یکشنبه 14 آذر 1395 19:44:21

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین اخبار ایران و جهان
چاپ

کد خبر : 35022

تاریخ انتشار : 20/09/1394 - 08:54

غول های خودرو را ببینید و بشناسید

«داستان ماشین ها»، پیش از آنکه داستان بلندبالای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان ما شود؛ داستان زندگی آدم هایی بوده که با خلاقیت، دنیایشان را دگرگون کردند.

به گزارش سوادکوه آنلاین، در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، نام های بزرگی در صنعت نوپای خودروی دنیا ورد زبانها شد، که ما هم با همین نام ها بزرگ شده ایم و خیلی هایمان هم آنها را در رویاها و آرزوهایمان مرور کرده ایم، اما این نام ها از کجا آمده بودند؟ شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید بسیاری از این نام ها اسامی کسانی است که چرخ خودروها را برای اولین بار در دنیای مدرن چرخاندند. این میان کسانی هم هستند که گرچه نام شان امروز بر سر زبانها نیست، اما تاثیرشان بر شکل گیری آنچه امروز صنعت عظیم خودرو نامیده می شود، غیرقابل انکار است.

لوییس شورلت (Louis Chevrolet)

«لوئیس شورلت» که اصالتا سوییسی بود، بنیانگذار یکی از این کمپانی‌های خودروسازی است که در ایران خودمان شهرت زیادی دارد. مخصوصا برای متولدین دهه های 30 تا 50 در ایران «شورلت» نامی آشنا و حتی محبوب است. لویی شورلت سابقه راندن در مسابقه‌های رانندگی و همچنین کار مکانیکی در فرانسه، کانادا و آمریکا را داشت و کمپانی شورلت را هم در 1911 با همکاری ویلیام دورانت راه‌انداخت.

 

لوئیس شورولت

شورلت چند سال بعد شرکت را زیر پرچم «جنرال موتورز»،‌ که دورانت در حال تاسیس آن بود برد و خودش به عنوان راننده مسابقه‌ای برای «جی‌.ام.»، کار کرد.

شورلت در 1941 به صورت مشکوکی درگذشت،‌ اما شرکتش تا قبل از جنگ جهانی دوم، ‌150 هزار خودرو تولید کرده‌ بود.

 

هنری ام. لیلند (Henry M. Leland)

« هنری ام. لیلند»، بنیان‌گذار یکی از آن شرکت‌های خودروسازی است که هر چند خیلی زود به جی. ام. پیوست، اما سال‌ها با برند تجاری‌اش دنیا را تحت‌تاثیر قرار داد. «کادیلاک» نامی که بسیاری از ما ابهتش آشنا هستیم. البته این سلطان خودروهای لوکس آمریکایی هم از روی اسم یک آدم معروف دیگر ساخته شده است. بنیان‌گذار این شرکت نام محصولش را از روی اسم «آنتونی لامت کادیلاک» بنیان‌گذار شهر دیترویت آمریکا، برداشته است.

 

هنری ام. لیلند

«لیلند» که قبل از راه‌اندازی کادیلاک در فورد و اولدموتورز(پدر کمپانی جی. ام) کار می‌کرد مهندس مکانیک بود. او سابقه‌ای هم در صنعت طراحی و ساخت سلاح داشت. لیند موتور تک‌سیلندر اولدموتورز را توسعه داد و خیلی زود کمپانی خودش را تاسیس کرد که ماشین‌های سه سیلندر قدرتمند تولید می‌کرد،‌ در 1909 وقتی این شرکت توسط جی‌.ام. خریده شد،‌ ماشین‌های هشت سیلندری تولید می‌کرد که استاندارد خودروهای لوکس آمریکایی را ارتقاء داد.

لیلند با اینکه کادیلاک را به جی‌.ام. فروخته بود تا اواسط جنگ جهانی اول یکی از اعضای هیات مدیره جی‌.ام. و مدیر کادیلاک باقی ماند،‌ در این زمان در شرایطی که یکی از مهندسان شرکت کادیلاک به دلیل شلیک به سرش به صورت مشکوکی کشته شده بود،‌ لیلند از «استون» مالک اصلی جی. ام. خواست که شرایط ورود این شرکت به صنعت تولید موتور هواپیما را هم ایجاد کند، این پیشنهاد با مخالفت جی. ام. روبرو شد و در نتیجه لیلند جی‌.ام. را ترک کرد.

 

دانوار بیوک (David Dunbar Buick)

«بیوک» برای ما یادآور همان خودرو محکم ، بزرگ و نسبت به زمان خود پیشرفته ای است که زمانی خیلی ها در ایران به داشتنش افتخار میکردند. دانوار بیوک که نام خود را بر روی این خودرو گذاشت صاحب یکی از باسابقه‌ترین کمپانی‌های خودروسازی در آمریکا بود که سرانجام به جی. ام. پیوست. دیوید دانوار بیوک این شرکت را در 1899 در دیترویت میشیگان تاسیس کرد و شرکتش قدیمی‌ترین شرکت خودروسازی آمریکا است که هنوز هم ماشین تولید می‌کند.

 

دیوید دانوار بیوک

بیوک اصالتا اسکاتلندی بود و به عنوان مخترع شهرت داشت، او قبل از تاسیس شرکت خودروسازی‌اش توانسته بود راهی تازه برای برش آهن پیدا کند که به تولیدکننده‌ها اجازه می‌داد هزینه‌ تولید را پایین بیاورند. او همچنین برای اولین بار توانست تکنولوژی موتورهای درون‌سوز را توسعه دهد.

بیوک شرکتش را در 1906 به جی‌.ام. فروخت،‌ و بعد از آن با وجود تلاش‌های زیادی که در صنعت خودرو انجام داد، در نهایت سختی و ورشکستگی در حالی‌که تنها به عنوان معلم تجارت در یک کالج در میشیگان کار می‌کرد به دلیل بیماری سرطان درگذشت.

 

هنری فورد (Henry Ford)

در میان مالکان صنایع خودروسازی در آمریکا،‌ شاید مهم‌ترین و معروف ترینشان هنری فورد باشد. او نه تنها بنیان‌گذار کمپانی فورد است، بلکه نظریه‌پرداز «تولید انبوه برای طبقه متوسط» هم به حساب می‌آید. فورد از خانواده‌ای که اصالتا انگلیسی بودند و در آمریکا مزرعه‌داری می‌کردند ریشه گرفت و خیلی زود علاقه‌اش به کارهای فنی را نشان داد.

 

هنری فورد

او بعد از مرگ مادرش مزرعه پدری را ترک کرد مدتی مهندس ماشین بخار بود و چند وقتی هم در شرکت ادیسون کار کرد و بعد با پس‌اندازش شرکت صنعتی «دوچ» را خرید و نام آن را به موتورسازی «فورد» تغییر داد. فورد ماشینی ساخت که روی دریاچه یخ با سرعت 147 کیلومتر حرکت می‌کرد. وقتی مشهور شد تولید ماشین‌های ارزان قیمتی که تعمیرشان ساده‌تر بود را آغاز کرد و سود شرکت را برای چند سال روی 100 درصد نگه داشت. او توانست تا قبل از جنگ جهانی اول نیمی از بازار خودروی آمریکا را به دست بیاورد.

فورد به حسابرسی، نژادپرستی و جنگ اعتقاد نداشت و بنای نظریه‌اش را بر این گذاشته بود که با تولید انبوه به مبارزه علیه جنگ بپردازد.

 

ویلیام دورانت (William C. Durant) و آلفرد اوستون (Alfred P. Austin)

یکی از رقبای جدی فورد در دوران کاری‌اش، مجموعه‌ای از شرکت‌های صنعتی بود که زیر پرچم «جنرال موتورز ( جی.ام.)» قرار گرفته بودند؛ این شرکت هم مثل فورد در میشیگان آمریکا تاسیس شده بود؛ با این تفاوت که نمی‌شود از یک نفر به تنهایی در مدیریت این شرکت صحبت کرد.

جنرال موتورز با نام «اولدز موتور» کار خود را آغاز کرده بود. این شرکت پیش از آغاز قرن بیستم تنها شامل دو شرکت خودروسازی و موتور بنزینی اولدز بود. کسی که تا 1920 شرکت را اداره می‌کرد، ویلیام دورانت نام داشت. او کسی بود که برای اولین بار سیستم کمپانی هلدینگ با تملک چندین برند مختلف را پایه‌گذاری کرد. دورانت در یک خانواده ثروتمند وابسته به فرماندار میشیگان به دنیا آمده بود، با این حال او در ابتدای کارش با یک فروشنده سیگار شریک شد و بعد هم موفقیت‌های تجاری عظیمی به دست آورد. بعد به سراغ صنعتی رفت که در آن برای خودش چشم‌اندازی جهانی می‌دید و «جی‌.ام» غول خودروسازی جهان را راه‌اندازی کرد. دورانت در آغاز قرن بیستم، شرکت‌های «بیوک» و «کادیلاک» را خرید و کمی بعد هم صاحب کارخانه «پونتیاک» را برای پیوستن به مجموعه قانع کرد. در پایان دهه اول قرن بیستم، جی. ام. نیمی از سهام شورلت را هم خریده بود.

 

ویلیام دورانت

اما تحول اساسی در جی. ام. را مدیری که بعد از دورانت هدایت مجموعه را به عهده گرفت ایجاد کرد. «آلفرد پی اوستون» که از دهه بیست به بعد برای سه دهه مدیریت جی‌.ام. را به عهده داشت، با شعار «هر نفر یک ماشین»، کارش را توسعه داد و شرکت‌های جدیدی را هم به مجموعه جی. ام. اضافه و آن را به بزرگ‌ترین کمپانی جهان تبدیل کرد. او که مدرک تحصیلی‌اش را از دانشگاه «ام. آی. تی» گرفته بود بعدها به عنوان «پدر علم مدیریت صنعتی» شناخته شد.

 

آلفرد پی اوستون

رقابت بین جی.ام. و فورد در آمریکا آن قدر جدی بود که جنرال موتورز را حتی وادار به جاسوسی صنعتی از فورد کرده بود. کتاب خاطرات اوستون در مورد سی سال مدیریت جی.ام. حدود پنج سال بعد از بازنشستگی او از شغلش، آماده انتشار بود، با این حال کمپانی او از ترس رو شدن استراتژی‌ها و اسرار داخلی‌اش برای حدود یک دهه جلوی انتشار این کتاب را گرفت، کتاب «سال‌های من در جنرال موتورز» در نهایت دو سال پیش از مرگ نویسنده‌اش در 1966 چاپ شد.

 

 

کارل بنز ( Carl Friedrich Benz)

بنز را دیگر همه می شناسند. همان خودرویی که معروف است پولدارها سوار می شوند. «کارل بنز» کسی که نام خود را با ساختن این خودروی اشرافی شاید برای همیشه ماندگار کرده است. او مهندس مکانیک بود و پشت سر کمپانی‌اش هم زنجیره‌ای از توافق‌های تجاری قرار داشت. «کارل بنز»، پیش از آغاز به کار کمپانی بنز یکی دو شغل را از دست داده بود؛ یک شرکت مهندسی‌اش توسط حکومت سلطنتی آلمان آن زمان مصادره شده بود و شرکت مکانیکی دیگری که تاسیس کرد هم با بحران روبرو شد. او در این دوره در شرکت دیگری هم سهام‌دار بود که با اختلافاتی که پیش آمد مجبور به ترک شغلش شد.

 

کارل بنز

با این حال همه این‌ها او را ناامید نکرده بود، بنز امکاناتی برای توسعه طرح موتورهای دو زمانه‌اش داشت و درنهایت در 1883 توانست شرکتی تاسیس کند که برای اولین بار نام خودش را روی آن بگذارد. شرکت چند سال بعد با «دایملر موتور گیزلشافت» ادغام شد که توسط «گوتلیب دایملر» و «ویلهلم میباخ» اداره می‌شد، اسمش شرکت جدید را هم گذاشتند «دایملر بنز»که بعد از مدتی تبدیل به مرسدس بنز شد.

زمانی که «امیل جلینک» از سهامداران «دایملر موتور گیزلشافت»، ‌به جای دایملر سهام‌دار عمده شد، نام دخترش را به اسم شرکت اضافه کرد و عنوان رسمی «مرسدس بنز» به آن داد. این شرکت به چنان موفقیت صنعتی دست پیدا کرد که یکی از محصولاتش متعلق به سال 1928،‌ در پایان قرن بیستم یعنی در 1999 ، نامزد بهترین اتومبیل قرن بود!

 

مرسدس دختر دایملر

 

فرانس جوزف پپ (Franz Josef Popp)

فکر نمی کنم نام این آقای «پپ» را شنیده باشید، اما دو خط بیشتر که بخوانید متوجه می شوید با چه کسی طرف هستید. پپ مهندس هواپیما بود و تا پیش از جنگ جهانی اول موتور هواپیما درست می‌کرد‌. داستان کمپانی معروفی که به همت او ثبت شد هم از اوایل قرن بیستم و از یک کارگاه دوچرخه‌سازی شروع شد. جایی که «کارل فردریک راپ» کارگاه موتورسازی‌اش را به راه‌انداخت و خیلی زود برای تولید موتورهای هواپیما قرارداد بست. وقتی او با اشکال فنی در موتورهایش روبرو شد، یک کارگاه صنعتی دیگر به اسم ماشین‌های فابریک گوستاو را خرید تا کارش را توسعه دهد،‌ اما کمی بعد این شرکت تازه به فرانس جوزف پاپ واگذار شد که او هم نام آن را گذاشت:صنایع موتور سازی باواریا ( Bayerish Motoren Worke) و اینگونه بود که یکی از معروف ترین و محبوب ترین برندهای خودرو در جهان متولد شد: بی.ام.دبلیو (B.M.W).

 

فرانس جوزف پپ

آرم این خودرو که ما ایرانی ها در اشتباهی مصطلح به آن بی.ام.و می گوییم از شکل ملخ موتور هواپیما الهام گرفته شده است.

وقتی در جریان قرارداد ورسای بعد از جنگ اول صنایع نظامی آلمان محدود شد؛ «بی.ام.دبلیو» شروع به ساخت موتورسیکلت کرد و بعد از آن ساخت خودرو را در دستور کار قرار داد.

 

 

فردیناند پورشه (Ferdinand Porsche)

پورشه نام شناخته شده اتومبیل‌سازی در آلمان است،‌ اما کمپانی‌اش، فولکس واگن در میان غول‌های خودروسازی در اروپا احتمالا یکی از جوان‌ترین‌هاست. گروه خودروسازی ملی آلمان در دهه 40 ایجاد شد،‌ وقتی که بازار خودروی آلمان پر از محصولات لوکس و گران قیمت بود که مردم طبقه متوسط نمی‌توانستند از پس خرید آن بر بیایند. ابتکار هیتلر بود که یک خودروسازی ملی ایجاد کند و برای آن از تجربه‌های فردیناند پورشه استفاده کرد،‌ که صاحب کارخانه خودروسازی پورشه بود. وقتی که پورشه توانست اولین مدل‌های ماشین بزرگ و ارزان قیمتش را در پارکینگ خانه‌اش تولید کند، ‌جبهه کارگری آلمان روی کار او سرمایه‌گذاری کرد و کمپانی فولکس واگن متولد شد.

 

فردیناند پورشه

این کمپانی که نقش مهمی در حرکت دادن اقتصاد آلمان بین دو جنگ بازی کرده بود، ‌بعد از پایان جنگ جهانی دوم به عنوان غرامت جنگی توسط انگلیسی‌ها مصادره شد، اما خیلی زود دوباره به آلمان پس داده شد و توانست با تقلید مدل‌های تولید و فروش خودرو در آمریکا دوباره به موفقیت تجاری دست پیدا کند.

 

 

چارلز رولز (Charles Stewart Rolls) و هنری رویس (Sir Frederick Henry Royce)

ما این نام های چارلز رولز و هنری رویس را با به شکل ترکیبی و بصورت «رولز رویس» می شناسیم. البته این از آن خودروهایی است که بیشتر نامش را شنیده ایم تا اینکه خودش را دیده باشیم. اینها هر دو بنیان‌گذار شرکت «رولز - رویس» بودند و سابقه مکانیکی و کارآفرینی داشتند.

«رویس»،‌ پسر یک آسیابان ورشکسته بود که باید در تامین هزینه‌های چهار خواهرش به خانواده کمک می‌کرد، و برای همین بود که فرصت درس‌خواندن پیدا نکرده بود و کتاب‌های مهندسی برق را در اوقات فراغتش می‌خواند،‌ او قبل از درست‌کردن شرکت خودش،‌ در راه‌آهن،‌ شرکت مکانیکی و شرکت برق منطقه‌ای کارکرده‌ بود،‌ بعد با سرمایه کمی که جمع کرد یک کارگاه صنعتی تاسیس کرد که در آن مدل‌های ابتدایی و ناقص خودرو ساخت و بالاخره توانست ماشینی با 10 اسب بخار قدرت را بسازد.

 

هنری رویس

 

چارلز رولز

«چارلز رولز» هم یک علاقه‌مند به خودرو بود که البته با امکانات مالی که داشت توانست اولین خودروی خودش را قبل از ورودش به دانشگاه کمبریج و وقتی هنوز بیست ساله نشده بود بسازد،‌ او وقتی مدل 10 اسبی خودروی رویس را دید تصمیم گرفت قراری با او بگذارد و همان جا ترتیب شراکت را بدهد.

در شرکتی که در سال 1906 تشکیل شد،‌ «رویس» امور فنی و «رولز» امور بانکی را به عهده داشت. شرکت خیلی زود توانست سرمایه لازم برای یک ماشین شش سیلندری را فراهم کند و مدل‌های ساخته شده را بفروشد،‌ با این که در 1910 رولز جانش را در یک سانحه هوایی از دست داد، اما شرکت رولز رویس با همان نام به کارش ادامه داد و در سال 1916 وارد عرصه تولید موتور هواپیما هم شد که این کار را هنوز ادامه می دهد. رویس به خاطری کمکی که موتورهای هواپیمایش در جنگ جهانی اول به ارتش بریتانیا کرده بود،‌ لقب «سِر» گرفت.

کمپانی بعد از جنگ دوباره به تولید خودرو پرداخت اما حدود 60 سال بعد چنان شکست اقتصادی خورد که دولت مجبور شد این شرکت را ملی کند.

 

 

آرموند پژو (Armand Peugeot)

«آرموند پژو» که بعدا مالک بزرگ‌ترین خودروسازی فرانسه و دومین خودروسازی اروپا شد هم از یک خانواده شناخته شده و صنعتگر بود. هر چند که رد پای آلمانی‌ها در بنا کردن شرکت خودروسازی « رنو » دیده می شود.

آرموند بعد از تمام کردن تحصیلات مهندسی‌اش در «اکول سنترال فرانس»،‌ به انگلیس رفت و در آنجا ظرفیت‌های صنعت دوچرخه‌سازی را دید. وقتی دوباره به کشورش برگشت با خانواده‌ای که در حوزه صنایع فلزی کار می‌کردند، شروع به ساختن دوچرخه کرد،‌ کمی بعد با کمک دایملر آلمانی علاقه‌اش در صنعت اتومبیل را به کارگرفت و به جای ساختن نمونه‌های خودرو با موتور بخار، ‌تحت لیسانس دایملر از موتورهای سوختی استفاده کرد و ظرف بیست سال تولید خودرو را از کم‌تر از پنج دستگاه در سال به حدود 3 هزار دستگاه رساند.

 

آرموند پژو

در سال 1901 او خودرویی تولید کرد که بهترین مدل سال شد. دو سال بعد این خودروساز نیمی از بازار خودرو فرانسه را در اختیار داشت.

 

 

لوئی رنو (Louis Renault)

دومین خودروسازی مهم فرانسه را «لوئی رنو» بنیان گذاشت. او در آغاز قرن بیستم از سایر فعالان صنعت خودرو که در آن روزها مطرح بودند جوان‌تر و البته خلاق‌تر بود. رنو،‌ فرزند یک تاجر مشهور بود که علاقه زیادی به مکانیک و برق داشت، همین علاقه‌اش بود که او را تبدیل به مخترع «گیربکس» کرد تا زنجیری که نیرو را از موتور به چرخ انتقال می‌دهد، از سیستم خودرو حذف شود.

او سال 1899 بعد از اینکه ثابت کرد اختراعش به درد می‌خورد به همراه برادرانش شرکت رنو را تاسیس کرد. در آغاز قرن بیستم شرکت رنو اولین موتورش را هم به تولید تجاری رساند.

 

لوئی رنو

منبع : ایسنا
دیدگاه شما در مورد : غول های خودرو را ببینید و بشناسید

غول های خودرو را ببینید و بشناسید