چهار شنبه 09 فروردین 1396 03:57:40

  

 

  

 

  

  

 

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 25834

تاریخ انتشار : 14/03/1394 - 08:07

از اعتدال گرایی تا انحصارگرایی

کلیدواژه «دلواپسان» چگونه خلق شد؟

در زمانه ای به سر می بریم که نگرانی و دلواپس بودن برای منافع ملی کشور در حال تبدیل شدن به ضدارزش است و دم زدن از آن بی تدبیری و بی سوادی.

کلیدواژه «دلواپسان» چگونه خلق شد؟

سوادکوه- شاید این جملات برای بسیاری آشنا باشد که در زمان مناظره های ریاست جمهوری 1388، همواره عنوان می شد که اگر نگران اوضاع مملکت نبودیم وارد عرصه انتخابات نمی شدیم. همه نگران و دلواپس بودند و روزنامه ها و سایت های خبری جریان خاصی به این دلواپسی ها دامن می زدند در حالیکه اوضاع مملکت آنچنان نیز بغرنج نبود. آن زمان "نگران بودن" و "دلواپس بودن" یک ارزش بود چرا که رقیب در جایگاه ریاست نشسته بود. اما چند صباحی است که روزنامه ها، سایت ها و هر تریبون حامی دولت و اصلاح طلبان، هرگونه نقدی را به سیاست های دولت با دلواپس خواندن طرف پاسخ می دهند و کسی را که این سخن را بر زبان جاری ساخته باشد، "تندرو"می نامند. 

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید در تابستان داغ 1392، جریاناتی خود را پیروز انتخابات دانستند. مشی ای که این دولت برای خود برگزیده بود، مشی اعتدال در کلیه سیاست های دولتی بود و امید می رفت این رویکرد را در عرصه اجرایی کشور پیاده سازد. به مرور زمان مشخص شد برنتابیدن منتقدان یکی از مشخصه های ویژه دولت یازدهم است و از همان ابتدا هر انتقادی به کارکردهای دولت به بدترین شکل پاسخ داده می شد. 

اما هر چه به جلوتر می رویم واژه های استفاده شده در سخنرانی ها و اظهارات مقامات، به ادبیات مشخصی در برخی رسانه ها تبدیل شده است به نحوی که مخالفان و منتقدان را با کلمات سخیفی مورد خطاب قرار می دهند و در پی تثبیت این گونه ادبیات در افکار عمومی نیز هستند. بدین صورت با دامن زدن به این ادبیات، دو قطبی تندرو (افراطی) - میانه رو در کشور سازماندهی می شود و کسانی که در طیف تندروان قرار داده می شوند در ابتدا باید ثابت کنند نگران منافع ملی هستند نه تندرو و بعد از اثبات این امر خود را در معرض قضاوت مردم قرار دهند. 

جالب آنجاست که استراتژی بدنام سازی جریان رقیب در آستانه انتخابات مجلس و خبرگان، به شدت در حال پیگیری است. این راهبرد چند تاکتیک را پیگیری می کند. از یک سو تمام تقصیرات و کاستی های موجود باید به اسم دولتِ سابق و دستگاه اجرایی و دیپلماسی قبل نوشته شود و از سوی دیگر با تهمت زدن به رقیب راه را برای انتقادات بعدی ببندند. موارد بسیاری را می توان در این زمینه مثال زد که فضای عمومی کشور به سمت مقصریابی با محوریت دولت نهم و دهم  حرکت کند. 

واژه مرسومِ در دولت قبل: متهم ردیف اول در معظلات کشور

معمولا در هر دولتی مشاهده می شود سیاست های تیم مدیریتی قبلی را مورد نقد قرار داده و در زمان رخ دادن مشکلی در سیاست های اجرایی، دولت قبل را به عنوان اولین متهم معرفی کنند که این امر تا حدودی مرسوم است. اما آنچه در دولت یازدهم بسیار مشاهده می شود، اصطلاح "در دولت قبل" است. اصطلاحی که در هر سخنرانی مقامات دولتی به کررات شنیده می شود. "دولت قبل"، متهم ردیف اول تمامی مشکلاتی است که در حال حاضر وجود دارد، از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و اجتماعی گرفته تا بحران آب در اقصی نقاط ایران. 

نزدیکترین مثال در این مورد به اظهارات محمدجواد ظریف وزیر خارجه برمی گردد. وی که بابت طرح اجازه بازرسی آژانس در مذاکرات هسته ای با انتقاداتی روبه رو شده بود در مصاحبه ای عنوان کرد که اجازه مصاحبه با دانشمندان هسته ای در دولت سابق داده شده بود. به این ترتیب و با طرح این موضوع رسانه های که به دنبال احقاق حقوق  و منافع ملی بودند در موضع دفاعی قرار گرفتند و باید به پاسخگویی می پرداختند. در حالی که رسانه های زنجیره ای باعلم کردن اظهارات ظریف تا توانستند به دولت سابق تاختند و تیترهای صفحه نخست روزنامه ها به تکذیب ظریف اختصاص یافت. 

در مسائل اقتصادی اما اوضاع به مراتب شدیدتر است و دولت قبل در مظان انواع اتهامات درشت و کوچک قرار می گیرد. اخیرا نوبخت، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در اظهار نظری گفته 800 میلیارد دلار پول نفت در دولت قبل خورده شد: "دولت نهم و دهم طی هشت سال بیش از 800 میلیارد دلار از محل فروش روزانه چهار میلیون بشکه نفت به ارزش هر بشکه 108 دلار درآمد داشته و خورده شد و چیزی باقی نمانده است."

مثال های زیادی می توان از چنین اظهاراتی توسط دولتی ها در همه سطوح از رئیس دولت گرفته تا مدیران میانی،  آورد که سیاست های خود را مبری از هرگونه خطایی می دانند و اگر هم قصوری وجود دارد مربوط به دولت قبل است و این دولت در تلاش است تا خرابکاری های دولت سابق را جبران کند. 

در همین راستا با نگاهی در صفحات برخی از روزنامه ها، رئیس دولت قبل به سوژه طنز در ستون ثابت تبدیل شده است. به عنوان مثال صفحه آخر روزنامه آفتاب یزد هر روز به تیتر "آن مرد که رفته است" اختصاص دارد و به صورت گزیده ای و هدفدار برخی از اظهارات احمدی نژاد در یک یا دو جمله آورده می شود. جمله آن مرد رفته است به بخشی از کنایه محمدجواد ظریف در صفحه تویتر خود در پاسخ به دختر نانسی پلوسی برمی گردد که گفته بود آن مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است.   علاوه بر این کوچگترین تحرک یا اظهارنظری از سوی احمدی نژاد، سوژه نخست روزنامه های و رسانه های زنجیره ای می شود و نقطه تمرکز چنین گزارش هایی نیز به حاشیه سازی اختصاص دارد. 

حتی کار فضا سازی علیه دولت قبل به جایی رسیده که دوران 8 ساله دولت احمدی نژاد را در میسر توسعه و پیشرفت کشور به طور کلی فاکتور می گیرند و به صراحت می گویند در 8 ساله گذشته مملکت تعطیل بود. "دولتی بر سر کار آمد که وارث 8 سال ویرانی در شاخص اقتصادی بود، البته انتظار می‌رود دولت برای رونق اقتصادی کشور بیشتر تلاش نماید"، این اظهارات حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی است در دیدار جمعی از کارآفرینان استان گیلان و مسئولان شهرستان چوبر. هر چند دو دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد دارای کاستی های بود و در برخی عملکردهای اقتصادی نقدهایی به وی وارد است اما در نقد دولت گذشته از سوی شخصیت ها و جریانات مدافع دولت فعلی، به هیچ عنوان جنبه انصاف رعایت نمی شود و با تندترین واژه ها و اصطلاحات به دولت قبل می تازند. 

بی سواد، بی شناسنامه، مغرض، جاهل، دلواپس، عصر حجری... تندرو

این کلیدواژه هایست که در اظهارات ریئس جمهور و مسئولان دولتی خطاب به منتقدان بیان شده است و در حالی همچنان دنبال می شود که عرصه ادبیات سیاسی کشور تا به این حد شاهد چنین ادبیات سخیفی نبوده و این نشان می دهد که سیاست تعمدی و خاصی در پس پرده به گارگیری آن وجود دارد. سیاست حدف رقیب از طریق برچسب تندرو زدن. در مرحله اول این فرآیند، تمام کاستی های سیاست جاری کشور به دولت قبل نسبت داده می شود، به دنبال آن منتقدین سیاست جاری، جزء کسانی معرفی می شوند که منافع آنها در بقای دولتی از جنس احمدی نژاد بود و انتقاد آنها تنها در حد منافع شخصی تحلیل داده می شود. بدین ترتیب فضای دوقطبی شکل می گیرد و کسانی که به دنبال بقای سیاسی خود هستند می توانند با توبه یا ابراز پشیمانی لفظی یا عملی، مجوز ورود به اردوگاه میانه روها یا اعتدالیون را کسب کنند، همانند زمزمه های ائتلاف دور از ذهنی که برای انتخابات مجلس دهم میان دولت و عده ای در مجلس کنونی شنیده می شود. 

اما در سوی دیگرِ ادامه سیاست برچسب زنی و حذف رقیب با استفاده از جنگ واژه ها، اردوگاه تندروها قرار دارد. در این اردوگاه طیف های مختلفی وجود دارند که لطیف ترین واژه ای گه علیه آنها به کار می رود، واژه "دلواپس" است. طیف های متنوعی از بازیگر سینما و تلویزیون (خانم چرخنده) گرفته تا مربی فوتبال (مایلی کهن) و راننده تاکسی نگران قیمت سوخت، جزیی از دلواپسان می شوند.کافی است که تنها کسی در کشور از سیاستی تنها ابراز نگرانی کند تا به صورت خودکار به وی برچسب بزنند. 

نکته اساسی این است کسانی که در حال حاضر در تیترها از آنان به عنوان دلواپس یاد می شود، چنان با ادبیات سخیفی مورد هجمه رسانه های اصلاحات و اعتدالی قرار می گیرند، که نگرانی از به خطر افتادن منافع ملی از سوی آنها به ضد ارزش و حتی نادانی و بیسوادی نسبت داده می شود. درست است که ممکن است برخی با اهداف شخصی نقدهایی داشته باشند، هرچند که باید به هر نقدی ورای گوینده هم توجه نمود، اما همه را نمی توان با یک برچسب از میدان خارج کرد. زیاد هستند منتقدان منصفی که نه تنها در این دولت بلکه در دولت قبل نیز از برخی سیاست ها انتقاد می کردند اما هزینه های به مراتب کمتری به خاطر نقد خود پرداخت می کردند. 

با شکل بخشیدن به دو اردوگاه تندرو - میانه رو در فضای سیاسی کشور در کنار تکرار واژه هایی با داشتن بار منفی علیه رقیب، فضای عمومی کشور نیز مسموم  و کسانی که در جایگاه انتخاب قرار می گیرند، سردرگم می شوند. در این میان و با نزدیک شدن به انتخابات، فضا تندتر و هجمه به رقیب نیز شدت بیشتری به خود خواهد گرفت، دوقطبی تندرو - میانه رو تبدیل به ارزش و عنوان حق - باطل را از آن به بعد یدک خواهد کشید. به این ترتیب جنگ واژه ها علیه منتقدین عیان تر و سعی می شود از دفاعِ رقیب نیز برای پاسخگویی به اتهامات به هر نحوی جلوگیری به عمل آید.  حذف رقیب قبل از انتخابات مطلوب اردوگاه اصلاح طلبان است اما در صورت مقاومت رقیب، سیاست برچسب زنی و هل دادن به ورطه تندروی ادامه خواهد داشت تا در ذهنیت افکار عمومی دوقطبی به طول کامل تثبیت شود و در فرصت مناسب از فضای به وجود آمده بتوان بهترین بهره را برد. 

هرچند در اختیار گرفتن قدرت سیاسی هدف جریانات مختلف در کشور است، و این امری طبیعی در دنیای سیاست می باشد، اما به این بهانه نباید هرگز منافع ملی قربانی شود. به طور کلی در حال حاضر انتقاداتی که صورت می گیرد چه در مباحث داخلی و چه خارجی، تا به آن حد شدید نیستند که برچسب افراط گرایی زده شود. منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، اصلی است که فعالان سیاسی باید آن را معیار فعالیت های خود قرار دهند. حال دفاع از منافع ملی ممکن است از سوی رقیب و در قالب انتقاد بروز پیدا کند. در این میان سکانداران اجرایی کشور به جای برچسب زنی آن هم با ادبیات تحقیرآمیز، می بایست خود را در جایگاه مصلح عمومی قرار دهند و در جهتی حرکت کنند که برآیند فعالیت های آنها حفظ و افزایش منافع کشور باشد. هر چند با مشاهده رفتارهای سیاسی دولت و حامیان اصلاح طلب آن، تنها هدفی که به ذهن ناظر عرصه سیاسی کشور از اقدامات آنها متبادر می شود، دستیابی به قدرت سیاسی بیشتر در حوزه اجرایی و قانونگذاری کشور و بدین ترتیب ایجاد انحصار در قدرت است، که نتیجه ای جز تباهی و فساد نخواهد داشت.


منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : کلیدواژه «دلواپسان» چگونه خلق شد؟

کلیدواژه «دلواپسان» چگونه خلق شد؟