شنبه 13 آذر 1395 19:19:17

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت و مقاله
چاپ

کد خبر : 219

تاریخ انتشار : 07/07/1392 - 07:46

پندي از بزرگان:

از نامحرمان دور شو

از نامحرمان دور شو

سوادكوه- علامه حسن زداه آملي در کلمه 76 رساله صد کلمه در معرفت نفس می فرماید: «آنكه از خواب غفلت بيدار شده است از نامحرمان - يعنى از خفتگان و مردگان - دورى گزيند و حيات ابد آرزو كند، و چندان كه گرفتار به درد چشم در يافتن چشم پزشك برآيد، او دو صد چندان در جستن زنده زنده كننده . در اصحاح هشتم انجيل متى آمده است كه : يكى از شاگردان حضرت مسيح عليه السلام بدو گفت : اى آقا! مرا بار ده كه نخست بروم پدرم را به خاك بسپارم ؛ بدو فرمود: پيرو من باش ، مردگان را بگذار مردگان به خاك بسپارند! و در شريعت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم مردى انصارى از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد: هر گاه جنازه و مجلس عالمى پيش آيد كدام يك در نزد تو محبوب تر است تا حاضر شوم ؟ فرمود: اگر براى تجهيز و دفن جنازه كسى هست ، همانا كه حضور مجلس ‍ عالم برتر از حضور هزار جنازه است.»

آری افراد دنیا زده ای که در اطراف ما در دام دنیا گرفتار آمده اند و چشمانشان را حب دنیا کور نموده است بزرگترین رهزنان و بازدارندگان انسان از قرب الی الله میباشند از این رو حضرت عیسی علیه السلام فرمودند :مردگان را بگذار مردگان به خاك بسپارند.در دیوان اشعار حضرت علامه آمده است:

 

الا اي طاير قدسي در اين ويرانه برزنها

 

بسي دام است و ديو و دد بسي غول است و رهزنها

 

در اين جاي مخوف اي مرغ جان ايمن كجا باشي

 

گذر زين جاي ناامن و نما رو سوي مأمنها

 

در اين كوي و در اين برزن چه پيش آمد ترا رهزن

 

به يك دو دانه ارزن فرو ماندي زخرمنها

 

در اين لاي و لجنها و در اين ويرانه گلخنها

 

شد از ياد تو آن روح و ريحان و باغ و گلشنها

 

سحرگاهی که می آید نسیم کوی دلدارت

 

ترا باید که بر کویش بود هر دم نشیمنها

 

حجاب دیده دل گرددت آمال دنیاوی

 

کجا دیدن توانی تا بود اینگونه دیدنها

 

همه خوهای ناپاکت ترا گردند اژدرها

 

ترا گردند نشترها ترا گردند سوزنها

 

زدا لوح دلت از تیرگیهای هواهایت

 

که تا افراشتگان در جان تو سازند مسکنها

 

ترا از دست تو سور است و فرجاه است و آرامی

 

ترا از دست تو سوز است و فریاد است و شیونها

 

یکی شمس حقیقت می درخشد در همه عالم

 

تعینهای امکانی بود مانند روزنها

 

نه جان اندر بدن باشد که آن روح است و این جسم است

 

بود از پرتو انفس بقای صورت تنها

 

چو باشد عالم دانی مثال عالم عالی

 

همی دانی که هر چیزی برای اوست مخزنها

 

بجز یکتا جمال حسن مطلق نیست در هستی

 

حسن را چشم حق بین است و حق گویند روشنها



دیدگاه شما در مورد : از نامحرمان دور شو

از نامحرمان دور شو