سه شنبه 16 آذر 1395 15:35:27

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 31722

تاریخ انتشار : 20/07/1394 - 14:45

با تشکیل ائتلافی چهارگانه جهت مهار تروریست ها؛

احتمال ورود نظامی ایران به سوریه به چه میزان است؟

ورود نظامی غیر منتظره روس ها در سوریه در کنار تجهیز و استحکام بیش از پیش ارتش سوریه، حزب الله و شبه نظامیان وفادار به اسد نشان از تلاش بی وقفه ائتلاف تازه تشکیل شده جهت کسب یک پیروزی برق آسا و تغییر معادلات میدانی در سوریه دارد، تلاشی که بدون حضور مستقیم نظامی ایران بی معنا به نظر می آید.

احتمال ورود نظامی ایران به سوریه به چه میزان است؟

سوادکوه- بحران سوریه در حالی وارد پنجمین سال خود می شود که پس گذشت مدت ها بلاتکلیفی در عرصه میدانی و فقدان تسلط و چیرگی مطلق هیچ یک از طرفین درگیر، ورود نظامی مستقیم روسیه به جنگ داخلی سوریه و حدس و گمان های پیرامون شکل گیری ائتلافی جدید متشکل از مسکو، تهران، بغداد و دمشق می رود تا زمینه تغییر شگرف در تحولات میدانی سوریه را فراهم آورد. به واقع حضور گسترده جنگنده های روسی و استقرار ناوگان های این کشور در لاذقیه و طرطوس را می توان نقطه عطفی در بحران جاری سوریه دانست.

نحوه حضور نیروهای روس و آغاز دور جدیدی از حملات در عرصه زمینی از سوی ارتش سوریه و متحدینش نشان می دهد که ائتلاف تازه شکل یافته بر آن است که در عملیاتی برق آسا و در کمترین زمان سپری شده بتواند دستاوردهای میدانی عظیمی را کسب نماید.

حضور نظامی روسیه در سوریه را می توان آغاز استراتژی جدیدی از سوی مسکو از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا کنون دانست. روسیه در طول بیست و پنج سال گذشته تمام هم و غم خویش را در چارچوب منافع داخلی و نهایتا کشورهای مشترک المنافع تعریف نموده است. از این رو حضور روسیه در سوریه را می توان آغازگر استراتژی تهاجمی دانست که از سوی ولادمیر پوتین شروع شده است، استراتژی که در پی احیای مسکو در معادلات جهانی به عنوان یک ابرقدرت گام بر می دارد، با این حال و در رابطه با میزان موفقیت نبرد آغاز شده به رهبری روسیه در سوریه می توان دو حالت را متصور بود، حالتی که در آن مسکو شاهد کسب دستاوردهای عظیمی بوده و حالت دوم آن که روس ها با وجود گذشت ماه ها از آغاز نبرد بدون دستیابی به مقاصد اولیه خود را درگیر جنگی فرسایشی نموده اند، جنگی به تعبیر اوباما می تواند به مانند باتلاقی برای روسیه و حتی ایران عمل نماید.

جنگنده های سوخو بیش از ده روز است که مواضع تروریست ها در سوریه را هدف قرار می دهد.

برای بررسی نتایج این رخداد نیاز به گذشت زمانی طولانی نیست و می توان تنها با گذشت یک ماه از آغاز عملیات هوایی روس ها به نتایج حاصله نگریست. به واقع جنگ فوق را می توان نبردی برق آسا نامید که در صورت عدم کسب موفقیت در هفته های آغازین بی گمان در ادامه نیز ناکام خواهد ماند، چرا که طرف مقابل جنگ (حامیان گروه های شورشی و تکفیری) با وجود گذشت اندک زمانی از شوک آغاز حملات روسیه خارج شده و با طراحی برنامه ای جدید به مقابله با اهداف روسیه خواهد پرداخت. اهدافی که فارغ از سرنگونی اسد، شکست برنامه های تهران و مسکو را نیز به لیست خواست هایش خواهد افزود. حضور نظامی روسیه و احتمالا ایران در سوریه اگرچه می تواند زمینه نگرانی قدرت های منطقه ای و بین المللی هم چون ترکیه، عربستان و آمریکا را نسبت به ناکامی در دستیابی به مقاصدشان در سوریه را فراهم آورد اما از سویی دیگر می تواند انگیزه ای دو چندان برای رقبای منطقه ای تهران و مسکو ایجاد نماید و آن این که با سرمایه گذاری گسترده در صدور تسلیحات و تسهیل شرایط برای ورود سلفی ها به سوریه عملا رقبای خویش را در جنگ فرسایشی وارد نمایند. اشاره مکرر برخی استراتژیست های آمریکایی و غربی به ورود ارتش سرخ شوروی به افغانستان و مصداق سازی آن با اقدام اخیر روسیه در سوریه در همین راستا ارزیابی می شود.

میلیون ها آواره از زمان آغاز بحران در سوریه خانه و کاشانه خود را رها کرده اند.

برآورد تحولات حاکم بر سوریه نشان می دهد که ائتلاف چهارگانه روسیه، ایران، عراق و سوریه جهت دستیابی به اهداف مد نظر نیازمند کسب پیروزی برق آسا در عرصه میدانی اند، اقدامی که می تواند عملا دست بالای ائتلاف ذکر شده را میدان های دیپلماتیک، نظامی و سیاسی در برداشته باشد، لذا بر آن شدیم در ادامه نوشتار فوق به صحت و سقم گزارش های منتشر شده از سوی رسانه های معتبر بین المللی در طول دو هفته اخیر مبنی بر حضور بیش از پیش و پر رنگ روسیه، ایران و عراق در تحولات سوریه بپردازیم. گزارش هایی که حکایت از حضور نظامی ایران در سوریه داشته و از گفتگوهایی میان مقامات ارشد نظامی ایران من جمله سرادر قاسم سلیمانی و مقامات سیاسی-نظامی مسکو پرده بر می دارد. در این نوشتار هم چنین به دلایل و اهداف مشارکت نظامی روسیه و مشارکت احتمالی ایران، عراق و سایر شعب محور مقاومت در سوریه خواهیم پرداخت.

روسیه و بسط منطقه نفوذ

برآورد سیاست خارجی روسیه در طول بیست و پنج سال اخیر حکایت از سیاست تدافعی مسکو و تمرکز بر مباحث داخلی و تعریف منطقه نفوذ در کشورهای مشترک المنافع اعم از آسیای مرکزی، قفقاز و شرق اروپا بوده است. مداخله روسیه در گرجستان و جدا سازی آبخازیا و اوستیا از دولت غرب گرای گرجستان را می توان آغازگر سیاست تهاجمی روس ها دانست، سیاستی که اگرچه با گره خوردن با مصادیق ملی ظاهرا موجب محبوبیت ولادمیر پوتین و عزت روس ها شده، اما هزینه های هنگفتی را نیز برای مسکو در بر داشته است. مناقشه بر سر اوکراین و جداسازی شبه جزیره کریمه از این کشور و حمایت از اقلیت روس تبار موجود در شرق این کشور با مقابله به مثل آمریکا و اتحادیه اروپا روبرو شده است، رخدادی که تحریم های چشم گیری را به مسکو تحمیل نموده است.

با آغاز حملات هوایی روسیه، ارتش سوریه پیشروی های چشمگیری را در حما و ادلیب به دست آورده است.

مداخله مستقیم روسیه در سوریه و حملات جنگنده های روس بر فراز مناطق گروه های تروریستی مخالف بشار اسد را می توان آغاز دور جدید از تعریف منافع بین المللی از سوی روسیه دانست. منافعی که گویا پا را از کشورهای مشترک المنافع فراتر نهاده و اکنون به خاورمیانه سرایت نموده است. ناکامی ایالات متحده آمریکا در خلال سال های پس از 11 سپتامبر و فروپاشی زیرساخت ها و نهادهای دولتی در عراق و لیبی، در کنار استقرار تنها ناوگان روسیه در دریای مدیترانه در شهر ساحلی طرطوس سوریه، ولادمیر پوتین را بر آن داشت با بهره گیری از سردرگمی طرف غربی و متحدانش در قبال بحران سوریه در طول قریب به پنج سال اخیر، خود به یکه تاز میدان تبدیل شده و با حملات مستقیم بر علیه تکفیری ها در پی حمایت از دولت بشار اسد و تامین منافع روسیه برآید. پوتین پیش از آغاز حمله ی جنگنده های روسی بیان داشته بود که اگر از دولت سوریه حمایت نمی کردیم، اوضاع این کشور امروز بدتر از لیبی بود و از این جهت است که مسکو با حمایت از دولت سوریه به ارسال کمک های نظامی برای آن ادامه می دهد.

مقابله با تروریسم را می توان از دیگر اهداف مورد توجه روسیه از حضور مستقیم در سوریه دانست. ولادمیر پوتین صراحتا در سازمان ملل متحد اظهار داشت که ارتش سوریه و دولت بشار اسد بهترین گزینه های موجود جهت مهار تروریست ها هستند، تروریست هایی که اکنون پا را از سوریه فراتر نهاده و مخاطرات امنیتی شان دامن گیر برخی کشورهای منطقه شده است، امری که می توان نمونه های آن را در آینده نزدیک در اروپا و آمریکا نیز مشاهده نمود.

روسیه علاوه بر داعش، مواضع تمامی طرف های مقابل ارتش سوریه را بمباران می نماید، امری که مورد انتقاد غرب قرار گرفته است.

پیشروی های داعش در کنار عقب نشینی های صورت گرفته از سوی ارتش سوریه در ماه های اخیر در کنار تجهیز گروه های مسلح دیگر از سوی ترکیه و عربستان سعودی، مسکو را بر آن داشته جهت حمایت از متحد خود وارد عمل شده و مانع از دست رفتن منافعش در خاورمیانه نگردد. به واقع رشد و نمو تکفیری ها در منطقه به دلیل تاثر روسیه از تحولات خاورمیانه ( حضور گسترده اتباع روس اعم از چچنی و داغستانی در صفوف تکفیری ها) زیان های گسترده ی امنیتی برای روسیه در برخواهد داشت. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه تاکید کرده است که خطر داعش از مرزهای عراق و سوریه فراتر رفته است و کشورهای آسیای میانه را هم تهدید می کند. پوتین در سخنان اخیرش اظهار داشته است که «... ما نگران بازگشت تروریست های داعش به جمهوری های شوروی سابق هستیم.»

روسیه جهت پیشبرد مقاصد خویش و تحت فشار گذاردن طرف غربی جهت پذیرش بشار اسد در دولت ائتلافی آینده اقدام به رویکردی دو سویه نموده و در حالی که گروه داعش را در حملات هوایی خویش مورد هدف قرار می دهد در کنار آن مدام گروه های مسلح و تروریستی که از سوی آمریکا و اروپا گروه های میانه رو خوانده می شوند را نیز نواخته است. ویژگی حملات دو سویه مسکو در آن است که گروه های شورشی فوق به غیر از داعش و جبهه النصره ( شاخه القاعده در سوریه) به دلیل ضعف مفرط بسیار آسیب پذیر بوده و در صورت تداوم حملات روسیه عملا جبهه میدانی در اختیار نیروهای دولتی اسد و جریان های افراطی النصره و داعش قرار خواهد گرفت، لذا طرف غربی را ناگزیر به تن دادن به بشار اسد خواهد نمود. از همین روست که وزارت خارجه آمریکا می‌گوید بر خلاف ادعای روسیه٬ مسکو غالباً مواضع گروه تروریستی داعش یا جهادی‌های وابسته به القاعده را هدف حملات خود قرار نداده٬ بلکه هدف حملات در خاک سوریه٬ اپوزیسیون میانه‌روی این کشور بوده است. جان کربی٬ سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا٬ روز چهارشنبه (۷ اکتبر/ ۱۵مهر) گفت: «بیش از ۹۰درصد حملات روسیه که تا امروز شاهدش بوده‌ایم علیه تروریست‌های داعش یا القاعده نبوده‌اند.» او گفت که بخش بزرگی از این حملات، گروه‌های اپوزیسیون سوریه را که در پی آینده‌ای بهتر برای سوریه هستند و از همین رو نمی‌خواهند بشار اسد٬ رئیس‌جمهور فعلی سوریه٬ در قدرت بماند هدف قرار داده است.

نیروهای حزب الله در کنار ارتش سوریه و نیروهای مردمی در بخش هایی از سوریه حضور دارد.

فارغ از تکذیب اظهارات فوق از سوی مقامات کرملین می توان اذعان داشت رویکرد یاد شده از سوی جان کربی درست به نظر می آید. جان کربی در این باره می گوید: « بنابراین چه با شلیک موشک‌های کروز باشد و چه بمباران با هواپیماهای نظامی٬ نتیجه یکی است و آن این‌که اسد همچنان از سوی روسیه حمایت می‌شود.»

به گفته ی ناظرین بی طرف، جنگنده های روسی اوج حملات خویش را بر دو استان حما و ادلیب متمرکز کرده اند، استان هایی که عموما در اختیار ارتش آزاد، احرار الشام، لوا الاسلام، جبهه الاسلامی و جیش الفتح می باشد. سرکوب پی در پی عناصر فوق اگرچه دست ارتش سوریه را برای آغاز عملیات و پیشروی باز گذارده، آن چنان که خبرگزاری فرانسه از تسلط ارتش بر بخش هایی از حما و استان ادلیب در روز گذشته خبر داده است، اما از سویی دیگر فضایی را نیز برای تکفیری های داعش مهیا کرده که با جذب نیرو از خارج بر دامنه پیشروی های شان بیافزایند و از همین روست که در روزهای گذشته در کنار پیشروی ارتش شاهد تصرف مناطق وسیعی در اطراف حلب از سوی این جریان تکفیری هستیم.

رشد فزاینده داعش در سوریه و عراق عملا به بحرانی بین المللی برای تمامی طرف های درگیر در این دو کشور تبدیل شده است.

نکته حائز اهمیت دیگر در راستای اهداف روسیه در حملات هوایی اش به سوریه را می توان در عرض اندام و قدرت نمایی روس ها در برابر رقبای غربی اش مشاهده نمود. آزمایش موشک های جدید پرتاب شده از دریای خزر به سوی سوریه و به کار گیری مدل های به روز جنگنده های سوخو همگی علاوه بر کاربرد این تسلیحات در نبردی واقعی برای روس ها می تواند هشداری نیز به طرف غربی باشد. روس ها اکنون علاوه بر مسئله سوریه در بحران اوکراین نیز مناقشه ی طولانی با طرف غربی دارند. به واقع روسیه یک برنامه راهبری و استراتژیک دارد که بر مبنای آن می خواهد در منطقه نقش داشته باشد. دلیل آن این است که وقتی این کشور در چالش های منطقه ای و از جمله بحران اوکراین در تعامل با قدرت های جهانی قرار می گیرد، نیاز دارد تا در مناطق دیگر امکان مانور داشته باشد تا به وسیله آن بتواند در معادلات قدرت، توان چانه زنی خود را حفظ کند.

تصاویر منتشر شده از سوی وزارت دفاع روسیه که حاکی از مواضع مورد هدف قرار گرفته از سوی جنگنده های روسی می باشد.

حضور مستقیم نظامی ایران

رسانه های غربی حدود دو ماه پیش اخباری را دال بر سفر سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی به مسکو منتشر نمودند، گزارش هایی که حکایت از استراتژی واحد روسیه و ایران در قبال مقابله با تروریسم در سوریه و عراق دارد. اخباری که در همان مقطع از سوی تهران و مسکو تکذیب شد. از پیش از زمان آغاز حملات هوایی روسیه در سوریه تا به امروز نیز چندین گزارش دال بر مداخله احتمالی نظامی ایران در سوریه منتشر شده است.

روزنامه لبنانی السفیر روز 15 سپتامبر (حدود یک ماه پیش) اعلام کرد قاسم سلیمانی برای بار دوم به مسکو، پایتخت روسیه سفر کرده است. به نوشته السفیر این دیدار برای هماهنگی اقدام های نظامی ایران و روسیه در سوریه انجام شده است.گزارش السفیر پس از آن منتشر می شود که یک مقام ارشد امنیتی اسراییل ادعا کرده بود ژنرال سلیمانی صدها سرباز ایرانی را برای جنگ با مخالفان بشار اسد به سوریه فرستاده است. گفته می شود این سربازان به منطقه زبدانی در نزدیکی مرز سوریه و لبنان اعزام شده اند. یدیعوت آحارونوت روزنامه اسراییلی در این باره نوشته بود: « اعزام نیرو در دستپاچگی اسد و با هماهنگی روسیه و ایران و در پی ملاقات سلیمانی با ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه انجام شده است.»

از ژنرال قاسم سلیمانی به عنوان شخصیتی اثر گذار در معادلات خاورمیانه نام برده می شود. تصویر فوق ایشان را در عراق و در نبرد با تکفیری ها در حومه تکریت نشان می دهد.

خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی اختصاصی و یک روز پس از آغاز حملات روسیه در سوریه خبر داده است که صد‌ها نظامی ایران ظرف ۱۰ روز گذشته وارد سوریه شده‌اند تا همراه با نیروهای وفادار به بشار اسد و گروه حزب‌الله لبنان آماده عملیات زمینی علیه مخالفان رژیم دمشق شوند. رویترز می‌گوید که این خبر را از دو منبع لبنانی کسب کرده است و عملیات زمینی این نیرو‌ها در سوریه قرار است با پشتیبانی جنگنده‌های روسی صورت گیرد.

رویترز اظهار داشته که یکی از این منابع که آشنا به اوضاع سیاسی و نظامی سوریه است، گفته که «حملات هوایی (روسیه) در آینده نزدیک با پیشروی زمینی نیروهای دولتی سوریه و متحدان آن همراه خواهد شد.» به گفته وی، «عملیات زمینی پیش رو احتمالاً در مناطق حماه و ادلب [در شمال غربی سوریه] انجام خواهد شد.» این دو منبع گفته‌اند که هدف از عملیات یاد شده بازپس گیری مناطق تصرف شده از سوی شورشیان مخالف بشار اسد است. به نظر می‌رسد مناطق یاد شده که قرار است با عملیات زمینی نیروهای بشار اسد و ایران همراه با پشتیبانی هوایی روسیه بازپس گرفته شوند، مناطقی هستند که اوایل سال جاری میلادی با پیشروی سریع نیروهای شورشی به کنترل آن‌ها در آمد.

رسانه های غربی از سفر سردار سلیمانی به مسکو خبر داده اند، این رسانه ها مدعی اند که ایشان نقش بسزایی در ترغیب روسیه به آغاز حملات در سوریه ایفا نموده است.

منبع دوم رویترز درباره اعزام نیروهای ایرانی به جبهه سوریه گفته است: «پیشقراولان نیروی زمینی ایران وارد سوریه شده‌اند: سربازان و افسران برای شرکت در این نبرد. آن‌ها مشاور نیستند... منظور ما صد‌ها نیروی مجهز به تجهیزات و سلاح است. قرار است تعداد بیشتری به آن‌ها بپیوندند.»

در آخرین مورد از گزارش های یاد شده، آسوشیتد پرس به نقل از برخی منابع عراقی و در خلال حملات هوایی روسیه بر فراز سوریه مدعی شده بود که ایران و به ویژه سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس سپاه، نقش مؤثری در آغاز حملات هوایی روسیه علیه اهدافی در سوریه داشته است. خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام عراقی خبر داده که قاسم سلیمانی در ماه اوت به مسکو رفته و با پوتین دیدار کرده است. بر اساس این گزارش سلیمانی حامل پیامی از ایران برای ترغیب مسکو به حمله در سوریه بوده است.

روسیه صراحتا هدف خود از مبارزه را حمایت از دولت مشروع اسد عنوان نموده است.

بر اساس این گزارش پوتین و سلیمانی نقشه‌ها و عکس‌های هوایی را با یک دیگر مرور کرده و تبادل اطلاعات کرده‌اند. همچنین سلیمانی گفته بر اساس شواهد و مدارک موجود اگر مسکو وارد عمل نشود، شبه‌نظامیان می‌توانند تا نزدیکی دروازه‌های روسیه پیش بروند.

در این دیدار همچنین قراری برای تشکیل یک مرکز تبادل اطلاعات در بغداد میان عراق، سوریه، ایران و روسیه گذاشته شده و در همان ماه اوت وارد مرحله اجرایی شده است.

گزارش های فوق بلافاصله پس از انتشار از سوی منابع رسمی و غیر رسمی در مسکو و تهران تکذیب شده است تا آن جا کهدیمیتری پسکوف سخنگوی کاخ کرملین منکر این موضوع شد که قاسم سلیمانی پوتین را متقاعد کرده تا به سوریه حمله کند. وی صراحتا گفت که هیچ اطلاعاتی در مورد سفر سلیمانی به روسیه وجود ندارد. قاسم سلیمانی جزو فهرست تحریم‌های سازمان ملل قرار داشته و اجازه سفر ندارد.

با این حال و با برآورد میدانی تحولات سوریه و حملات مورد هدف قرار گرفته از سوی جنگنده های روسی می توان تا حدودی بر گزارش های یاد شده لااقل در ترسیم اهداف صحه گذارد. به واقع سوریه را می توان بزرگترین متحد جمهوری اسلامی در خاورمیانه دانست، متحدی که هر گونه تضعیف آن عملا منجر به تزلزل جایگاه تهران در معادلات منطقه ای خواهد شد. از سوریه به دلیل هم مرزی با سرزمین های اشغالی و لبنان به عنوان پل ارتباطی با سایر گروه های مقاومت نام برده می شود، لذا اهمیت این کشور به عنوان جزئی قدرتمند از محور مقاومت برای تهران بر کسی پوشیده نیست.

افزایش بحران آوارگان، امریکا و اروپا را در قبال بحران سوریه بیش از پیش سردرگم نموده است.

تایید مکرر تهران بر حمایت مالی، مستشاری و اقتصادی از حکومت سوریه و حضور پر رنگ مقامات بلند پایه نظامی و غیر نظامی حکایت از جایگاه بالای سوریه در معادلات خاورمیانه برای جمهوری اسلامی دارد. سوریه در طول پنج سال گذشته به کانونی برای جنگ نیابتی میان تهران و هم پیمانانش به عنوان محور مقاومت با طرف غربی-عربی به همراه ترکیه تبدیل شده است.

برآیند فضای تحمیل شده بر سوریه در طول پنج سال اخیر و ناکامی ترکیه، عربستان و قطر در دستیابی به اهداف مد نظر و در راس آن ها سقوط بشار اسد در کنار استیصال آمریکا و اروپا به ویژه در رابطه با رشد روز افزون داعش و بحران مهاجران نشان می دهد که هیچ گاه به مانند امروز شرایط برای یکه تازی روسیه و ایران مهیا نبوده است. نفوذ فزاینده داعش در کنار سردرگمی آمریکا اکنون این گروه را به عنوان بزرگترین خطر موجود در سوریه تبدیل نموده و درست در بهترین شرایط ممکن فضا برای آغاز حملات روس ها مهیا شد، حملاتی که بی گمان با حمایت رسمی تهران مواجه بوده است. علی لاریجانی در این باره  می‌گوید که روسیه پیش از آغاز عملیات در سوریه با ایران درباره «ائتلافی برای مبارزه با تروریست‌ها» مشورت کرده و محسن رضایی هم از همفکری ایران، روسیه، سوریه و عراق برای «مبارزه با داعش» خبر داده است، حمایت ها و همسویی هایی که به باور نگارنده می تواند در راستای منافع جمهوری اسلامی و محور مقاومت تا حضور نظامی مستقیم درسوریه نیز بسط نماید.

مواضع ارتش آزاد سوریه(گروه مورد حمایت غرب) مورد حمله سوریه قرار گرفته است. انزوای بیش از پیش گروه های باصطلاح میانه رو عملا غرب را در دو راهی انتخاب اسد و یا تکفیری ها می گذارد، امری که طرف غربی را ناگزیر به انتخاب بشار اسد می نماید.

سخن تشکیل ائتلاف چهارگانه از سوی تهران، مسکو، بغداد و دمشق این روزها بر کسی پوشیده نبوده و مکررا از سوی مقامات کشورهای دخیل در ائتلاف بیان می شود. محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده اسبق سپاه پاسداران ایران، روز شنبه ۱۸ مهر گفته بود که ائتلاف چهار کشور ایران، روسیه، سوریه و عراق «دائمی» نشده است و «فقط برای مبارزه با داعش است اما جلساتی نیز بین این چهار کشور بوده است». رضایی  روز جمعه ۱۰ مهر، نیز گفته بود که روسیه «به طور جدی» در سوریه «وارد شده است و احتمال دارد در عراق هم به نفع دولت این کشور وارد شود».

موضوع عراق و افزایش همکاری با روسیه نیز پیش از این، در پنجم مهر ماه، زمانی که ارتش عراق اعلام کرد با هدف مقابله با تهدید‌های گروه موسوم به داعش با روسیه همکاری می نماید مطرح شده بود. لذا می توان پیش بینی نمود که در روزهای آینده دامنه مقابله با تکفیری ها از سوریه به عراق نیز سرایت نموده و ائتلاف فوق در یک همکاری نزدیک در پی سرکوب گروه های مسلح برآیند. آن چنان که آسوشیتدپرس در گزارش اخیرش آورده بود که در دیدار بین پوتین و سلیمانی موضوع تبادل‌ها و همکاری‌های اطلاعاتی چهار کشور، روسیه، ایران، عراق و سوریه نیز مطرح شده است.

تجهیزات روسی مستقر در بنادر لاذقیه و طرطوس سوریه.

موضع غیر شفاف آمریکا در رابطه با حکومت بغداد و  عدم انگیزه کافی برای سرکوب تروریست های داعش و ظن این موضوع که آمریکا در پی تجزیه عراق است، صبر مقامات عراقی را به سر برده و آن ها را به سوی نزدیکی بیش از پیش به مسکو و تهران سوق داده است. روسیه بر خلاف آمریکا مخالف تجزیه عراق بوده و بارها آمادگی خود را برای اعطای کمک های نظامی و فروش تسلیحات مدرن به بغداد اعلام نموده است.

واقع امر آن است که سیاست آمریکا در قبال بحران سوریه و عراق با پستی و بلندی و سردرگمی همراه بوده است. در سوریه واشنگتن چندین بار تاکتیک های خود را عوض کرده است. ابتدا معتقد بود که باید بشار اسد از قدرت کنار رود و الان متوجه داعش شده است. طبق گزارش سی آی ای، بمباران ها ائتلاف جهانی، قدرت نظامی داعش را به هیچ وجه کم نکرده است. «از طرف دیگر در حال حاضر فقط چهار یا پنج نفر نیروی آموزش دیده آمریکا در سوریه علیه داعش مبارزه می کنند.»

ورود نظامی غیر منتظره روس ها در سوریه در کنار تجهیز و استحکام بیش از پیش ارتش سوریه، حزب الله و شبه نظامیان وفادار به اسد نشان از تلاش بی وقفه ائتلاف تازه تشکیل شده جهت کسب یک پیروزی برق آسا و تغییر معادلات میدانی در سوریه دارد، تلاشی که بدون حضور مستقیم نظامی ایران بی معنا به نظر می آید، لذا انتظار می رود که ایران در هفته های آتی حضور مستقیم و چشمگیرتر در سوریه ایفا نماید.

نکته پایانی در این باره آن که میزان موفقیت ائتلاف تازه تشکیل شده علاوه بر هماهنگی های صورت گرفته در راستای تبادل اطلاعات و  نبردی هماهنگ در عرصه میدانی به زمان صرف شده برای آن بستگی دارد. به واقع موفقیت ائتلاف چهارجانبه زمانی صورت خواهد گرفت که در حداقل زمان ممکن ارتش های سوریه و احتمالا عراق بتوانند با پیشروی های گسترده عملا دست برتری را در حوزه عملیاتی از آن خود کنند، در غیر این صورت و عدم دستیابی به یک پیروزی قاطع و برق آسا شاهد خروج از شوک کشورهای عربی و آمریکا (ناشی از غافلگیری اعمال شده از سوی روس ها در حمله هوایی به تروریست ها در سوریه) بوده و بایستی منتظر واکنش متقابل آن ها باشیم، آن چنان که برخی رسانه های امروز نوشتند که قطر بر آن است با ارسال 2000 موشک دوش پرتاب استینگر به سوریه، شرایط برای سقوط جنگنده های روسی را فراهم نماید. اقداماتی که می تواند در هفته های آتی گسترش یافته و با جذب هزاران جنگجو  با فتاوی وهابیان حاکم بر ریاض و هزینه های هنگفت مالی و تسلیحاتی، توامان ایران، روسیه، عراق و ارتش سوریه را زمین گیر نمایند.


منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : احتمال ورود نظامی ایران به سوریه به چه میزان است؟

احتمال ورود نظامی ایران به سوریه به چه میزان است؟