دوشنبه 15 آذر 1395 16:09:03

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 17530

تاریخ انتشار : 12/11/1393 - 22:22

از چالش مجازی تا واقعیت

چالش هایی که فقط به درد لایک می خورند

مشکلات اجتماعی زیادی در جامعه ما هستند که می‎توانیم برای آنها «رویداد رسانه ای» ایجاد کنیم و قدمی در راستای حل آن مشکل برداریم.

چالش هایی که فقط به درد لایک می خورند

سوادکوه- در چند روز گذشته خانم «لیلا اوتادی» بازیگر سینما و تلویزیون، یادداشتی بر روی صفحه‎ی خود در شبکه‎ی اجتماعی گذاشت که مورد استقبال بسیاری از مخاطبانش قرار گرفت.

او در یادداشت انتقادی خود نوشته است: 
«به نام خداوند بخشنده 
چندی پیش در خبری خواندم؛ سرانه مطالعه ایرانیان پایین ترین ها در جهان است، ابتدا خیلی غمگین شدم اما بعد به فکر فرو رفتم، به این فکر کردم چه شده است که عده ای از ما به جای پرورش افکار به فکر پرورش ظاهر رسیده ایم تا آنجا که یک سوئدی که واردکننده لوازم آرایش به ایران بود عنوان کرد:"صادراتمان به ایران یک و نیم برابر دیگر کشورهاست." حقیقتا این آمارها دردناک است. 
دردناک است که ظاهربین شده ایم و از الگوهای انسانی و ملی که در همه کشورها و جوامع رعایت و حمایت می شود فاصله گرفته ایم. 
وقتی هر موضوعی داغ می شود همه بی آنکه به آن فک کنیم آن را انجام میدهیم و وقتی از مد افتاد ناگهان فراموش می کنیم. 
همین چندوقت پیش بود که روی سر خود آب می ریختیم و دیگران را نیز به آن دعوت می کردیم اما حواسمان نبود که این چالش نه بخاطر خنده و آب بازی بلکه بخاطر کمک به کسانی بود که نیازمند کمک مان بوده اند، که اگر یادمان بود فراموش نمی کردیم باید احسان کرد به هرکس که می توانیم، بدون اینکه داد بزنیم و فریاد بکشیم. 
مضرات لوازم آرایشی برای خانم ها آنقدر زیاد است که وادارمان کند که در هرجایی همیشه و هرروز آرایش نکنیم.  
این تمام حرفم بود درباره چالش آرایش؛ نه از همکارانم دعوت کردم و نه از شخص خاصی که بدون آرایش عکس بگیرد و نه خود را در این حد میدانم که به کسی نصیحت کنم آرایش بکند یا خیر! 
اما خوب است که لااقل یک روز در هفته را آرایش نکنیم، لازم نیست عکس بی آرایش بگیریم و فریاد بزنیم مهم این است که بدانیم برای بالا رفتن فرهنگ یک کشورباید دانسته هایمان را زیاد کنیم و به آنچه یادگرفتیم عمل کنیم. »
 
این یادداشت پربیننده باعث شد تا سری به آمارها بزنیم تا صحت یادداشت این بازیگر سینما را بررسی کنیم.
چالش سطل آب یخ یا همانIce bucket challenge  یک «رویداد رسانه ای» قلمداد می شود که از حدود آگوست 2014 در فضای جهانی وب مطرح شد. این رویداد رسانه ای در حمایت از افراد مبتلا به بیماری ALS یا همان «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» در کشورهای غربی ایجاد شد. به این صورت که هرکس با ریختن یک سطل آب یخ بر روی خود حمایتش را مبتلایان به بیماری مذکور اعلام می‎کرد.
 
 
وی همچنین چند نفر دیگر را نیز به انجام این کار دعوت می‎نمود. افرادی که به انجام این کار دعوت شده بودند باید ظرف 24 ساعت این کار را انجام داده و از خود تصویر می‎گرفتند وآن را منتشر می‎ساختند. در غیر این صورت باید مبلغ 100 دلار به موسسات خیریه مربوط به این بیماری اهدا می‎نمودند. نتیجه آن می شود که اسم این بیماری در فضای رسانه ای مطرح شده و مخاطبان با آن آشنا می‎شوند و طبیعتاً کمک های بشردوستانه در این باره نیز بیشتر می‎شود.
 
 بازخورد این رویداد رسانه ای در ایران 
در  ایران عده ای از افراد مشهور ازجمله بازیگران سینما و تلویزیون، خوانندگان و مجریان برنامه های تلویزیونی و... دامنه ی این رویداد رسانه ای را به داخل کشور کشاندند. هم اکنون جست و جوی عبارت «چالش سطل آب یخ» در شبکه ی آپارات حدود 15000 نتیجه و در شبکه ی یوتیوب حدود5000 نتیجه دربر دارد. 
 
اما این بار خبری از حمایت از بیماران مبتلا به ALS نبود! در ایران، بازیگران و سایر افراد مشهور در محافل رسانه ای، تنها یک سطل آب یخ را بر روی خود می‎ریختند و دوستانشان را به انجام این کار دعوت می‎نمودند. در نتیجه تنها شکل و ظاهر این کار به محافل رسانه ای ایران منتقل شد! یعنی «چالش سطل آب یخ» تبدیل به یک بازی شد!
 
 
جالب است بدانیم طبق آمار، در ایران تنها حدود 2000 تا 3000 مورد ابتلا به ALS تخمین زده می شود. این در حالی است که آمار مبتلایان به بیماری ام اس حدود 70000 مورد و آمار ابتلا به بیماری ایدز چیزی حدود 28000 مورد است.
 
نتیجه آنکه اگر قرار است موج های این چنینی در فضاهای رسانه ای و شبکه های اجتماعی مطرح شود، چه بهتر است که نفع و فایده ای هم برای آن در نظرگرفته شود! چرا باید آنقدر ظاهربین باشیم که از هر حرکتی تنها ظاهر آن را ببینیم و سعی کنیم از ظاهر آن حرکت تقلیدِ بدون تعقل کنیم؟
 
خوب است از کسانی که این چالش را انجام داده اند و ویدئوی خود را منتشر ساخته اند بپرسیم اصلاً تا به حال اسم «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» را اصلا شنیده اند؟!
مقایسه‎ی آمار جست و جوی دو عبارت «بیماری ALS» و عبارت«چالش سطل آب یخ» در ایران نشان می دهد که میزان جست وجوی عبارت «چالش سطل آب یخ» از عبارت «بیماری ALS» بیشتر است! و این یعنی فرع بر اصل تقدم یافته است!
 
 
این در حالی است که مقایسه ی میزان جست و جوی دو عبارت Ice bucket challenge و ALS نشان می دهد که میزان جست و جوی عبارت ALS در جهان بیشتر بوده است!
 
 
این مسئله نشان می‎دهد که این رویداد رسانه ای در بستر رسانه ای خود(جامعه ی غربی)خوب عمل کرده است. چرا که این رویداد توانسته است کاری کند که یک مخاطب غربی در مورد این بیماری کنجکاو شده و آن را در گوگل جست وجو کند و با آن آشنا شود.
 
اما در ایران :
اولاً انجام این حرکت نتوانسته چنین موفقیتی به دست بیاورد. دلیل آن هم ظاهربینی افراد مشهور و تبدیل کردن این مسئله توسط آنان به یک بازی است!
ثانیاً برفرض که این حرکت موفقیت کسب می‎کرد و توجه مردم را به این بیماری جلب می کرد؛ آیا اهمیت این بیماری از بیماری هایی نظیر «ام اس» و «ایدز» در ایران که چندین برابر شایع تر هستند بیشتر است؟!
 
آیا در ایران مشکلات و معضلات مهمتری وجود ندارد که بخواهیم برایش یک رویداد رسانه‎ای درست کنیم؟
خانم اوتادی نیز در متن انتقادی خود به برخی معضلات اجتماعی در ایران اشاره کرده اند. از جمله آمار واردات لوازم آرایش به کشور که بسیار بیشتر از سرانه‎ی مطالعه ی ایرانیان است! جالب است بدانیم با اینکه سرانه ی مطالعه در کشور ما عدد کمی است، اما هرسال با سیلی از مراجعه کنندگان به نمایشگاه بین المللی کتاب مواجه هستیم! پیدا کردن دلیل این تناقض را به عهده‎ی مخاطب می گذاریم.
 
اما در مورد میزان واردات لوازم آرایش به کشور آمار جالب توجه دیگری وجود دارد که نشان می دهد سالانه 10 بیلیون و 200میلیارد تومان(10200000000000) واردات لوازم آرایش به ایران صورت می‎گیرد که طبق این آمار، ایران بیشترین مصرف کننده‎ی لوازم آرایش در خاومیانه است! (بیشتر)
 
در یک جمع بندی و نتیجه گیری آسیب شناختی باید گفت: ابزارهای ارتباطی می‎توانند بستر فرصت های خوبی باشند که تحقق این فرصت ها بستگی به توانمندی و ذکاوت و خلاقیت کاربر آن دارد. مشکلات اجتماعی زیادی در جامعه ما هستند که می‎توانیم برای آنها «رویداد رسانه ای» ایجاد کنیم و قدمی در راستای حل آن مشکل برداریم.
 
استفاده از شبکه های اجتماعی به نیت لایک خوردن مصداق عقب ماندگی و فقر اطلاعاتی است که معمولا در جوامع جهان سومی به چشم می‎خورد. منشا آن می‎تواند آشنایی نداشتن با کارکرد ابزارهای نوین ارتباط جمعی یا حتی خلاء های روحی نظیر کمبود توجه یا کاهش اعتماد به نفس و... باشد.
 
کسانی هستند که در ایران توانسته اند در یک سطح محدود استفاده‎ی مناسبی از این ابزارهای ارتباطی بکنند. به عنوان مثال اخیراً دیده شده است که برخی از جوانان، غذاهای اضافی و مصرف نشده‎ی جشن ها و عروسی هایشان را از طریق ارسال ایمیل های دست جمعی به دوستان خود و جذب همکاری، بین فقرا و نیازمندان تقسیم می‎کنند. اتفاقی که در معضلات متعدد فرهنگی و اجتماعی می تواند ظهور و بروز داشته باشد.

منبع : فرهنگ نیوز
دیدگاه شما در مورد : چالش هایی که فقط به درد لایک می خورند

چالش هایی که فقط به درد لایک می خورند