی وارد ادبیات سیاسی کشور شد که برخی به دنبال اجرای فازهایی جدیدی در داخل کشور با عناوین برجام 2 هستند. به گزارش گروه سیاسی فرهنگ نیوز،

دستور توقف قطار برجام های دولت یازدهم

به گزارش سوادکوه آنلاین، در ماه های اخیر و به ویژه پس از دستیابی ایران و قدرت های جهانی به توافق هسته ای، اصطلاح برجام در فضای سیاسی کشور مرسوم شده و حامیان دولت و اصلاح طلبان از لزوم اجرای برجام 2 در داخل ایران نیز سخن به میان آورده اند. برجام اصطلاحی است که به برنامه جامع اقدام مشترک گفته می شود و پس از پایان مذاکرات هسته ای میان ایران و 1+5 به دست آمد. این مذاکرات پس از 12 سال در دولت روحانی روبه پایان رسید.

برجام در حالی حاصل گشت که ایران می بایست به خاطر فعالیت های هسته ای قانونی خود به آژانس بین المللی انرژی اتمی پاسخگو می بود و با پرونده سازی کشورهای غربی و سازمان های جاسوسی، متهم به انحراف و پنهانگاری در برنامه هسته ای شده بود. این سیاه نمایی غرب در پرونده هسته ای ایران به بهای 12 سال هزینه سازی و هجمه عظیم تبلیغاتی علیه کشور تمام شد و در نهایت ایران می بایست با چشم پوشی از بخشی از حقوق مسلم هسته ای خود، سایه سنگین تحریم های ظالمانه را رفع می کرد. در نهایت نیز با دو سال مذاکرات فشرده هسته ای در دولت یازدهم، برجام به دست آمد. برجامی که ایران با قبول محدودیت هایی در زمینه هسته ای، تعلیق نیم بند تحریم ها را به دست آورد.

در همین زمینه در تاریخ 26 دی 1394، روز اجرای تعهدات غرب در نظر گرفته شده بود و آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل، تحریم های مربوط به هسته ای را می بایست تعلیق می کردند. این روند در حالی اجرایی شد که تا به امروز تاثیر تعلیق تحریم ها خود را نشان نداده و بسیاری از شرکت ها و کشورهای خارجی در همکاری اقتصادی خود با احتیاط فراوانی رفتار می کنند و نیم نگاهی نیز به رفتارهای آمریکا در قبال ایران دارند. آمریکا در یکسال اخیر سعی کرده به طرق دیگری، تحریم ها جدیدی را علیه ایران وضع کند و از سوی دیگر، با رفتارهای ضد ایرانی خود، تردید را در میان کشورهای دیگر برای ورود به بازار ایران، دوچندان کرده است.

بر این اساس، برجام هسته ای در حالی به دست آمده که طرف های غربی و به ویژه آمریکا سعی بر آن دارند تا ایران بالاجبار تعهدات مربوط به محدودیت هسته ای را ادامه دهد ولی در زمینه رفع تحریم ها کمترین سود نصیب تهران شود و از تعهدات خود سربا بزنند. با این وجود و با تمام هزینه های که بر کشور تحمیل شد، دولت، حامیان آن و اصلاح طلبان سعی دارند از برجام هسته ای به عنوان مدلی موفق یاد کنند که کارایی لازم را برای تعمیم در عرصه داخلی برای آشتی ملی دارد! در سخنرانی ها و اظهارات حسن روحانی و برخی از مسئولان دولتی به کرات این اصطلاح در ماه های اخیر استفاده شده است. به عنوان نمونه زمانی که از رئیس جمهور دباره رد صلاحیت ها در انتخابات مجلسین سوال شد، وی در پاسخ از لزوم به کارگیری مدل برجام داخلی در مذاکره با شورای نگهبان سخن گفت.

فراگیر شدن استفاده از اصطلاح برجام تا حدی به افراط کشیده شد که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در اولین روز بهار 1395 در حرم رضوی (ع)، با تبیین راهبرد آمریکا در ترویج تردید میان نخبگان ایران و سپس گسترش آن در میان افکار عمومی کشور برای انتخاب بر سر دوراهی مذاکره و کنار آمدن با آمریکا یا تحمیل فشارها، هشدار دادند و در ادامه بهره گیری از مدل برجام را به روشنی توضیح دادند:

"...فرض بفرمایید که ملّت ایران مجبور باشد از اصول خود صرف‌نظر کند، از خطّقرمزهای خود هم صرف‌نظر کند، بکند؛ طرف مقابل از اصول خود و ارزشهای خود تنازل نمیکند لکن اگر لازم شد، ما باید تنازل کنیم تا مشکلات را برطرف کنیم؛ تا درنتیجه کشور بتواند از ظرفیتهای خود استفاده کند و مثلاً به یک اقتصاد برجسته‌ای مبدّل بشود. حرفشان این است. بنابراین در قضیه‌ی هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم «برجام»؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الی‌غیرذلک بایستی به‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم. این منطقی است که سعی میکنند این منطق را در بین نخبگان جامعه و از سوی نخبگان جامعه به افکار عمومی جامعه منتقل کنند. معنای این حرف چیست؟ معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی‌ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگی‌های نظام جمهوری اسلامی پایبند به آنها است، صرفِ‌نظر کند: از مسئله‌ی فلسطین صرف‌نظر کند، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفِ‌نظر کند، از مظلومان منطقه - مثل ملّت فلسطین، مثل مردم غزّه، مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین - پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند، و نظام جمهوری اسلامی با تعدیل خواسته‌های خود، خود را به آنچه طرف مقابل یعنی آمریکا به دنبال تحقّق آن است، نزدیک بکند. معنای این حرف این است که همچنان‌که امروز بعضی از کشورهای منطقه و دولتهای منطقه، علی‌رغم حکم اسلام و علی‌رغم خواست ملّتهایشان با رژیم صهیونیستی کنار آمده‌اند و مسئله‌ی فلسطین را تحت‌الشّعاع مسائل دیگر قرار داده‌اند، جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب عمل کند؛ معنایش این است که همچنان‌که امروز بعضی از دولتهای عربی با کمال وقاحت، دست دوستی به سمت دشمن صهیونیستی دراز میکنند، جمهوری اسلامی هم با دشمن صهیونیستی کنار بیاید و آشتی کند."

مقام معظم رهبری پیشروی دشمن را در چنین فضای تدریجی و سنگر به سنگر می داند و با یادآوری دوران رژیم طاغوت، سلطه همه جانبه دشمن بر کشور و بازگشت به آن عصر را یکی از اهداف اصلی دشمنان نظام می دانند: "اگر عقب‌نشینی کردیم، عقب‌نشینی به این نقطه‌ها منتهی خواهد شد که [بگویند] شورای نگهبان چه نقشی در جامعه دارد و چرا باید شورای نگهبان به‌خاطر مخالفت با شرع قوانین را بردارد؟ حرف اینجا است. این همان چیزی است که بنده بارها عرض کرده‌ام که این، تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت جمهوری اسلامی محفوظ بماند امّا از محتوای خود بکلّی تهی بشود؛ دشمن این را میخواهد. بنابر این تحلیل دشمن‌خواسته و بنابر این تحلیلی که آنها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملّت تزریق میکنند، اگر جمهوری اسلامی و ملّت ایران میخواهد از شرّ آمریکا راحت بشود، باید از محتوای جمهوری اسلامی دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامی دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد."

حال در این میان با وجود هشدارهایی پیرامون کاستی های برجام هسته ای و بدعهدی آمریکا در عملی کردن تعهدات خود، دولت و حامیانش از آن به عنوان سند افتخار ملی یاد می کنند و حتی در ادبیات سیاسی خود مخالفان برجام را تندرو و مدافعانش را میانه رو و منطقی جلوه می دهند. به بیانی دیگر  برجام داری نقاط ضعف و قوتی است که بر اساس اضطرار به دست آمد ولی اصلاح طلبان و حامیان دولت نقاط ضعفش را نادیده می گیرند و تنها با "برجام برجام کردن"، در صدصد تلقین نوعی گفتمان ناقص و بدون پشتوانه در عرصه سیاست داخلی کشور هستند. بدین منظور انتخابات 7 اسفند را از یکسو انتخاب میان تندرو ها و میانه روها، نام گذاشتند و از سوی دیگر، عینیت آن را در طرفداران برجام و مخالفان آن پی ریزی کردند.

" امروز ما با جریان خطرناکی روبرو هستیم؛ ما امروز با جریان برجامیان و نابرجامیان روبرو هستیم. برجام تفکری نو برای اداره حکومت، تفکری عاقلانه و اصلاح‌طلبانه است؛ تفکری که می‌تواند دنیا را نسبت به این اسلام، ایران و فرهنگ ایرانی خوشبین کند."  این بخشی از سخنان الیاس حضرتی، نامزد اصلاح طلب در سالن حجاب تهران در زمان تبلیغات انتخاباتی است. "می‌گویند با برجام دولت برای ملت رفاه بیاورد، مگر ما برجام را آورده‌ایم؟ ما خادم مردم هستیم، برجام را خدا آورد."، و این هم بخش هایی از سخنان رئیس جمهور، حسن روحانی  در مراسم تجلیل از دست‌اندرکاران برجام در 19 بهمن ماه است.

برداشت دولت از برجام را می توان براساس تبلیغ این قوه از برجام به عنوان دستاورد اصلی فعالیت چندساله اش ارزیابی کرد که کارنامه خود را پربار نشان دهد ولی صحبت از برجام 2 و غیره را نمی توان به آسانی توجیه کرد. حسن روحانی که همچنان برجام را به عنوان پرچم پیروزی دولت بر دستان خود بلند کرده، تحقق وعده های اقتصادی خود را  منوط به برجام دیگری در عرصه داخلی کرده است. وی در پیام نوروزی خودبرجام دو را آغازگر شرایطی برای ایجاد بهبود اقتصادی و کاهش بیکاری می داند: " ...آنچه برای همه ملت ما مهم است اشتغال پایدار است و این کار در سال آینده با «برجام دو» ان‌شاءالله شروع خواهد شد. گرچه ملت بزرگ ما که همیشه پیشگام بودند، «برجام دو» را در 7 اسفند سال گذشته کلیـد زدند. «برجام دو» همان اقدام مشترک ملی در داخل کشور است که با وحدت، آشتی و با همدلی شروع خواهد شد؛ برجامی که قبل از اقتصاد از اخلاق آغاز می‌شود."

برجام دو در حالی وارد ادبیات سیاسی کنشگران عرصه سیاسی شده که پیش از این نیز تحت عناوینی چون مذاکره ملی، آشتی ملی و دولت وحدت ملی از آن یاد می شد. دولت وحدت ملی مربوط به زمانی است که احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور بر سرکار بود و در سال 87 هاشمی رفسنجانی از سایر گروه ها و جریان ها برای تشکیل دولت وحدت ملی دعوت به عمل آورد. در انتخابات دولت یازدهم نیز این سخن بار دیگر از زبان هاشمی خارج شد و حتی خود برای ریاست جمهوری پا به میدان گذاشت! ولی با ورود حسن روحانی به پاستور، موضوع دولت وحدت ملی به کناری نهاده شد و درحین و پس از مذاکرات هسته ای، لزوم مذاکره ملی و برجام 2 مطرح شده است.

در مقطع کنونی رئیس جمهور و رئیس تشخیص مصلحت، بارها از برجام های جدید سخن به میان آورده اند اما همین ادبیات به کرات از سوی اصلاح طلبان تکرار شده است.  در مردادماه غلامحسین کرباسچی در بیستمین سالگرد تاسیس حزب کارگزاران سازندگی از دولت و حسن روحانی و همچنین احزاب خواست که نهضت مذاکره ملی را برای رسیدن به اتحاد ملی راه بیندازند:  از دولت و آقای روحانی و احزاب می‌خواهیم در این مقطع فعلی نهضت مذاکره ملی را به منظور حل مشکلات کشور به راه بیاندازند، کشوری که از مشکلات اقتصادی و سیاسی رنج می‌برد جز با اتحاد ملی نمی‌تواند از مشکلات خارج شود.

 کرباسچی که اینک در نقش مصلح و خیرخواه کشور ظاهر شده، در مراسم افطاری  رمضان 1394رئیس جمهور نیز در حضور شخصیت های سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب از لزوم مذاکره گفته بود و از رئیس جمهور خواست تا اتاق گفتگوی جریان ها را راه اندازی کند: زمانی که می‌توان با دشمن خارجی مذاکره کنیم، جای گفتگو میان جریان‌ها و جناح‌های سیاسی در کشور خالی است.

هر چند چنین اظهاراتی پیش از برگزاری انتخابات 7 اسفند برای ورود جدی به انتخابات و به دست گرفتن قدرت سیاسی در قوه مقننه و مجلس خبرگان، ابراز می شد و منظور از مذاکره ملی، ایجاد شرایطی بود که نیروهای سیاسی اصلاح طلب و حامی دولت، با سوابق سیاسی مخدوش بار دیگر بتوانند وارد گود رقابت های انتخاباتی شوند. اما پس از 7 اسفند، دستور کار مربوط به برجام های دیگر، انتخابات نیست و وارد حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شده است. موضوعات حاشیه ای مانند حصر سران فتنه نیز در قالب مذاکره ملی و برجام 2 گنجانده شده و زمانیکه رئیس جمهور از آشتی سخن می گوید، بی ارتباط با خواسته های اصلاح طلبان برای رفع حصر و موضوعات از این قبیل نمی تواند باشد.

باید به این نکته اشاره کرد که زمانی از اصطلاحاتی چون مذاکره و آشتی ملی در فضای سیاسی سخن گفته می شود که کشور در شرایط بحرانی قرار گرفته باشد و برای خروج از آن گروه ها و جریان های فعال سیاسی می بایست به راه حلی برسند. یعنی دستور کار جلسات مربوط به مذاکره ملی، خروج از بحرانی است که کشور گریبانگیرش می باشد. قرار گرفتن چنین ادبیاتی در عرصه سیاسی ایران، در حالیکه بحرانی در آن مشاهده نمی شود، گویای نوعی فضاسازی مصنوعی برای بهره برداری های سیاسی یک جریان خاص است. چنین برنامه ای وقتی در فضای کلان تر منطقه ای و جهانی قرار می گیرد، براساس بیانات رهبر معظم انقلاب، ابعاد خطرناک تری نیز به خود می گیرد. به بیان دیگر، تلقین فضایی که مردم ایران بین دوراهی قرار داده می شوند تا فشار و سختی را تحمل کنند و یا با عدول از ارزش ها و آرمان ها، اقتصاد و معیشت بهتری داشته باشند! در حالیکه صحبت از راه سوم و آن ایستادگی و مقاومت و در نتیجه تکیه بر ظرفیت ها و توانایی های خود، مغفول در نظر گرفته می شود.

در حالی رهبر معظم انقلاب شعار سال را "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل"؛ نام نهادند تا علی رغم تاکیدات بسیار در سال های اخیر بر اقتصاد مقاومتی، راه سوم بهبود و رونق اقتصادی را بار دیگر نشان دهند. در این نگاه، رونق و شکوفایی و گردش چرخ اقتصادی نه از برجام هسته ای و برجام های 2 و 3... به دست می آید بلکه اقتصاد مقاومتی همان نسخه شفابخشی است که بسیاری از آن غفلت کرده اند.

برجامی کردن ادبیات سیاسی کشور و قرار دادن کشور بر سر دو راهی انتخاب مدنظر دشمن را می توان بازی در پازل دشمن در نظر گرفت. چشم دوختن به دست آمریکا برای دادن ارفاق های اقتصادی به ایران هرگز نمی تواند ایجاد زیرساخت هایی برای اقتصاد پایدار و پیشرفته کشور را به ارمغان آورد. بازی در پازل دشمن به معنای عقب نشینی گام به گام از دستاوردها و ارزش های اصلی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و در نهایت استقلال و امنیت ملی کشور را خدشه دار خواهد ساخت و منجر به کاهش قدرت ملی و منطقه ای ایران خواهد شد.

 


منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : دستور توقف قطار برجام های دولت یازدهم

دستور توقف قطار برجام های دولت یازدهم