پنج شنبه 18 آذر 1395 05:35:26

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار سوادکوه
چاپ

کد خبر : 138

تاریخ انتشار : 31/06/1392 - 09:54

به مناسبت سالروز واقعه تروريستي سي ام شهريور قائم شهر

خاطرات يك جامانده از شب حادثه/ واكاوي يك ترور

ذاكري خطير رئيس سازمان تبليغات اسلامي شهرستان سوادكوه شهيد رضايي را اينگونه به ياد مي آورد:« هنوز بعد از 31 سال او را با لباني متبسم،چهره اي خندان و روحيه اي شاداب به ياد مي آورم.»

خاطرات يك جامانده از شب حادثه/ واكاوي يك ترور

سوادكوه- پاسدار شهيد صفرعلي رضايي در سال 1340 در روستاي خرم آباد(دودانگه) بدنيا آمد، تحصيلات ابتدايي خود را در منطقه دودانگه و دوران راهنمايي را در پل سفيد به اتمام رساند. مدت 3 سال به عنوان پاسدار رسمي در سپاه منطقه قائم شهر مشغول فعاليت بود و در تاريخ 6/2/59 به جبهه اعزام شد. مدت دو ماه در جبهه ها حضور داشت و پس از آن در تاريخ 30/6/60 بدست منافقين كوردل در مقر سپاه قائم شهر به درجه رفيع شهادت نائل آمد. پيكر مطهرش بعد از تشيع در گلزار شهداي پل سفيد به خاك سپرده شد.

در 30 ام شهريورماه سال 60 واقعه تلخي در ساختمان مقر بسيج قائم شهر رخ داد در اين حادثه تروريستي شهید نوروزیان فرمانده بسیج شهرستان قائم شهر به همراه 6 تن از پاسداران انقلاب اسلامي به دست منافقين كوردل به درجه رفيع شهادت نائل آمدند.

پاسدار شهيد صفرعلي رضايي نيز يكي از شهداي اين كاروان بود. حجت الاسلام ذاكري خطير رئيس سازمان تبليغات اسلامي شهرستان سوادكوه كه آن روزها در كسوت يك پاسدار فرمانده حوزه مقاومت بسيج زيراب بودند به عنوان يكي از آخرين كساني است كه قبل از رخداد اين حادثه در آنجا حضور داشت .

ذاکری ماجرای جا ماندن خود از کاروان شهداء را این گونه شرح می دهد:« قرار بود من نیز به عنوان یکی از نگهبانان، آن شب در ساختمان تامپلا حضور داشته باشم، با شهید گرزین مسئول تسلیحات بر سر تعداد اسلحه های تحویلی به بچه ها بحث می کردم، از او خواستم ده عدد کلاش در اختیار ما قرار دهد اما او زیر بار نمی رفت و حاظر نبود بيش از سه اسلحه به ما تحویل دهد من نیز به خاطر این موضوع حاظر  نشدم آن شب آنجا بمانم و برای استراحت به مقر سپاه پاسداران قائم شهر رفتم و صبح بود که ماجرا برای ما روشن شد.»

این رزمنده شرح واقعه آن شب را این طور بیان می کند:« در میان کسانی که آن شب در ساختمان حضور داشتند فردی بود به نام احمدی(معدوم)، این فرد جزو منافقيني بود که بعد از انقلاب توبه نموده بودند، با اینکه اداره اطلاعات و بعضی از مسئولین سپاه به او اعتماد نداشتند اما شهید نوروزیان با آن سجایای اخلاقی خاص خودش با نگاهی دلسوزانه او را در کنار خود نگاه می داشت و هر چه به او هشدار می دادند در این شهید والا مقام تاثیر نمی گذاشت، او معتقد بود که باید به احمدی فرصت دوباره داد.»

وي در ادامه گفت:« آن شب نيز احمدي طبق روال در آنجا حضور داشت و پاسبخشي نگهباني را به عهده گرفت، زماني كه همه خواب بودند او در صدد پاسخگويي به اعتماد شهيد نوروزيان برآمد و با همكاري چند تن از منافقين ديگر همه پاسداران را در خواب به رگبار بستند. هدف اصلي آنها شهيد نوروزيان بود و براي اطمينان از شهادت اين بزرگوار بعد از به رگبار بستن او با پرتاب نارنجكي دستي شهادتش را حتمي كردند. در اين واقعه 7 پاسدار از جمله شهيد رضايي كه در كنار نوروزيان خوابيده بود به شهادت رسيدند و البته كلي از افراد هم مجروح شدند.»

رئيس سازمان تبليغات سوادكوه از نحوه آشنايي شهيد رضايي و نوروزيان اينگونه ياد مي كند:« شهيد نوروزيان مسئول آموزش پادگان شهيد قاسميان بود و شهيد رضايي نيز به عنوان پاسدار ويژه براي آموزش به اين پادگان رفته بود همانجا بود كه اين دو شهيد با هم آشنا شدند. با اينكه شهيد رضايي از اهالي پلسفيد بود و هنوز كادر رسمي نشده بود به دليل اخلاق زيبايي كه داشتند شهيد نوروزيان او را نزد خودش در قائم شهر نگه داشت. »

اين روحاني مبارز در مورد شخصيت شهيد رضايي مي گويد:« هنوز بعد از 31 سال او را با لباني متبسم،چهره اي خندان و روحيه اي شاداب به ياد مي آورم. اين شهيد بزرگوار علاوه بر  اخلاق زيبايي كه داشت خيلي چابك بود و همواره با كلاشي كه به دوش داشت در حال دويدن بود. شهيد رضايي خيلي به نماز جماعت اهميت مي داد و يكي از مشخصه هاي اخلاقي اش حضور هميشگي در نماز جماعت بود.»

شهيد رضايي در قسمتي از وصيت نامه اش مي گويد:«از امام پيروي كنيد و هرگز از امام رويگردان نشويد.»

اين واقعه كه در سال 60 به وقوع پيوست خود شاهد گويايي است بر اينكه ملت ايران قرباني تروريست مي باشند و ترور شهداي هسته اي مانند دكتر شهرياري، احمدي روشن و امثال اين شهيدان نشان از آن دارد كه قرار نيست اين ماجرا به اين زودي پايان يابد.

 



دیدگاه شما در مورد : خاطرات يك جامانده از شب حادثه/ واكاوي يك ترور

خاطرات يك جامانده از شب حادثه/ واكاوي يك ترور