شنبه 13 آذر 1395 03:48:40

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاريخ و فرهنگ سوادكوه
چاپ

کد خبر : 3465

تاریخ انتشار : 20/12/1392 - 13:52

اختصاصی/ سفرنامه قسمت چهارم:

آلاشت شهری گمشده در ابرها

رقص مه در میان درختان سر به فلک ساییده در پیچ وتاب جاده التهاب و شگفتیت را بیشتر می کند... وهزار بار زبان به حمد خدایت می گشایی که چه زیبا آفرید بهشتی را اینچنین در میان مه! طبیعتی مرموز اما فریبا!

آلاشت شهری گمشده در ابرها

سوادکوه آنلاین-به سنگ فرش جاده خیره می شوم ،رد پایی آشنا مرا به خود می خواند، بلبلان سرمست نوید آمدنش را داده بودند وحال بوی عطر تنش ورد پایش را درنقطه نقطه این سرزمین حس می کنم.

بار سفر را ببند! می خواهیم به استقبالش برویم...

بیا به دشت ودمن  سرک بکشیم  تا عطر نفس هایش را دنبال کنیم، بیا تا راهی جاده شویم...

منزلگاه چهارم:آلاشت

تا به حال برایت اتفاق افتاده  در مه پرواز کنی؟ تا ابرها اوج بگیری و خود را بی وزن و سبک بیابی؟ جاده کوهستانی با پیچ وخم زیاد وگم شده در مه! چه رمزآمیز و زیباست! اینجا آلاشت است 35 کیلومتری جاده سوادکوه به تهران.

رقص مه در میان درختان سر به فلک ساییده در پیچ وتاب جاده  التهاب و شگفتیت را بیشتر می کند... وهزار بار زبان به حمد خدایت می گشایی که چه زیبا آفرید بهشتی را اینچنین در میان مه! طبیعتی مرموز اما فریبا!

 

 

از پیچ وتاب جاده که می گذری وارد آلاشت یکی از شهرهای شهرستان سوادکوه می شوی.

راهنما می گوید واژه آلاشت در زبان محلی به معنی آشیانه عقاب است و دلیل گذاردن  این نام بر شهر احتمالا وجود عقاب های فراوان در کوه های بلند منطقه بوده است.

 

با ورود به شهر با یک دو راهی مواجه می شویم که یکی از این راه ها  به امام زاده حسن یا به قول محلی ها "سرکوه" می رود و راه دیگر به داخل شهر و روستاهای سواد رودبار،هلی چال ،چرات و...

 

به پیشنهاد راهنما به داخل شهر می رویم. طبیعتش روح آشفته ات را آرام می کند و هر گام که بر می داری  و با هر نوازش نسیم بر گونه هایت شوق زیستن در تو بیشتر می شود.

اغلب کوچه های شهر سنگ فرش شده است، ابتدای شهر محله ای وجود دارد که بومیان به آن "کاربار" می گویند، در این محله تاسیسات مهمی چون پمپ بنزین، هواشناسی، هتل، رصد خانه  وجود  دارد. رصدخانه با آن شکل جذابش از مکان های دیدنی شهر است که در بخش  مرتفعی و در قسمت شرقی شهر احداث شده است.

 

درون آن پر است از تصاویر نجومی که تو را به کهکشان ها می برد وشوق دیدن آسمان شب های پر ستاره با تلسکوپ های قوی ستاره شناسی  تو را  وا می دارد که شب را در اینجا اتراق  کنی.

 

اما وقت تنگ است! به سمت شهر روانه می شویم،کوچه پس کوچه های شهر بسیار باریک است آنچنان که فقط  2 نفر می توانند از کنار هم عبور کنند اما بسیار با صفا و دیدنی می نماید این کوچه های آشتی کنان  شهر آلاشت!

چشمهایت که نظری به دور واطراف می اندازد می بینی معماری خانه ها عموما خشتی است وسقف ها تخته پوشند.

 

بلد راه ما را به سمت موزه مردم شناسی  هدایت می کند، خانه ای بزرگ و دو طبقه  و زیبا که از چوب بنا شده وکنده کاری های زیبایی در آن به چشم می خورد، اشیایی که در این موزه  وجود دارد از قدمتی چندین ساله برخوردار است و هرکدا م  به وسعت تاریخ حکایت ها در دل دارد. بعد از کنکاش در تاریخ با تیک تاک های ساعت به راه می افتیم ...

 

آخرین مسیر توقف زیباترین مسجد مازندران را به نظاره نشسته است.

مسجد امام حسین شهر آلاشت، ساخته دست هنر و معماری استادان ایرانی که با معماری خاص خود چون نگین انگشتری در شهر می درخشد.این مسجد دارای حیاطی وسیع با گل کاری های زیبا و مناره هایی بزرگ با معماری هندسی خاصی است  که درسال 1352 بنا شده و برای مردم  این منطقه بسیار با اهمیت  می نماید.

 

راهنما که می گوید "وقت رفتن است" غوغایی  دلت را فرا می گیرد.

چطور می توانی دل بکنی از این همه زیبایی! تازه روح جانت به آرامش رسیده است اما...دیر وقت است ،خورشید به خط افق نزدیک شده، باید دل کند و راهی منزلگاه  دیگر شد...

ادامه دارد...

هر هفته سه شنبه ها منتظر سفرنامه سوادکوه آنلاین باشید.

نویسنده : سارا ربیعی

دیدگاه شما در مورد : آلاشت شهری گمشده در ابرها

آلاشت شهری گمشده در ابرها