سه شنبه 16 آذر 1395 06:22:09

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسلاید شو
چاپ

کد خبر : 34103

تاریخ انتشار : 04/09/1394 - 18:43

وقتی توپ مسئولیت به زمین دیگران شوت می‌شود

«بشود» و «نشود»، فعل‌هایی که از ادبیات مدیران مازندران باید رخت بربندد

نمی‌شود هم مسئول بود و هم مسئولیت را از دیگران خواست و با انداختن توپ به زمین دیگران، از خود سلب مسئولیت کرد تا عوارض مسئولیت را نپذیرفت و از مزایای آن برخوردار شد.

«بشود» و «نشود»، فعل‌هایی که از ادبیات مدیران مازندران باید رخت بربندد

به گزارش سوادکوه آنلاین به نقل از بلاغ، مسئولیت‌ها بوجود آمده‌اند تا هم کارها به صورت تخصصی و بوسیله متخصصین به پیش بروند و هم فردی که عهده‌دار کارهاست، پاسخگوی 

 
تلاش هر از گاه عده‌ای در مازندران برای قبول مسئولیت‌ها در هنگامه تغییر دولت‌ها در کشورمان،گویای خوش رنگی و پرجاذبه بودن این مسئولیت‌هاست.
 

وظائف و مسئولیت‌های خود باشد؛ بدین جهت اگر مسئولیتی به فردی واگذار می‌شود، شرط نخست پذیرش مسئولیت، مسئولیت‌پذیری و پاسخگو بودن است.

خوش‌رنگی مسئولیت‌ها در مازندران

از تلاش هر از گاه عده‌ای در مازندران برای قبول مسئولیت‌ها در هنگامه تغییر دولت‌ها در کشورمان، چند علت در چرایی این تلاش‌ها به اذهان تداعی می‌شود، که فارغ از بررسی این علت‌ها، چیزی که انکارناپذیر است، خوش رنگی و پرجاذبه بودن این مسئولیت‌هاست.

بدون تردید، خوشایند بودن مسئولیت‌ها باید در لذت خدمت به مردم و کمک جدی به رشد و ارتقاء جایگاه مازندران خلاصه شود. در آموزه‌های دینی‌مان، ریاست بر مردم بمعنای خدمتگذاری خالصانه و مخلصانه به مردم با هدف جلب رضای خداوند است و هر جاذبه دیگر، انحراف از مسیر و دل بستن 

 
در آموزه‌های دینی‌مان، ریاست بر مردم بمعنای خدمتگذاری خالصانه و مخلصانه به مردم با هدف جلب رضای خداوند است و هر جاذبه دیگر، انحراف از مسیر و دل بستن به لذت‌های زودگذر و فانی هستند.
 

به لذت‌های زودگذر و فانی هستند.

 

 

زیبایی سخن مدیران و نازیبایی عمل برخی از آنان

بیشتر مردم و کارکنان دولت و مجموعه‌های اداری در مازندران، سخن‌های زیبا و رسا در ضرورت خدمت به مردم و ولی‌نعمتان خود و لذت ناشی از این خدمت را مکرر از سوی مسئولان شنیده‌اند و بسیاری را اعتقاد بر این است که مسئولان در گفتار و سخنرانی‌ها هیچ بابت این موضوع کم نمی‌آورند، اما آنچه که در عمل در می‌آید، گویای انطباق حرف با عمل نیست.

فقدان یک نظام پرسشگر رسمی در مجموعه مدیریتی کشور و به تبع آن در مازندران، عامل فرار برخی از مسئولان در پاسخگویی نسبت به مسئولیت‌های خویش‌ است.

وجود کاستی‌های فراوان در بسیاری از بخش‌های موضوعی و تخصصی مازندران، دلیل روشنی بر ضعف مدیریتها و مسئولیت‌ناپذیری برخی از مسئولان استان است.


علت اصلی مسئولیت‌ناپذیری برخی مدیران

شاید بتوان برای بسیاری از مدیران مازندران عدم موفقیت‌شان در حوزه کاری را ناشی از عدم ادراک وزرای مربوطه‌‌شان 

 
فقدان یک نظام پرسشگر رسمی در مجموعه مدیریتی کشور و به تبع آن در مازندران، عامل فرار برخی از مسئولان در پاسخگویی نسبت به مسئولیت‌های خویش‌ است.
 

نسبت به محرومیت‌های مازندران و تخصیص ندادن اعتبارات ملی دستگاهی به این استان دانست که آن هم تا حدودی مدیران مازندران در توجیه نکردن‌ مقامات وزارتخانه‌ای‌شان مقصرند، اما علت اصلی دیگر، انتصاب‌های سیاسی و جناحی و نادیده گرفتن کارآمدی و شایستگی و خبره‌گی افراد در پست‌ها و جایگاه‌های مسئولیتی است.

وقتی فرد مسئول، انتصاب و اقدامات خود را مورد پشتیبانی سیاسی و حمایت‌های جناحی ببیند، دل‌گرم از این حمایت‌ها، با کمی ولخرجی و دلربایی برای حامیان جناحی خود، حاشیه امنی برای خطاها و کاستی‌های مدیریتی خود بوجود می‌آورد تا حتی اگر کسی اجازه پرسشگری از او را به خود داد، او پاسخ ندهد و در قبال این بی‌تفاوتی هم هزینه‌ای متوجه او نشود. 

مکرر در سطوح مختلف این واقعیت تلخ دیده شد که حتی مسئول 

 
علت اصلی فرافکنی، انتصاب‌های سیاسی و جناحی و نادیده گرفتن کارآمدی و شایستگی و خبره‌گی افراد در پست‌ها و جایگاه‌های مسئولیتی است.
 

مربوطه، با استفاده از این رانت جناحی، از جرائم قضایی خود نیز لیز خورد و بدون تعقیب و عقوبت در رفت.

توپی که در مازندران به زمین دیگران شوت می‌شود

به این عبارت‌های آمرانه توجه کنید: «کارگروه برخورد با افزودنی‌های غیرمجاز نان در مازندران تشکیل شود"، "خودروهای مسافربری شخصی در چالوس ساماندهی شود.» «بخش خصوصی به طور جدی وارد میدان صادرات شود.» «از ظرفیت فنی و مهندسی بسیج سازندگی برای توسعه فعالیت‌های عمرانی استفاده شود.» و ...

مشکل این نوشتار با موضوع مورد طرح از آنجا آغاز شد که مسئولان مربوطه در مازندران، که کم هم نیستند، کار خود و دستگاه تحت مدیریت خود را آمرانه دستور رسانه‌ای می‌دهند که باید این شود و آن نشود.

یعنی جای مردم و مسئولان 

 
آن مسئول بجای مردم مطالبه‌گری می‌کند و در این میان چیزی که بدون پاسخ می‌ماند، همان پرسشی است که مسئولان مربوطه در اقدامی پیشدستانه، آن را فرافکنی کردند.
 

این تیپی عوض می‌شود و آن مسئول به‌جای مردم مطالبه‌گری می‌کند و در این میان چیزی که بدون پاسخ می‌ماند، همان پرسشی است که مسئولان مربوطه در اقدامی پیش‌دستانه، آن را فرافکنی کردند.

مسئولان! لطفاً کار خود را خودتان انجام دهید

این چند سطر هیچ بنا ندارد که مسئول خاصی را به عنوان شاهد مثال ذکر کند که قطعاً ذکر اسامی، خود مشکل جدیدی را بوجود می‌آورد، بلکه می‌خواهد مشکل حواله به دیگران را که مختص مازندران هم نیست، حداقل در این استان مستعد و بالنده را به حداقل برساند. فقط با اشاره به این نقیصه، درصددیم تا این مشکل در مازندران اپیدمی و فراگیر نشود و بخصوص آقای استاندار بر این  موضوع نظارت بیشتر و وسواسانه‌تری داشته باشد.

سر گشودن موضوع، اگر موجب حل مشکل شود، باید مصداقی سخن گفت، اما در این نوشتار با اشاره به مشکل، امید است که موضوع به صورت اساسی مرتفع شود. انشاءالله



دیدگاه شما در مورد : «بشود» و «نشود»، فعل‌هایی که از ادبیات مدیران مازندران باید رخت بربندد

«بشود» و «نشود»، فعل‌هایی که از ادبیات مدیران مازندران باید رخت بربندد