شنبه 13 آذر 1395 06:00:45

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 27219

تاریخ انتشار : 18/04/1394 - 19:59

16 سال پس از کودتای 18 تیر؛

روحانی 78، روحانی 88، روحانی 94!

رهبر معظم انقلاب درباره تیر 78 عنوان می دارند:یک طرح همه جانبه امریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی طرّاحی شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد. 18 تیر 78، کوی دانشگاه تهران به عنوان کانون محک نیروی دانشجویی برای رویارویی عیان و عریان با نظام انتخاب شد و آتش فتنه در خیابان های منتهی به کوی به انقلاب کشیده شد.

روحانی 78، روحانی 88، روحانی 94!

سوادکوه- برخی از وقایع تاریخی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارزش بارها یادآوری و مرور را دارندT از طرح کودتای نوژه در اوایل انقلاب، تا رویارویی منافقین علیه نظام و ترور مقامات و مردم عادی تا وقایع تلخ 18 تیر 78 و فتنه 88، می توان پی برد که برای نابودی نظام اسلامی ایران، چه توطئه ها و خیانت های صورت گرفته است.

 
در این میان حادثه کوی دانشگاه تهران، پس از سال ها ثبات سیاسی در کشور، خود محکی برای سنجش رویکرد نیروهای سیاسی داخلی بود. دو سال پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات، روزنامه های اصلاح طلب میدان دار، عرصه رسانه کشور بودند و هرازگاهی مطالباتی را به نام طبقه روشنفکر و متوسط به خورد افکار عمومی می دادند. توسعه سیاسی تنها شعار رئیس دولت اصلاحات نبود و بازیگران دیگری در اتاق های فکر، تزهای حقوق شهروندی، انتخابات آزاد، آزادی بیان و تجمع را پیگیری می کردند. صورت سازی از نظام اسلامی توسط تئوریسین های اصلاحات به گونه ای شکل می گرفت که آن را به عنوان نمادی از دیکتاتوری، اختناق و فشار برای محدود سازی آزادی عرضه شد. این فضاسازی ها در روزنامه های زنجیره ای به صورت مشهودی، نمود یافت و تضعیف اساسی نهادهای انقلابی نیز به موازات آن به شدت دنبال می شد.
 
دولت و وزارت خانه های آن در دست نیروهای اصلاح طلب بود که علاوه بر هموارسازی مسیر برای در دست گرفتن مجلس شورای اسلامی، وظیفه دگرگون سازی درونی نظام و نه اصلاح آن را در برنامه کاری خود قرار دادند. الگوی شوروی برای این دسته بسیار مطلوب بود تا در پناه رئیس جمهوری طرفدار اصلاحات، اقدامات فروپاشی را پیگیری کنند. اصلاح طلبانی که پس از شکست کودتای 78، در سال 80 وارد مجلس شدند و پرحاشیه ترین مجلس بعد از انقلاب را ایجاد کردند. آنها چنان جو سیاسی مسمومی را در عرصه سیاسی کشور به راه انداختند که مردم دیگر هیچ اقبالی به آنها نشان ندادند و شکست های پی در پی در انتخابات شوراها، مجلس و در نهایت ریاست جمهوری 84، راه بیراهه اصلاح طلبان دروغین را آشکار ساخت. به طور یقین می توان گفت اگر هدیه الهی ولایت فقیه در این کشور وجود نداشت، آتش فتنه جریانات تندرو تا به امروز خاموس نمی شد و ایران را در شعله های خود می سوزاند.
 
مرور تاریخی کوتاه بر حادثه 18 تیر
 
کلید اولیه تجمعات دانشجویی در اواسط تیرماه 78، با محوریت توقیف روزنامه سلام زده شد.  مجلس پنجم، با علم به اين واقعيت كه بخش مهمي از ناهنجاری ها ناشي از نقاط ضعف و وجود نواقص فراوان در قانون مطبوعات مصوب 1364 است، تصميم به اصلاح آن گرفت كه اين تصميم به بهانه تحديد آزادي مطبوعات، با مخالفت مهاجرانی وزير ارشاد وقت، به عنوان موضع رسمي دولت اصلاحات روبرو شد.
 
همزمان با ارسال اصلاحيه قانون مطبوعات به هيأت رئيسه مجلس ، مجمع روحانيون مبارز با صدور اطلاعيه اي كه در روزنامه ايران 12 تير 78 به چاپ رسيد، اعلام كرد: «طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مجلس در دستور كار مجلس قرار گرفته كه فقط تحديد كننده مطبوعات است و سايه استبداد را بر فضاي مطبوعات كشور مي گستراند. اعمال محدوديت و ممنوعيت همان طور كه در گذشته نتيجه اي مطلوب در پي نداشته ، اينك نيز چنين دستاوردي نخواهد داشت.»

در همین راستا، مطبوعات زنجيره اي نيز با به راه انداختن هياهو و جنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود داشتند و روزنامه سلام در اقدامي غیرقانونی دست به انتشار يك خبر كاملاً سري و محرمانه به نقل از یکی از مقامات ارشد وزارت اطلاعات زد كه اين امر بر شدت التهابات سياسی در كشور افزود.
 
اين روزنامه، يك روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس، در تاريخ 15 تير 1378 نامه ای كاملاً سرّي و طبقه بندي شده را منتشر كرد كه در آن از طرح اصلاح قانون مطبوعات و ارتباط آن با سعيد امامي (اسلامي)، سخن به ميان آمده بود. اين روزنامه در تيتر نخست خود نوشته بود: «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.»
 
به دنبال چنین اقدامی و شکایت تعدادی از نمایندگان و وزارت اطلاعات دولت خاتمی، حکم توقیف سلام توسط دادگاه روحانیت صادر شد.  روز پنجشنبه 17 تير، 10 روزنامه اصلاح طلب با تيترهايی چون «محدوديت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد كرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام بايد هزينه هاي سنگيني بپردازد»، «دانشجويان ساكت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرايان يك ريسك خطرناك براي محافظه كاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سياسي » و «پايان سياست ورزي »، درصدد القاي فضاي بحراني و ناآرامي به جامعه برآمدند تا در همان شب عليرضا نوري زاده ، مفسر راديو بي بي سي در تقدير از عملكرد مطبوعات اصلاح طلب بگويد: «ما بايد سرافراز باشيم كه پرچمداران جامعه مدني در ايران يعني نشريات نشاط ، صبح امروز، خرداد، همشهري و ايران ، مراكز قدرت را نشانه رفته اند و با زير سؤال بردن مشروعيت و مقبوليت نظام اسلامي ، چالشي جدي فراروي حاكمان اسلامي گشوده اند.»
 
 
اصلاح طلبان به هر ریسمانی چنگ می زدند تا فضا هر چه بیشتر متشنج تر شود، دانشگاه به عنوان کانون بحران سازی در نظر گرفته شد و کوی دانشگاه تهران با حضور عناصر مشکوک خط شکن اعتراضات ساختارشکنانه گردید. برنامه ها از قبل مشخص شده بود. تهییج دانشجویان کوی دانشگاه تهران توسط نیروهای دفتر تحکیم وحدت، منوچهر و اکبر محمدی، احمد باطبی و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. در آن زمان ورود افراد غیر دانشجو به داخل محوطه کوی دانشگاه تهران در خیابان امیرآباد، با سهولت انجام می شد و به خاطر آنکه این محیط به عنوان محیط دانشجویی و علمی شناخته می شد، فتنه گران به راحتی می توانستند شورش و آشوب را به راه بیناندازند و تا زمانی که نیروهای امنیتی و انتظامی بتوانند خود را به صحنه برسانند، شورش آغاز شد.
 
کسانی که از پشت صحنه، این اعتراضات را مدیریت می کردند، به خوبی آگاه بودند که بهترین فرصت برای رویارویی با نظام و هر آنچه به آن مرتبط است ایجاد شده و تجمع اعتراضی، به خارج از کوی کشیده شد. خیابان منتهی به کوی دانشگاه، به هر وسیله ای که در دسترس بود به آتش کشیده شد و درگیری میان معترضین و نیروی انتظامی شروع شد. نقطه اوج درگیری ها را می توان سردادن شعارهای ساختارشکنانه علیه نظام و رهبری دانست. درگیری تا ساعت های بامداد ادامه می یابد اما جریانی در این میان سعی دارد که کار به خوبی پیش نرود تا بتواند بهره برداری سیاسی خود را از این آب گل آلود انجام دهد. بهانه با ورود نیروی انتظامی به محوطه کوی دانشگاه به دست می آید. حتی قبل از مداخله و ورود نیروهای امنیتی به داخل کوی، تخریب ها توسط عناصر مشکوک شروع شده بود. در این میان تر و خشک با هم می سوزند و دانشجویان بسیجی و حزب اللهی نیز مورد ضرب و شتم و جراحت قرار می گیرند. صحنه ای که پس از این درگیری ها از کوی برجای می ماند، همان طرحی است که انتظار می رفت.
 
 
 
روزنامه هاي شنبه 19 تير كار هدايت آشوب ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تيتر درشت صفحه اول خود نوشت : «كوي دانشگاه به خون كشيده شد» و روزنامه نشاط هم افزود: «دفتر تحكيم وحدت يك هفته عزاي عمومي اعلام كرد.» و سپس پلاكاردهايي با مضمون پنج شهيد به نام هاي ذاكري ، سهرابي ، امامي ، رهبري و نادري ، در ميان دانشجويان توزيع گرديد. در دانشگاه هاي اميركبير، علم و صنعت ، صنعتي شريف و شهيد بهشتي تجمع هايي صورت گرفته و عوامل بر پا كننده اين تجمعات خواستار حركت دانشجويان به سمت كوي دانشگاه شدند. افراد حاضر در اين تجمعات ، در مسير حركت خود به سمت ميدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهايي چون «مي كشم مي كشم آن كه برادرم كشت »، «توپ تانك مسلسل ديگر اثر ندارد»، «عزاعزاست امروز، دانشجوي آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمي ـ خاتمي واكنش واكنش » و «دانشجوي مبارزه حمايتت مي كنيم » كردند كه در اين ميان سينما ملت ، بانك هاي تجارت و سپه ، چند اتوبوس واحد، پمپ بنزين ، محل برگزاري نماز جمعه ، يك بيمارستان و چند دستگاه خودرو سواري و موتور سيكلت تخريب و يا دچار آتش سوزي شدند.
 
 
اما نکته بسیار حیرت انگیز، انفعال عمدی دولت اصلاحات و اهمال در برخورد با عناصر فتنه 78 بود. جریاناتی که از درون وزارت کشور، با تعلل عامدانه سعی داشتند که دامنه آشوب هر چه بیشتر گسترش یابد. آتشی که می توانست در کوی دانشگاه خاموش شود، به میانه شهر کشانده شد و محیط برای حضور نیروهای تندرو از قبل مهیاتر شد و کسانی که در دخمه های خود خفته بودند، عازم میدان انقلاب شدند تا بتوانند انتقام منافقین و سلطنت طلبان را از انقلاب اسلامی بگیرند. اظهارنظرهای بی‌منطق و بعضا تحریک‌آمیز برخی مسوولان مانند مصطفی تاج‌زاده وزیر وقت کشور و سلیمانی معاون دانشجویی وزیر علوم، در ملتهب کردن اوضاع و تحریک دانشجویان علیه نظام، بسیار تاثیرگذار است. مصطفی معین وزیر علوم نیز در اقدامی مشکوک و تأمل‌برانگیز، استعفای خود از وزارت را اعلام می‌کند که در آن شرایط، هیچ تاثیری غیر از ملتهب کردن اوضاع ندارد. شرایطی به‌وجود می‌آید که تصور می‌شود دولتی‌ها در یک طرف ایستاده‌اند و به‌جای آرام کردن اوضاع، با اقدام‌های خود بر تنش می‌افزایند.
 
روحانی ؛ دبیر شورای عالی امنیت وارد میدان می شود: سپاه بیاید برای دفع فتنه..
 
"گفتم: آقای خاتمی الان در مملکت مسئله مهم‏تری نداریم که در جلسه به آن بپردازیم؟ گفت: چه مسئله‏ ای؟ گفتم: مگر نمی‏ بینید کشور شرایط بحرانی دارد؟ آیا دولت قصد ندارد موضع ‏گیری کند؟ گفت: می‏ گویید چه‏ کار کنیم؟ گفتم: آقای خاتمی من دیشب تا صبح در خیابان‏‎ها بودم. اینها مشغول آشوب هستند، تخریب می ‏کنند و عکس شما را هم در دست دارند و شما را حامی خود می‏ دانند. گفت: خب به ما چه ربطی دارد؟ ما که موافق آنها نیستیم. گفتم: خب اگر شما موافق آنها نیستید، موضع‏ گیری کنید. اینها به بهانه دفاع از شما تخریب می ‏کنند. گفت: نه ما که موافق نیستیم. در ضمن کمیته ‏ای هم تشکیل شده که مسئله را بررسی کند. گفتم: کمیته چیه؟ الان یک‏سری چماق به دست مراکز را اشغال می‏ کنند و به اموال عمومی آسیب می‏ رسانند. شما باید موضع ‏گیری کنید. آقای خاتمی توجهی نکرد و گفت: درباره این موضوع بعداً صحبت می‏ کنیم! گفتم: نه، شما همین الان باید در تلویزیون موضع‏ گیری کنید و بگویید اینها از ما نیستند. مردم متدین و حزب‏ اللهی همین‏طور متحیر مانده ‏اند و تکلیف خود را نمی‏ دانند. نمی‏ دانند اینها از شمایند یا علیه شما هستند؟ شما باید برای مردم صحبت و روشنگری کنید. وقتی آقای خاتمی مقاومت مرا دید، سعی کرد با گفتن چند جمله بحث را تمام کند. اما من آنجا جمله‏ ای گفتم که جمله تندی بود. گفتم: آقای خاتمی شما اگر موضع‏ گیری نکنید و تکلیف خودتان را روشن نکنید، نظام بی‏ عرضه نیست که دست روی دست بگذارد. مطمئن باشید کشور را از لوث وجود این چماق‏داران پاک می‏کند؛ اما این ننگ بر پیشانی دولت شما باقی خواهد ماند که در حساس‏ترین مسئله کشور اظهارنظر نکردید."[1]
 
 
 
اینها بخشی از گفتگوی، دکتر حسین مظفر، وزیر وقت آموزش و پروش اصلاحات با رئیس دولت اصلاحات در جلسه هیات دولت یک روز پس از 18 تیر است. به وضوح مشخص است که اصلاح طلبان کابینه هیچ تمایلی برای پایان دادن به آشوب های تهران ندارند و به عمد از مسئولیت آن شانه خالی می کنند. در سال 78، مسئولیت دبیرخانه شورای عالی امنیت کشور برعهده حجت الاسلام حسن روحانی، قرار داشت. وی در آن زمان تا تاریخ 22 تیر، در سفری کاری در فرانسه به سر می برد. روحانی از سال 68 تا 84 دبیر این شورا بود.
 
 مرتضی نبوی، در گفتگوی تفصیلی با ایرنا، از نقش حسن روحانی در پایان بخشیدن به غائله 18 تیر می گوید. نبوی در مورد وقایع 18 تیر گفت: در مساله 18 تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رییس جمهور (سید محمد خاتمی) تشکیل می شد، اجازه نمی داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد. وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند. [2]
 
 
رحیم نواب صفوی، فرمانده سپاه در سال 78 نیز روایت مشابهی دارد:  من در آن قضیه برخورد جدی با وزیر کشور وقت داشتم. در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رای داد و گفت: «سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران». بعداین که موضوع گزارش شد و حضرت آقا هم اجازه دادند، با ورود بسیج و سپاه، ظرف چند ساعت این فتنه تمام شد. می‌توانم بگویم عناصری که ما آن زمان دستگیر کردیم آنها گفتند که توسط مسؤلان برخی وزارتخانه ها حمایت می شدند.[3]
 
حوادث تلخ و عبرت آموز 18،19، 20، 21و22 تير به كندي و تلخي مي گذشت . در روز 22 تير، رهبر معظم انقلاب در پیامی هشداردهنده و التیام بخش بر پیکره زخم خورده ملت غیور ایران بیان کردند: «ملت رشيد و غيور ايران ، مردم عزيز تهران . در دو روز گذشته كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران ، به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند، دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند.گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند ولي غافل از اينكه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي ، آنان را بشدت منكوب خواهد كرد... فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان لازم است ، دشمنان زبون را سركوب و منكوب سازند.»

روز 23 تیر، که بنا بود تنها اعتراضی در دانشگاه تهران صورت گیرد، اما مردم از گوشه و کنار شهر به این موج اعتراضی پیوستند و خواب را از چشم فتنه گران ربودند. روزهای بعد از این حضور عظیم مردمی، آرامش به شهر بازگشت. در تجمع مردم تهران، سخنران اصلی مراسم، حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. وی در بخشی از سخنان خود گفت: "من در همین جا لازم می‌دانم از دانشجویان عزیز بیدار، هوشیار و قهرمان تشکر و قدردانی کنم که با هوشیاری و با دید نافذشان تا متوجه شدند که این عناصر مفسد و معاند در کنار آنها قرار گرفته‌اند، بلافاصله اعلام بیزاری و برائت کردند و خودشان را کنار کشیدند. این نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان و قهرمان ما است. افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آنها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند… بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد… آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و [اسلامیت نظام] است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است… مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است. ..در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود اینها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم. در کجای دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و بر هم زدن نظم جامعه، تحمل می‌شود. مگر دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران مسئولین امنیتی نظام، این گونه حوادث را تحمل خواهند کرد. این صبر و متانت، در یکی دو روزه برای این بود که ماهیت این چند صد نفر اوباش به خوبی برای مردم ما روشن می‌شود و همه به خوبی بدانند اینها چه کسانی هستند و دارای چه ماهیتی هستند.[4]
 
علیرضا زاکانی از چهره های مطرح اصولگرا با ستایش از سخنان روحانی در ۲۳ تیر می گوید: آقای خاتمی که رئیس‎جمهور است به عنوان یک عنصر تجدیدنظرطلب که بسیاری از کارهای افراطی را قطعاً قبول نداشت، در ۲۳ تیر حاضر نمی‌شود که بیاید و سخنرانی کند، آقای هاشمی نیز حاضر نمی‌شود که سخنرانی کند، آقای ناطق هم حاضر نمی‎شود تا اینکه آقای روحانی که تازه از خارج از کشور برگشته بود، آمد و صحبت‎های خوب و انقلابی هم کرد. [5]
 
سال 88، آزمون دیگر برای فتنه گران
 
بازتولید، 18 تیر 78، این بار در بهار 88 صورت گرفت. 4 سال از آخرین روزهای حضور اصلاح طلبان تندرو در قدرت می گذشت. کشور در دوران زمامداری این جریان، آسیب های امنیتی، فرهنگی و سیاسی بسیاری از جانب آنان دیده بود. محمود احمدی نژاد با پیروزی در انتخابات 84 و تحمیل شکست سنگین بر پیکره احزاب اصلاح طلبی چون کارگزارن، مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و در کل جبهه دوم خرداد، بار دیگر، خود را در رقابت با دو نامزد از این جریان در سال 88 دید.
اصلاح طلبان، با وارونه سازی واقعیت های کشور، سعی در القاء جو ناامیدی و ناکارآمدی دولت احمدی نژاد داشتند و کلیه نیروهای خود را در احزاب مختلف و رسانه های جمعی خود در داخل و خارج کشور برای پیگیری این رویکرد، بسیج کرده بودند. حتی در این زمینه میلیون های سی دی با نگاهی تحقیرآمیز، تند و نادرست علیه کارنامه دولت منتشر شد. اما برخلاف تمامی محاسبات آنان، با حضور بیش از 80 درصدی مردم در پای صندوق های رای، نام محمود احمدی نژاد با 24 میلیون رای، به عنوان رئیس جمهوری برای 4 سال بعدی اعلام شد.
 
 
 هرچند ابعاد فتنه 88 از 18 تیر 78 به مراتب بیشتر بود و شباهت های فراوانی از لحاظ نیروهای آشوب گر، اتاق فکرهای اصلاح طلبان در پشت صحنه، هجمه رسانه ای شدید غرب و ضد انقلاب بین این دو رویداد وجود دارد، اما در سال 88، می توان اذعان کرد که دولت های استکباری طرح های شومی برای تجزیه ایران و ایجاد جنگ داخلی فرسایشی داشتند. طرحی که با هوشیاری مقام معظم رهبری و حضور شبانه روزی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی خنثی شد و همچنین ثابت کرد که جریانات تندرو اصلاح طلب تا به چه میزان در خیانت به منافع ملی ایران، پیش قدم هستند و حاضرند برای دستیابی به قدرت، کشور را در باتلاق جنگ داخلی فرو ببرند.
 
خوشبختانه می توان با مرور و در کنارهم قرار دادن برخی از حوادث تاریخی، خط سیر مشخصی را برای آنها ترسیم کرد. کینه فروخفته از نظام در سال 78، این بار از حنجره همان افرادی خارج شد که میدان دار، حوادث کوی دانشگاه و جنجال های پس از آن بودند. کروبی و موسوی، در نقش جلوداران فتنه جدید ظاهر شدند و ماه ها ایران شاهد پیچیده ترین و گسترده ترین توطئه ها علیه خود بود. 10 سال از تجدید قوای نیروهای آشوب گذشته بود و تجربیات بیشتری نیز در این برهه داشته اند و از قضا در پشت سر، حمایت برخی از شخصیت های بزرگ را نیز حس می کردند.
 
دامنه فتنه محدود به تهران نبود و شهرهای بزرگ دیگر کشور چون شیراز و اصفهان را نیز در برگرفت. این بار شعارهای ساختارشکنانه از همان روز های اول سرداده شدند و نشان از توطئه براندازی داشت و انتخابات تنها بهانه بود. نقطه اوج فتنه 88، عاشورای آن سال بود یعنی 6 دیماه، که مردم با بیانیه های کذایی برای حضور در خیابان ها فراخوانده می شدند. اغتشاشگران از شعارهای ضد نظام و ولایت فقیه پا را فراتر گذاشتند و تاسوا، عاشور و مقام والای سالارشهیدان را خدشه دار ساختند. هنجارشکنی عجیبی که در تاریخ  مذهبی ایران شاید نظیری برای آن یافت نمی شود.
 
 
این بی حرمتی بی سابقه توسط فتنه گران، حجت را برای مردم ایران تمام کرد و ملت غیور و زخم خورده از هجمه توهین ها، حماسه ای بی نظیر در 9 دی 88 خلق کردند و نسخه فتنه و سران آن را در هم پیچیدند. اما در این میان برخی از سیاسیون که از حامیان سران فتنه در انتخابات بودند، یا روزه سکوت گرفته یا به هر نحوی بر آتش فتنه می دمیدند. نمونه بارز آن، نامه بدون سلام هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری در روزهای شروع فتنه بود.
 
88، حسن روحانی در کسوت ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت
 
در سال 78، روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی را برعهده داشت و توانسته بود نقش مهمی در برچیده شدن فتنه 78 ایفا کند. در سال 88، او علاوه بر عضویت در مجلس خبرگان به عنوان نماینده تهران، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک را نیز برعهده داشت. شرایط برای وی به گونه ای بود که در زمان تبلیغات انتخاباتی 88، می توانست مواضع انتخاباتی صریح تری نسبت به دوران تصدی دبیری شورای عالی امنیت اتخاذ کند و حمایت خود را به صورت علنی یا تلویحی از کاندیدای اعلام دارد.
 
روحانی که در سال 84 به دلیل اختلاف با محمود احمدی نژاد در زمینه پرونده هسته ای، جای خود را به علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی داده بود، یکی از منتقدان اصلی سیاست های دولت به شمار می رفت. حسن روحانی در اواسط اردیبهشت 88 و پیش از شروع انتخابات در خرداد 88در سخنانی در جلسه حزب اعتدال و توسعه،  نقد صریحی از وضعیت موجود کشور داشت و با تقسیم بندی جناح ها به اردوگاه حفظ وضع موجود و تغییر وضع موجود، انتخابات 88 را "لیلة القدر" نظام و کشور دانست که باید اوضاع تغییر پیدا می کرد: اهمیت و حساسیت‌ این انتخابات به حدی است که می‌توان آن را «لیلة القدر» نظام و کشور و مردم دانست...حالا هر چه قدر هم که شعار بدهیم و از خود تعریف و تمجید کنیم، واقعیت را نمی‌توانیم محو کنیم و مردم آگاه ایران تحت تاثیر تبلیغات عوام فریبانه قرار نمی‌گیرند...برخی از مسئولان ما ظاهراً تصور می‌کنند که حکومت کردن و اداره یک کشور یعنی فقط تبلیغات و با آمارسازی و گزافه‌گویی می‌توان هم برای مردم رفاه آورد، هم کشور را به یک ابرقدرت تبدیل کرد و هم واقعیات عرصه جهانی را تغییر داد...من معتقدم که ادامه شرایط موجود را نمی‌توان پسندید.[6]
 
پس از برگزاری انتخابات و پیروزی مجدد احمدی نژاد، روحانی سعی می کند مواضع خود را در قبال فتنه پنهان نگه دارد و ریشه آن را نه در نقشه شوم دشمن برای براندازی نظام بلکه در سیاست ها و اظهارات رئیس دولت وقت، می دانست. زبان روحانی نسبت به سیاست های دولت بسیار تندتر از گذشته می شود و بدون پرده دولت را نقد می کند. به دنبال حماسه 9 دی ماه 88، در روز 28 دی، روحانی در یک سخنرانی به شدت به احمدی نژاد و فضای امنیتی کشور می تازد، بدون آنکه از حماسه مردم سخنی بگوید:  آنگاه که بين مردم و گروه‌هاي مختلف اعتماد و پيوند برقرار باشد، مي‌توانيم به فکر ايران آينده باشيم، اما اگر اعتمادها از بين برود و به جاي آن دشمني، ستيز، اختلافات و شمشير به رخ هم کشيدن باشد و گروهي به فکر حذف گروه ديگر باشد چه آينده‌اي مي توان براي ايران پيش بيني کرد؟ در جامعه اي که پيوند و اعتماد رو به کاهش برود هيچ اميدي وجود نخواهد داشت.چه فضايي مي تواند بر ايران آينده حاکم باشد. فضاي امنيتي؟ فضاي امنيتي، فضاي کار، تلاش، توليد علم و تحقيق نيست نه دست به قلم مي رود نه دست به کارمي رود نه فکر در مسير انديشه قرار مي گيرد. در فضاي امنيتي به جاي کار فضاي ترس و وحشت حاکم مي شود به قول آقايي که مي گفت من نسبت به خطايي که در چهل سال پيش مرتکب شده ام نگران هستم زيرا ممکن است در اين فضا پرونده اي را از گوشه و کناري در بياورند. اگر فضاي حاکم بر کشور و همچنين فضاي حاکم بر جهان فضاي آرام توام با همکاري، کار و تلاش، فرهنگي، اقتصادي و سياسي باشد مي توان اميد به آينده ايران داشت، نه اينکه فضا نظامي و امنيتي باشد.
 
 حسن روحانی در بخش دیگر سخنرانی خود، مشارکت سياسي در انتخابات را زيرسوال قرار داد و در سخناني مبهم بيان داشت: در کشوري که براي مشارکت هزينه بالاي سياسي مطرح مي شود اگر قرار باشد من کانديدا شوم، ديروز و امروز گرفتار باشم و فردا بيکار، مگر دردسر دارم که مشارکت کنم . بايد کسي که مشارکت مي کند را جايزه بدهند و نه اينکه تنبيه کنند. بنا براين اگر هزينه هاي سياسي بالا برود سرمايه سياسي هم از دست مي رود. ديديد يک ماجراي انتخابات در کشور چه حوادثي را آفريد، 7 ماه از انتخابات گذشته است اما هنوز فضاي مطلوبي در کشور ما حاکم نشده است بايد در آينده نگري هاي خود به اين گونه حوادث احتمالي توجه کنيم.
 
روحانی 92، نامزد انتخابات ریاست جمهوری
 
یکی از حسن های انتخابات در جمهوری اسلامی ایران این است که نامزدهای نمایندگی یا ریاست جمهوری، خود را به طور مستقیم در معرض رای مردم قرار می دهند تا قضاوت درباره صداقت و اطمینان به اظهارات آنان مورد محک قرار گیرد. از این رو نامزدها سعی می کنند از لاک محافظه کاری سیاسی همیشگی خود خارج شوند و مواضع شفافتری را پیرامون پدیده های مختلف اتخاذ کنند.
 
به هر حال فتنه88، همچنان به عنوان معیاری برای سنجش، رویکرد سیاستمداران کارکرد خود را دارد و نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت. حسن روحانی، که از منتقدان اصلی اوضاع کشور در دوران احمدی نژاد محسوب می شد، این بار خود، برای مدیریت کشور، آستین بالا زد و وارد کارزار شد. می توان با مروری بر مواضع وی در زمان تبلیغات ریاست جمهوری، رویکرد رئیس کنونی دولت را پیرامون فتنه 88 بهتر درک کرد. 
 
 
 
روحانی در جلسه پرسش و پاسخی در دانشگاه تهران، آشکارا می گوید که تردیدهای نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد:هیچ خیانتی در کشور بالاتر از خیانت به صندوق امانت آرا نیست، می‌گویند که انتخابات سالم است، ما نیز قبول داریم، اما بحث بر سر احساس مردم نسبت به سلامت انتخابات است، چنانچه مردم احساس رضایت نسبت به سلامت انتخابات کردند آن انتخابات پرشور می‌شود.چه اشکالی دارد ما یک دوربین یا مانیتور کنار صندوق‌های رأی بگذاریم تا همه مردم شاهد اتفاقاتی که می‌افتد و آنچه گفته و شنیده می‌شود باشند. همچنین بهتر است لیستی که در صندوق‌های رأی وجود دارد در تابلوی اعلانات زده شود و ما نباید منتظر بمانیم آرا به ستاد انتخابات برای جمع زدن برود، بلکه همزمان افکار عمومی نیز می‌بایست از آنچه درون صندوق‌ها اتفاق می‌افتد نیز خبردار شوند تا شور و نشاط انتخاباتی به وجود آید. کسی که به مدت یک سال و نیم در دبیرخانه شورای امنیت ملی جلسه گذاشت تا حصر آیت‌الله منتظری برداشته شود بنده بودم، این حصر در زمان ریاست جمهوری خاتمی برطرف شد، بنابراین رئیس جمهور آینده نیز می‌بایست با اجماع بین قوا حصر را بردارد.
 
روحانی در این سخنرانی، از لفظ فتنه استفاده می کند اما ریشه آن را قبل از انتخابات می داند و از نگاه وی اعتراضات خیابانی نباید بیش از اندازه ای ادامه پیدا می کرد:  فتنه ناشی از روزهای قبل رأی‌گیری بود. حضور اعتراضی مردم در خیابان‌ها پس از انتخابات 88 طبیعی بود، اما بنده ادامه این مسیر را نپسندیدم، چرا که با این روش مشکل حل نمی‌شد، پیشنهاد من در آن زمان بازشماری حداقل 20 درصد از صندوق‌ها بود، اما این پیشنهاد عملی نشد، بنابراین به نظر من ادامه تظاهرات خیابانی نیز ثمری نداشت.
 
رئیس جمهور کنونی کشور در سخنانی در دانشگاه بهشتی نیز، توپ را به زمین صدا و سیما می اندازد و به نظر وی اگر این سازمان به برخی که به آنها تهمت زده شده بود اجازه دفاع می داد، شاید اعتراضاتی صورت نمی گرفت: فتنه 88 از زمانی شروع شد که در صداوسیما تهمت‌های ناروایی به افراد زده شد. باید از ابتدا با حرکتی که نمی‌پسندیدیم مقابله می‌کردیم. صداوسیما باید همان روز به تمام کسانی که مورد اتهام واقع شدند وقت می‌داد. در مورد حوادث سال 88 باید با تساهل برخورد کنیم.

منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : روحانی 78، روحانی 88، روحانی 94!

روحانی 78، روحانی 88، روحانی 94!