شنبه 20 آذر 1395 16:09:39

 

 

 

 

   

 

   

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهاد سردبیر
چاپ

کد خبر : 12460

تاریخ انتشار : 26/08/1393 - 20:51

بررسی ویژگی ها و مولفه های اسلام آمریکایی

تهاجم فرهنگی به سبک اسلام آمریکایی

در تفکر اسلام آمریکایی که در مقابل مظاهر تمدن غرب کمر خم کرده، منفعت محوری و ماتریالیستی را همچون غرب جز اصول اساسی خود فرض کرده و در این راه از ارتکاب به اعمال غیر اخلاقی نیز هراسی نداشته؛ و اقدامات و رفتارهای بازیگران سیاسی در عرصه بین اللملل را بدون هیچ چون و چرایی برای خود الگو می پندارند اگر چه با اصول و مبانی اسلام در تناقض باشد.

تهاجم فرهنگی به سبک اسلام آمریکایی

سوادکوه- مسئله ای که در دوره معاصر در برخی از کشورهای اسلامی مشاهده می شود، ظهور پدیده دو نوع از اسلام متقابل با عناوین «اسلام آمریکایی» و «اسلام اصیل» می باشد. این پدیده نه تنها در عرصه بین المللی به عینه مشاهده می شود حتی در برخی از جریانات سیاسی اجتماعی موجود در داخل ایران نیز به چشم می خورد.

«اسلام آمریکایی» عبارتی است که برای اولین بار توسط امام خمینی (ره) در فرهنگ سیاسی جهان اسلام وارد شد که در طول سالیان متمادی از سوی مقام معظم رهبری هم کرار مورد توجه قرار گرفته است. در اصل این گونه می توان گفت که اسلام آمریکایی اسلامی است که در پوشش اسلام راستین ظاهر شده و بی تفاوتی و سازشکاری با ظالمان و مستکباران را گاهی در لباس خشونت و تکفیر و گاهی در لباس غرب گرایی و غرب زدگی به جهانیان نشان می دهد و جز اختلاف افکنی و دیوارکشی بین مسلمانان ثمره ی دیگری ندارد. حال دیدبان در این عریضه سعی دارد به برخی از مهمترین ویژگی های این سبک از برداشت از دین پرداخته و مولفه های اصلی آن را مورد بررسی قرار دهد.

اولویت و توجه صرف برای حفظ ظواهر

یکی از ویژگی های اسلام آمریکایی که عاملی برای شناسایی و تفکیک از اسلام اصیل می باشد، ویژگی هم پوشانی این نوع اسلام در قالب اسلام راستین است، با این توضیح که بر خلاف محتوای ناصحیحی که دارد، توجه ویژه ای را برای حفظ ظواهر و رعایت شعائر نمادین قائل هستند.

به عنوان نمونه با اینکه انجام فرائض دینی بر تمام مسلمین واجب بوده لکن اصل حرّیت و آزادگی در دین اسلام و سرتعظیم فرود نیاوردن در مقابل ظالمان از اصول اساسی آن محسوب می شود اما آنچه که مشاهده می شود این است که گاهی به بهانه به جای آوردن سنت نبوی و گاهی به بهانه تعظیم شعائر دینی دست به بدعت هایی می زنند که نه با منابع اسلامی و نه با مبانی عقلی قابل جمع بوده، بلکه صرفا ادعایی از اسلامگرایی می باشد، که می توان به جرعت گفت که مصداق آیه شریفه «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛ و چون به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید مى گویند ما خود اصلاحگرهستیم » می باشند. (آیه 11 سوره بقره) به طوری که مقام معظم رهبری(مدظله) هم در پیام شان به کنگره عظیم حج خاطر نشان کردند که نباید با سردمداران این نوع از اسلام همکاری کرد هرچند که در لباس یک عالم دینی باشند: «از علمداران اسلام آمریکایی، چه در لباس عالم دین و چه در موضع سیاستمدار برحذر باشید و آنان را در سخن و اشاره و جهتگیری شان متهم کنید و هرگز درصدد جلب کمک آنان نباشید.» (1)

اختلاف افکنی و دیوار کشی بین امت اسلامی

آنچه که از آموزه های اسلام می توان درباره ی چگونگی ساختار و نظام بندی همگرایی مسلمانان استخراج کرد، آیه شریفه « اِنَ هذِهِ اُمَتُکُم اُمَةً وَحِدَةً وَ اَنَا رَبُکُم فَاعبُدون؛ این است امت ‏شما که امتى یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید» (92، انبیاء) می باشد، به طوری که امتی واحد با محوریت عبودیت خدا را تجویز می کند و لذا بیش از آنکه وحدت را در چارچوب جغرافیایی محدود کند وحدت را در سطح امت بسط داده و نگاه جهان وطنی به این امر دارد. اما در مقابل اسلام آمریکایی که در انواع قالب ها و نام ها تجلی پیدا کرده، شکاف های ناشی از عدم وحدت در امت اسلامی را با تاکید بر افتراقات و اختلافات بیشتر می کند.

حرکت بزرگ امت اسلامی به سوی تعالی و پیشرفت که مبتنی بر توحید و حریت می باشد، مانع از آن می شود که سود جویان و غارتگران جهانی و منطقه ای همچون آمریکا به منابع عظیم امت اسلامی همچون نفت و گاز دست پیدا کنند و از این مهمتر، پیامی که اسلام به جهانیان عرضه می کند، پیام آزادگی و اتحاد و پیشرفت بوده که این خود نه تنها منافع امپریالیستی آنها در منطقه را به خطر می اندازد، بلکه موجب از بین رفتن ثبات منافع آنان در تمامی مناطق جهان می شود. لذا با حمایت و ایجاد فرق و مذاهب مختلف اسلامی و حتی گاها در قالب جریانات سیاسی و گروه های اجتماعی در کشورهای اسلامی و منطقه،  درپی سود جویی ها و حفظ منافع خود هستند.

آنچه را که می توان ثمره این اختلاف و دیوارکشی ها معرفی کرد، بدین گونه است: «حفظ حامیان منطقه ای و شرکا» و «استفاده از منابع امت اسلامی و استعمار کشورهای عقب مانده». اما این در حالی است که رژیم صهیونیستی در همین منطقه ی خاورمیانه به اشغال سرزمین فلسطین و تعرض به خاک و فرهنگ مسلمین می پردازد، لذا با منحرف کردن افکار عمومی و جهت دهی آن به سوی جریانات داخلی کشورها و مناطق اسلامی همچون گروه های تکفیری و سلفی و اختلافات شیعه و سنی به سود خود تمام می کنند و هر چه قدر این اختلافات و دیوارکشی های مسلمین زیاد باشد، حاشیه امنی برای کشورهای مستکبر فراهم خواهد آمد؛ به طوری که مقام معظم رهبری بارها فرموده اند: «همه ی تلاش های دشمن متوجه این می شود که امت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگ های داخلی، با ترویج افراطگریِ انحرافی به نام اسلام و به نام دین و شریعت؛ عده ای عامه ی مسلمانان را، اکثریت مسلمانان را تکفیر کنند. وجود این جریان های تکفیری که در دنیای اسلام به وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است.» (2)

همچنین این اختلاف افکنی در میان کشورها و امت اسلامی عامل مهمی است که کشورهای غربی بتوانند با انعقاد قراردادهای یک طرفه نفتی و صنعتی در قالب های به ظاهر مشروع حقوقی اولاً به منابع عظیم زیرزمینی آنها دست پیدا کنند دوما بازارهای دائمی و مصرف گرای منطقه را در دست بگیرند، که این امر در کشورهای حاشیه خلیج فارس و شمال آفریقا به خوبی دیده می شود.

اسلام بی درد و سازش با ظالم و مستکبر

ظلم ستیزی و یاری رسانی به مظلومان در تمامی حالات از اصول فرهنگ اسلامی محسوب می باشد لذا در احادیث نبوی و ائمه اطهار به خوبی این امر مهم مورد تاکید قرار گرفته است به طوری که امام سجاد (ع) می فرمایند: «گناهانى که باعث نزول عذاب مى شوند، عبارت اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.» (معانى الاخبار ص 270 و 271 ، ح 2) اما این شیوه ی برداشت از دین در اسلام آمریکایی، اجازه نمی دهد که فرد مسلمان در مقابل اندیشه استکباری ظالمان و اقدامات عملی آنها مقابله کند و در حقیقت تئوری انفعال و بی تفاوتی را تجویز کرده و  محصور شدن در کنج مساجد و معابد را جایگزین تحقق امت واحده می کند. اما این تمام حقیقت این نوع اسلام نیست بلکه علاوه بر سکوت و سازش با آن، به توجیح گری جنایات آنها نیز روی می آورد، به طوری که در جریان قتل عام گروهای تکفیری داعش که توسط حمایت های سیاسی غرب و دلارهای نفتی کشورهای عربی همچون عربستان تشکیل یافته و از سوی این کشورها مورد حمایت تسلیحاتی و مالی قرار می گیرند.

 همچنین اسلام منفعل در برابر تجاوزات و استکبارگران را که در برخی از جریانات سیاسی کشورهای عربی همچون مصر و ترکیه مشاهده می شود را نمی توان از جریانات سازشکار و منفعل اسلامی جدا کرد زیرا این جریانات یا از موضع ضعف به خود نگاه می کنند و یا مقابله با استکبار را تکلیف خود نمی دانند که هر دو تقریر هیچ گونه تناسبی با اسلام اصیل ندارد.

مقهور تمدن و سیاست غرب

تفکر سیاسی غرب در سالیان دراز با فراز و نشیب های مختلفی روبرو بوده، اما اساسا برخی از مولفه های آن همچون منفعت طلبی جزء محورهای اصلی آن بوده و همواره خود را در قالب های مختلف به بروز رسانده است، که طبق این دیدگاه از هیچ وسیله ای جهت کسب سود حداکثری دریغ نمی گردد. در صورتیکه که هدف از سیاست و حکومت دینی در اسلام راستین فراهم کردن زمینه ی رشد برای انسان ها و اجرای عدالت بوده و محوریت خود را بر پایه ی کسب منافع حداکثری بنا ننهاده و سودجویی و ظلم در این مسیر را ناپسند می شمارد. اما در تفکر اسلام آمریکایی که در مقابل مظاهر تمدن غرب کمر خم کرده، منفعت محوری و ماتریالیستی را همچون غرب جز اصول اساسی خود فرض کرده و در این راه از ارتکاب به اعمال غیر اخلاقی نیز حراسی نداشته؛ و اقدامات و رفتارهای بازیگران سیاسی در عرصه بین اللملل را بدون هیچ چون و چرایی برای خود الگو می پندارند اگر چه با اصول و مبانی اسلام در تناقض باشد.

همین رویکرد گاها در برخی از جریانات سیاسی داخل ایران هم مشاهده می شود، به عنوان نمونه در طی سومین انتخابات مجلس شورای اسلامی عده ای از چپی ها (اصلاح طلبان) در جریان انشعاب مجمع روحانیون، بر علیه جامعه روحانیت موضع گرفته و با اسلام آمریکایی خواندن آنها، به نوع نگرش آنها نسبت به اقتصاد و سیاست تاختند که البته تا حدودی هم توانستند انتخابات را به نفع خود پیش ببرند. اما با گذشت زمان و موضع گیری گروه ها در حوادث مختلف، مشخص گردید که کدام جریان نماد اسلام آمریکایی بوده و منفعت طلبی خود را از طریق وسیله های نامشروع پیش می برد.

اسلام بدون عنصر ولایت

حکومت اسلامی بر دو عنصر اسلام و مردم بنا شده است؛ اسلام از باب مشروعیت و محتوا که بر مبنای قرآن و ولایت، پایه ریزی شده و عنصر جمهوریت از باب مقبولیت که مجوع افراد جامعه اسلامی مد نظر می باشد. لذا هر جریان اسلامی که فاقد عنصر اسلام مبتنی بر قر آن و ولایت نباشد را نمی توان جزء اسلام راستین محسوب کرد و از طرف دیگر نظامهای دیکتاتوری و توتالیتری که مردم در مبقولیت آن نقشی ندارد را نمی توان مورد تایید قرارداد. به طوری که شاید شاخص ترین و مهمترین نماد و ویژگی اسلام آمریکایی را دوری از ولایت بیان کرد.

مقام معظم رهبری در رابطه با لزوم وجود دو عنصر اسلامیت و جمهوریت در تحقق اسلام راستین این گونه بیان می کنند که « اسلام آمریکایی فقط آن نیست که آمریکا پسند باشد؛ هر چیزی که خارج از این اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتی هم همین جور است، اسلام التقاطی هم همین جور است، اسلام سرمایه داری هم همین جور است، اسلام سوسیالیستی هم همین جور است، اسلام هایی که با شکل ها و رنگ های مختلفی عرضه بشود و آن عناصر اصلی در او وجود نداشته باشد، همه اش مقابل اسلام ناب است». (3)

نتیجه گیری

باید همواره شاخص ها و ویژگی های اسلام آمریکایی تبیین گردد تا در رابطه با این سبک از برداشت با آگاهی تمام برخورد گردد تا از جریان اصیل اسلامی جدا گردد. اما به نظر دیدبان گاها نه تنها با این جریان جعلی به درستی مقابله نمی شود بلکه به عنوان الگوی رفتاری هم در جامعه ترویج می شود حال آنکه این شیوه ی از تفکر بهترین و کم هزینه ترین وسیله برای تامین منافع کشورهای غربی بوده و همواره محملی برای پیش برد اهداف مستکبرین هم در سطح بین الملل و هم در سطح داخلی بوده اند و قطعا بخش عمده ی تهاجم فرهنگی با این شکل از اسلام تحقق پیدا می کند. 

ارجاعات

1.بیانات مقام معظم رهبری در کنگره حج ( 1370/03/26 )

2.بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی (1392/10/29)

3.بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری (1388/07/02)


منبع : دیدبان
دیدگاه شما در مورد : تهاجم فرهنگی به سبک اسلام آمریکایی

تهاجم فرهنگی به سبک اسلام آمریکایی