یکشنبه 14 آذر 1395 05:31:44

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 27709

تاریخ انتشار : 02/05/1394 - 07:49

الهیات عقلانی در کلام رهبری

تلازم منطقی بودن نظام و تبعیت از رهبری

اختلافات حرمت شکن و پرده دری های بی محابا مختض نظامات سیاسی مادی و سکولاری است.

تلازم منطقی بودن نظام و تبعیت از رهبری

سوادکوه- «نظام جمهورى اسلامى حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غيرمنطقى و كار غيرمنطقى تسليم نميشود.» با این آغاز و استناد به کلام رهبری معظم این پرسش بنیادین را طرح میکنیم:

منطق و اقتدار برای یک نظام سیاسی چگونه برساخته می شود؟

در الهیات سیاسی (Political Theology) سخن از دو نوع الهیات خود به خودی- بخوانید سرخود- و منطقی یا عقلانی می شود. مشخصه الهیات خود به خودی عدم مدیریت از بالا و اصل بودن خودجوشی و یا به تعبیر دقیق تر هرج مرج منتهی به یک نظم خود به خودی، طبیعی با نام علمی کیاس (Chaos) است. در دیدگاه های لیبرال هایی مانند هایک از نوعی تکثر تشتت آلود و وجود تفارق در جامعه دفاع می شود که دست آخر جامعه مانند یک جنگل می تواند در اثر تزاحم و تصادم نیروهای رقیب به یک نظم طبیعی و خودجوش و بدون زعیم و رهبر برسد. از نظر هایک، هیچ عقل برتری وجود ندارد و غرایز بشری به خودی خود راه درست و مطابق ارضای خویش را پیدا و سپس طی خواهند کرد. در لیبرالیسم جدید به طور کلی این دیدگاه حاکم است.

دفاع از دولت حداقلی و فردگرایی افراطی، همجنس بازی، مشروع بودن شیطان پرستی و ترویج هر گونه اعتقاد بن‌فکن مانند آنچه سروشیسم در ایران مبلغ آن است از این قبیل جهدهایی است که به درستی باید آن ها را از نوع الهیات خود به خودی در سیاست و اجتماع و از این رو در برابر الهیات عقلانی و منطقی تعریف کرد. در الهیات منطقی برخلاف الهیات خود به خودی از نظامی سلسله مراتبی که یک عقل برتر در رأس آن قرار دارد دفاع می شود. مدینه فاضله افلاطون و نیز آن چه در تفکر فارابی مطرح می شود را باید از این نوع دانست. در مدینه فاضله افلاطون و نیز فارابی یک شخص برتر از نظر اخلاقی و علمی در رأس قرار می گیرد و رهبری جامعه را عهده دار می شود. نظام تفکر شیعی از حیث سیاسی، از این سنخ و جنس است. کافیست تا کمی در باب مدینه آرمانی و جامعه موعود مهدوی تأمل کنیم تا به صراحت نقش رهبری و نیز برتری قایل شدن اسلام و شیعه برای شخص رهبر و ولی خدا را ببینیم.

بحث تبعیت از رهبری یکی از اصلی ترین محورها در محافل سیاسی و فرهنگی است. حال قصد این سطور این بود تا نشان داده باشد که تبعیت از رهبری نه تنها مختص امروز، که صبغه ای به اندازه خود اسلام دارد و نیز تنها در صورت تبعیت از رهبری به مثابه ولی الله است که می توان شاهد نظامی منطقی و عقلانی و مقتدر بود که در آن سلسله مراتب و نظم مشخص محترم و ارزشمند شمرده می شود.

اختلافات حرمت شکن و پرده دری های بی محابا مختض نظامات سیاسی مادی و سکولاری است که از فقدان زعیم و رهبر معنوی رنج می برند. در نظامی الهی- عقلانی چون جمهوری اسلامی ایران توقعی جز وحدت، حفظ حرمت ها، اولویت دادن منافع عمومی بر منافع خصوصی و نهایت الامر اولویت و فصل الخطاب بودن رهبری عادل به مثابه زعیم و جانشین امام غایب (عج) نمی توان داشت.


منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : تلازم منطقی بودن نظام و تبعیت از رهبری

تلازم منطقی بودن نظام و تبعیت از رهبری