یکشنبه 21 آذر 1395 17:20:42

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین اخبار ایران و جهان
چاپ

کد خبر : 30741

تاریخ انتشار : 30/06/1394 - 12:52

رحیم صفوی: ما از جنگ نترسیدیم

فرمانده تیپ های ما آمدن به آقای محسن رضایی و بنده گفتند ما نمی خواهیم فرمانده تیپ باشیم، تحمل دادن این همه شهید را نداریم و خون این شهدا را به گردن نمی گیریم.

سوادکوه- اولین یادواره 340 شهید حوزه 311 بسیج امام جعفر صادق(ع) تهران با عنوان «کبوتران عاشق» و با حضور سردار سید یحیی رحیم صفوی و سردار کاظمینی و خانواده شهدا و ایثارگران در سازمان بسیج مستضعفین برگزار شد.

در این مراسم سردار رحیم صفوی با بیان خاطراتی به سخنرانی پرداخت و گفت: در عملیات طریق القدس برای آزادسازی بستان سه تیپ تشکیل داده بودیم، تیپ امام حسین(ع)، تیپ کربلا و تیپ عاشورا. هر تیپ ما سه هزار تا پنج هزار نیرو داشت، یک مرتبه تعداد شهدایشان به بالا 200 تا 300 نفر رسید.

حالا در عملیات قبل یعنی آزادسازی آبادان در پنجم مهر ماه سال 60 که ما گردان داشتیم هر گردانی ده تا 15 تا شهید یک مرتبه داشت. فرمانده تیپ های ما آمدن به آقای محسن رضایی و به بنده گفتند ما نمی خواهیم فرمانده تیپ باشیم، تحمل دادن این همه شهید را نداریم و خون این شهدا را به گردن نمی گیریم.

طاقتمون تاب میشه، ما می خواهیم تک تیرانداز و آرپی جی زن رزمنده باشیم هر چقدر آقای رضایی و بنده با آنها صحبت کردیم قانع نشدن و مجبور شدیم فرمانده سه تا تیپ را برداریم بیاریم حسینیه جماران خدمت امام. وقتی رسیدیم عین مطالب را عرض کردیم و امام بزرگوار این جملات را فرمودند: «برید خدار و شکر کنید که خداوند در این برهه از زمان شما را بوجود آورده است. اسماء شهدای شما از قبل در لوح محفوظ الهی ثبت شده است بروید با تدبیر عمل کنید بعد از آن نگران نباشید چند نفر را کشتید و یا چند نفر شهید شده اند.»

عزیزان من امام میگه اسامی شهدای شما رو خدا از قبل نوشته که فلانی در فلان وقت شهید بشه ما و سردار کاظمینی و عزیزان دیگه که تو جبهه ها بودن می‌دیدیم که این تیرها و این ترکش ها رو حساب و کتاب می خوره و رو حساب و کتاب هم فرو میره.

یه شب تو یکی از این عملیات ها یه ترکش رفت تو سر من و خون فواره زد، چفیه را محکم به سرم بستم و خواستم خودم را برسانم به سنگر ولی خوردم زمین چون خون که از بدن آدم میره. سرم گیج رفت و با اینکه چفیه را بسته بودم خون همینجوری می‌رفت و گرمایش به چشم می خورد. چهار دست و پا ما یک جوری خودم را رساندم به اولین سنگر و همانجا بی هوش شدم. ما از کار خدا سر در نیاوردیم ولی می تونم به شما بگم که بنده و امثال بنده هیچگاه از شهادت نترسیدیم. مردن و شهادت را برای خود انتخاب کردیم و همین الان هم بهترین راه عاقبت بخیری ر در نظر ما شهادت است.

 

 


منبع : فارس
دیدگاه شما در مورد : رحیم صفوی: ما از جنگ نترسیدیم

رحیم صفوی: ما از جنگ نترسیدیم