شنبه 20 آذر 1395 14:14:40

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 1896

تاریخ انتشار : 09/10/1392 - 23:27

اختصاصی/ شهید حسین بقائی:

در برابر مسائل جامعه بی تفاوت نباشید

امت مسلمان بايد انقلاب به امام زمان سپرده شود حفاظت انقلاب نياز به هوشياري ما و در خط امام بودن و متعهد بودن به انقلاب و بي تفاوت نبودن در برابر مسائل در جامعه دارد

در برابر مسائل جامعه بی تفاوت نباشید

به گزارش سوادکوه آنلاین، طلبه شهید حسين بقايي در سال 1348 در يك خانواده مذهبي و متدين در روستاي مته كلا از توابع بخش زيراب دیده به جهان گشود. وی دوران ابتدايي را در همان روستا گذراند و بعد از گذراندن دوره راهنمایی در زيراب، جهت ادامه تحصيل وارد حوزه علميه ساري شد. همزمان با تحصيلات حوزوي مقطع دبيرستان را نيز به اتمام رساند .شهید بقائی با شروع جنگ چندین مرحله به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شد و عاقبت در عمليات والفجر 8 در منطقه فاو در تاريخ 21/11/64 به درجه رفيع شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش بعد از تشیع در زیراب در زادگاهش روستای مته كلا بخاك سپرده شد .

 

وصيت نامه شهيد

(ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون) .

كساني كه در راه خدا كشته شده اند مرده مپنداريد بلكه زنده هستند كه در  نزد  خداي  خود   روزي  مي خورند.

 سلام  و درود به امام زمان و نائب بر حقش امام امت و رزمندگان پرتوان اسلام و با سلام درود به ارواح طيبه شهداي انقلاب اسلامي و شهدا جنگ تحميلي و شما امت شهيد پرور و هميشه در صحنه . خدايا از تو مي خواهم كه به ما صبر و استواري ببخش و ما را ثابت قدم داري تا بتوانيم همواره پا برجا باشيم و در راه تو همواره جهاد كنيم و كافران قرآن كريم را شكست دهيم تا بتوانيم اسلام عزيز را از كافران پاك سازيم و آنان را نابود كنيم و اگر سعادت شهادت نصيب ما شده است و اگر زنده مانديم از امام خود  پيروي مي كنيم . و براي رضاي تو و براي نجات اسلام جهاد كنيم تا به آرزوي ديرينه خودكه شهادت در راه توست برسيم . و از دنياي مادي هجرت كرده و به اولياء الله بپيونديم . زماني كه اين وصيت نامه را مي نگارم كه پس از گذشت  پنج سال و اندي از تجاوزات عراق به ايران اسلامي مي گذرد. به آرزوي ديرينه خود كه همان شهادت  در راه پروردگارم است ميرسم و يكبار به اين اميد و آرزو به جبهه كردستان شتافتم كه به وصال محبوب   پيش برسم ولي متاسفانه خداوند شهادت را نصيبم ننمود و اين بار خدا را شكر مي گويم كه به من اين سعادت را داده تا در راهش جان ببازم و با خونم درخت اسلام و انقلاب را آبياري كنم . از آنجاييكه سر انجام  ظلمت و تاريكي  روشنائي  است، سرانجام زندگي حيات نيز مرگ و ممات است .  

هدف  از  خلقت انسان امتحان و آزمايش در روي زمين مي باشد  پس هر انساني بعد از گذشت چندين سال عمر در اين دنياي فاني بايد بار سفر ببندد و هجرت نمايد پس چه بهتر كه اين بار هجرت به سوي خدا درراه رضاي او باشد .لذا من همواره حاضرم كه خداوند فوز عظيم شهادت  را  نصيبم نمايد و مرگم را در راهش  قرار دهد.خداوندا مي خواهم كه مرگم را در رختخواب قرار ندهي بلكه مرگي را نصيبم نمايي كه در آن افتخار و سعادت است يعني كشته شدن در راه تو را هدف دارم . اسلام با خون شهيدان تا اينجا حفظ ماند و براي بقا و پايداري نيز به خون نيازمند است . زندگي و حياتم نتوانست خدمتي به اسلام و انقلاب نمايد . اميد است كه شهادتم به اسلام و انقلاب خدمتي كرده باشد . امت مسلمان بايد انقلاب به امام زمان سپرده شود حفاظت انقلاب نياز به هوشياري ما و در خط امام بودن و متعهد بودن به انقلاب و بي تفاوت نبودن در برابر مسائل در جامعه دارد ملت شهيد پرور من اين راه را با آزادي كامل و آگاهي انتخاب نمودم و هر چند كه من لياقت شهيد شدن را ندارم شهيد واقعي كساني هستند كه قلب پاك دارند و آنهايي هستند كه در صحراي كربلا به نداي امام حسين (ع) لبيك گفتند و شهيد شدند لذا اگر شهيد شدم بدانيد كه فقط براي اسلام و در راه رضاي خداوند متعال بوده است و بس. خدايا اگر بدنم در حين شهادتم سا لم باقي بماند حضور سرور آزادگان حسين (ع) خجا لت مي كشم كه بدنش در جنگ با كفار قطعه قطعه شده است و حاضرنيستم كه چيزي از من سا لم بماند اميدوارم كه جسدم مفقود الاثر شود تا پدر و برادرانم براي يافتن جسدم به كربلاي ايران يعني خوزستان قتلگاه فرزندشان بيايند و ببينند كه چگونه شهداي ما در اين قطعه خونين به دفاع از اسلام و قرآن مي پردازند . در خاتمه به شما وصيت مي كنم كه در كارهايتان خدا را فراموش نكنيد و نمازتان را ترك ننماييد چون ما هرچه داريم از همين نماز است  امام را تنها نگذاريد و به راهنماييهايش گوش فرا دهيد تا دشمنان سوء استفاده نكنند . مساجد را خالي نكنيد كه موجب خوشحالي دشمنان اسلام است . شما اي پدر فداكا رم كه زحمت كشيده اي و بعد از 15 سال تحمل رنج  و مشقت  فرزند خود حسين را در راه خدا و اسلام به جبهه حق عليه باطل فرستاده اي . پدرم دوست دارم كه پدري باشي كه 2 ا لي3 شهيد داده اند و باز هم ناراحتند كه چرا فرزندي در جبهه ندارند . پدرم آخر من يك بچه مسلمانم . چگونه مي توانستم مشاهده كنم كه امت شهيد پرور مدت 5 سال است با متجاوزين بعثي از شرف و آرمانش دفاع مي كنند و در اين راه خونشان ريخته مي شود و من در خانه ام راحت و آسوده بنشينم و نسبت به اين مسئله بي تفاوت باشم . پدرم آخرمن شيعه آن امام خيبر گشايم چگونه مي توانم ببينم كه دشمن مي خواهد دين علي (ع) را از بين ببرد . اما كور خوانده است . پدرم بعد از مرگم  صبر  پيشه  كن  چون  راهي  انتخاب  كرده ام  همان  راه   يگانه پاسدار كربلا حسين بن علي (ع) كه احقاق حق مستضعفين از مستكبرين خون خودو يارانش را در اين راه داده است .

پدرم از تو تقاضا دارم كه هر وقت به زيارت ائمه اطهار رفته اي  همرزمان مرا دعا كني تا شايد با دعاي پدران عزيز، اين كفار شرق و غرب نابود شوند . در پايان از تو پدر مهربان مي خواهم از اينكه نتوانستم يك فرزند خوبي براي شما باشم ، مرا ببخش و حلالم كن تا درآن دنيا روسفيد باشم . اما تو اي مادر مهربانم مي دانم كه هر لحظه چشمانت در راه است و انتظار فرزند را مي كشي و با خود مي گوئي كه يك بار ديگر فرزندم را ببينم و اما مادر بدان كه علي اكبر در جلوي   چشمان   مادرش  تكه تكه   شده است .

مادر ،  اي   كاش   در   كنارم   بودي   و مي ديدي كه چگونه به ميدان رزم مي روم و دشمن دين خدا را به تنگ مي آورم. مادر جان اگر تو در موقع جان دادن به بالينم نيامدي مي دانم كه فاطمه الزهرا (س) عوض تو به بالينم مي آيد. مادر از تو مي خواهم راه كربلا باز شد به زيارت رفتي به امام حسين (ع) بگو در راه دين تو خون فرزندم حسين را ريخته ام . مادر تو را نصيحت مي كنم به صبر و استواري.  

 

                               (روحش شاد و يادش گرامي باد ).



دیدگاه شما در مورد : در برابر مسائل جامعه بی تفاوت نباشید

در برابر مسائل جامعه بی تفاوت نباشید