یکشنبه 21 آذر 1395 01:48:04

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 2165

تاریخ انتشار : 26/10/1392 - 18:53

اختصاصی/ کمال رستمعلی در مراسم تودیع:

بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره

فرماندار سابق سوادکوه در مراسم تودیع خود اظهار داشت: بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره ، برسر ولایت نه با کسی تعارف داریم و نه تغافل و کوتاهی، ولایت با جان و جسم ما عجین است

 بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره

به گزارش سوادکوه آنلاین، مراسم تودیع و معارفه فرماندار سوادکوه شمالی برگزار شد و کمال رستمعلی جای خود را به محمدرضا منصوریان داد. کمال رستمعلی که در تمامی طول مراسم لبخند رضایت بر چهره داشت، دقایقی به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنرانی خود در درجه اول از دکتر احمدی نژاد، رییس جمهور سابق کشورمان تقدیر کرد و گفت: او نه در شعار بلکه در عمل به جوانان اعتماد کرد، عرصه خدمت را برای جوانان کارگرزاده ای چون من ایجاد کرد و با این منش و روش خود نسل جدیدی از مدیران مومن و معتقد به آرمان های متعالی امام راحل، مقام معظم رهبری، شهدا و انقلاب اسلامی را به ایران اسلامی عرضه داشت.

 رستمعلی هم چنین از طاهایی، استاندار سابق نیز با کلمات زیبایی تشکر کرد و ادامه داد: طاهایی نه تنها به واسطه اینکه مدیر ارشد و استاندار بود بلکه او برای همه کسانی که می شناختنش پدری وارسته، استاد اخلاق و سرشار از سجایای اخلاقی بود و بی تردید آن چیزی که از مهندس طاهایی در اذهان باقی مانده و خواهد ماند تنها خدمات ارزشمند و بی شمارش نیست که البته بسیار فراوان است، بلکه همین اخلاق ناب و انسانی و اسلامی و درس های فراموش نشدنی اوست.

فرماندار سابق سوادکوه شمالی تصریح کرد: خدای سمیع و بصیر و علیم را گواه می گیرم که در تمامی مراحل زندگی و بویژه دوران مقدس خدمتم در سایه سار ولایت و نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره خود را در قامت سربازی کوچک و بی مقدار در پیشگاه ولایت دانسته و می دانم و همواره کوشیده ام تا به واقع و نه در حرف و شعاربلکه در عمل رهرو ولی فقیه باشم.

وی هم چنین جملات زیبایی در وصف ولایت بیان داشت و گفت: ولایت مدیریت همه شئون جامعه براساس قانون الهی است. ولایت دور ساختن قدرت و حکومت طاغوتیان و نابودی سلطه مستکبران از صحنه عالم است.ولایت کلید اجرای همه احکام و «ولی» دلیل و هدایت کننده بر همه قوانین الهی است. ولایت مهمتر از همه فرائض و اصل ریشه همه واجبات و در راس هه فضایل است. ولایت پذیری محور یکدست ماندن و عامل انسجام امت است.

 رستمعلی خاطرنشان کرد: ولایت از دل به دار رفتن ها و حبس و حصر کشیدن ها و به تبعید رفتن های عزیزترین فرزندان این ملت بدست ما رسید، ولایت حاصل خون دل خوردن ها در کنج عزلت ها و غربت هاست ، ولایت پرچم برافراشته ی توحید است که به برکت مجاهدان و صالحان و صبوران از دل تاریخ پرالتهاب شیعه تا کرانه های امروز و فردای جهان امتداد یافت. ولایت آن ساحت بی نظیری ست که رستگاری فردای بشر را تامین می کند. بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره ، برسر ولایت نه با کسی تعارف داریم و نه تغافل و کوتاهی، ولایت با جان و جسم ما عجین است و سرباز واقعی ولایت بودن یعنی اعتقاد و عمل به این امور، سرباز واقعی ولایت بودن یعنی کار و کار و کار، سرباز واقعی ولایت بودن یعنی شبانه روز در خدمت مردم بودن، دوری از خانه و خانواده، کم گفتن و زیاد شنیدن و در کنار همه اینها تهمت شنیدن و دم بر نیاوردن. آن کس که تورا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هردوجهانش بخشی دیوانه تو هردوجهان را چه کند.

 وی تصریح کرد: سرباز واقعی ولایت بودن یعنی بامردم بودن و برای مردم زیستن... مردم عزیز، مردم شریف، مردم صبور و دوست داشتنی و نستوه، مردم فرهیخته و عاشق انقلاب و ولایت و ایران، مردم بی ادعا، نخبه پرور و شهید پرور.

کمال رستمعلی ادامه داد: بی تردید همه می دانید و با من هم عقیده اید که مقام و منصب های حکومتی و دولتی منهای مردم هیچ ارزش و جایگاهی ندارد و تنها زمینه سقوط و هبوط صاحب منصب را فراهم می آورد، همه کسانی که مرا می شناسند نیک می دانند که نسبت من با پست و میز و ریاست چیست، ولله که به فرموده مولایمان از آب بینی بزی پست تر و دون تر است و همواره خدا را شاکرم که مرا یاری نمود تا بی ارزشی و پوچی جایگاهم را لحظه ای از ذهن دور نسازم. و از معصوم به زیبایی نقل شده که ملعون است، ملعون است و ملعون است کسی که خود به دنبال پست و مقام برود.

وی سخنان خود را با این جملات زیبا و تاثیرگذار به پایان رساند: دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد. کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده، آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید، چونان آهن گداخته در کوره . در چونان هنگامه ای، آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مأمنی می دود... و کجاست جنت المأوی؟ پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک. گاه صاف است و گاه پیچاپیچ. گاه تیز و گاه لغزان. اعمال ما در این دنیا، کم و کیف آن را معین می کند. برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لرزان.آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست.

رستمعلی در پایان سخنان خود و هنگامی که از پشت تریبون پایین می آمد، اقدام شایسته و جالی انجام داد که برای همه غیرمنتظره بود. او چند شاخه گل را که از قبل آماده کرده بود به حاضرین در جلسه اهدا کرد و بار دیگر فضای مهر و عطوفت و اخلاق را در این مراسم حکمفرما نمود.



دیدگاه شما در مورد : بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره

 بر سر ولایت نه اهل معامله ایم و نه اهل مذاکره